انجمن های هواداران پرسپولیس
بازگشت   انجمن های هواداران پرسپولیس > فوتبال داخلی > مباحث عمومی داخلی
اطلاع رسانی

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش

#241

                      قدیمی 07-14-2010, 08:22 AM
zamara
مدیر كل
zamara آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2008
نام حقیقی: اسماعيل
سن: 47
محل سکونت: مشهد
تیم مورد علاقه: پرسپوليس
مربی مورد علاقه: گوارديولا
بازیکن مورد علاقه: كريم باقري
نوشته ها: 8,950
تشکرها: 11,833
تشکر شده 8,304 بار در 3,911 نوشته

نمايش مدال ها

تشکرها: 11,833
تشکر شده 8,304 بار در 3,911 نوشته
zamara به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض پاسخ : مقالات و تحليل هاي روز پيرامون فوتبال

ستاره هايى كه ديگر ستاره نيستند چرا بدون تيم مى مانند؟

برخى از ستاره ها بدون تيم مانده اند. چرا؟ آيا آنگونه كه خودشان فكرمى كنند مشكل از فوتبال ماست؟
آيا ايراد از نداشتن «مدير برنامه اى» است كه بتواند در باشگاه ها نفوذ داشته باشد؟!به زعم ما هر اتفاقى كه براى هر آدمى پيش مى آيد متاثر از نوع رفتار و عملكرد خودش است. در مورد بزرگانى كه بدون تيم مانده اند هم چنين قانون نا نوشته اى مصداق پيدا مى كند.
به طور مثال فصل پيش يكى از مدافعان سرشناس احساس مى كرد كه نبايد زير ۵۰۰ ميليون بگيرد و زمانى كه معلوم شد هيچ تيمى در ايران چنين رقمى را به اونمى پردازد اين بازيكن به يك تيم خارجى پيوست و در انتهاى فصل هم برايش چاره اى باقى نماند جز آنكه با بهايى نازل به ليگ ايران باز گردد.
امسال هم يك مهاجم براى تيم سابقش پيغام فرستاد كه حاضرم با رقمى پايين برايتان بازى كنم اما وقتى اين تيم يك فور وارد خارجى را جذب كرد بازيكن مورد بحث در پاسخ به پيشنهاد يك تيم شهرستانى از رقمى بالاى ۴۰۰ ميليون حرف زد تا بدون تيم بماند.
آرى بعضى ها هنوز در گذشته زندگى مى كنند و بدون تجربه به افت كيفى اى كه طى اين چند سال داشته اند، مى كوشند تا بهاى دوران اوج شان را از تيم ها بگيرند. جالب اينكه بازيكنان مذكور به فكر زندگى حرفه ايشان هم نيستند و اغلب به دليل قليان كشيدن و كارهايى از اين دست آمادگى بدنى شان را هم از دست مى دهند.
__________________

توجه به قوانين سايت و رعايت آنها نشانگر شخصيت خوب شماست.

با ورزش ، سلامتي و نشاط و زيبايي خود را حفظ كنيد
*********************
پرسپوليس بي همتاست
پرسپوليس بي پرواست
پرسپوليس خون در رگهاست
پرسپوليس هميشه محبوب دلهاست
zamara آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر برای پست مفید ازzamara تشکر به عمل آورده است:

#242

                      قدیمی 07-14-2010, 02:21 PM
Ahmad.taj
بازيكن اصلي
Ahmad.taj آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
تیم مورد علاقه: استقلال*یوونتوس*ایتالیا
مربی مورد علاقه: لیپی*هیدینگ
بازیکن مورد علاقه: بوفون
نوشته ها: 279
تشکرها: 82
تشکر شده 334 بار در 211 نوشته
تشکرها: 82
تشکر شده 334 بار در 211 نوشته
Exclamation يك مشت اشتباه خنده‌‌دار!




1)
در روزهاي برگزاري جام‌جهاني فوتبال، بخشي از مهم‌ترين سينماهاي كشورمان اقدام به بليت فروشي و پخش مسابقات مهم اين تورنمنت روي پرده سالن‌هاي خودشان كردند. اين طرح كه با بيم و اميدهايي آغاز شد، به تدريج جا افتاد و كار به جايي رسيد كه در مراحل بالاتر، بليت‌هاي ورودي با نرخ چند برابر به دست متقاضيان مي‌رسيد و حالا ظاهرا قرار است براي فينال، نمايش فوتبال در سينما به صورت با شكوه‌تري برگزار شود. فعلا همه راضي‌اند. بعد از مدت‌ها باد به پرچم صاحبان سينما افتاده و كاسبي مبسوطي راه انداخته‌اند و البته مردم هميشه غمگين ايران نيز مجالي براي دور هم بودن و لذت بردن از هيجان يافته‌اند. با همه اينها، اما اعتقاد داريم آنچه اين روزها در سالن‌هاي سينما مي‌گذرد، يك روند كاملا غلط است كه از مشتي محاسبه اشتباه، نتيجه مي‌شود. آيا واقعا بهترين جا براي تماشاي دسته جمعي فوتبال، سينماست؟

2)‌ اقدام به روي پرده بردن مسابقات فوتبال در سالن‌هاي سينما، يك پازل بدتركيب از قطعات سرگرداني است كه به ناچار كنار هم چيده شده‌اند. بله؛ عقيده داريم مردم ما حق دارند شاد باشند و از معدود فرصت‌هاي موجود براي لذت بردن از هيجان استفاده كنند، اما فراموش نكنيم ساز و كار طرحي مثل تماشاي جمعي بازي‌هاي فوتبال را بايد مديران شهري، در اماكني نظير پارك‌ها، بوستان‌ها و معابر عمومي فراهم كنند، درست مثل همه جاي دنيا كه اين قبيل اقدامات، ظرف مكاني خاص خودش را دارد و هيچ كجا سالن‌هاي سينما را براي فوتبالدوستان قرق نمي‌كنند. از سوي ديگر، استدلال آشتي عمومي با سينما نيز براي توجيه اين طرح، به هيچ وجه قابل قبول نيست. از ياد نبريم آنچه مخاطبان هنر هفتم در ايران را از سينماها دور كرد،‌ مجموعه‌اي از كاستي‌هاي اين حوزه بود؛ از سالن‌هاي محقر با پرده‌هاي لرزان و كج و كوله و صداي ضعيف گرفته تا اصل كار كه فيلم‌هاي بنجل و بزن در روي تجاري است. به جدول فروش فيلم‌ها طي ساليان اخير توجه كنيد؛ سلاطين فروش، عمدتا تعدادي كمدي مسخره بدون داستان، با استفاده از سوپراستارهاي خوش رنگ و لعاب و بداهه كاري بوده‌اند كه نفس ساخته شدن‌شان توهيني به جماعت عاشق سينما به شمار مي‌رفته است. دقيقا همين مساله هم هست كه باعث مي‌شود طرفداران اين هنر جذاب براي ارضاي علاقه‌شان به جاي رفتن به سينما، به دنبال تهيه كالاي مطلوب و ارزان قيمت خارجي از بازار وسيع DVD‌هاي رايت شده باشند. در چنين شرايطي آيا، مي‌توان هجوم شيپور به دست‌هاي هوادار فوتبال براي پيگيري جام جهاني در سالن‌هاي سينما را آشتي مردم با اين عرصه تلقي كرد؟!

3) بخش قابل توجهي از مشتريان طرح جديد سينماها را دختران و زنان تشكيل مي‌دهند و قطعا يكي از دلايل اصلي استقبال آنان از اين موضوع، منع ورود ايشان به استاديوم‌هاست. آيا بهتر نيست دوستان به جاي فخرفروختن به پر شدن سينماها از اين جوانان مشتاق، به دنبال حل مشكل ورود بانوان به ورزشگاه‌ها بروند و حالا كه خوش خيالانه داعيه ميزباني تورنمنت‌هاي بزرگ بين‌المللي در سر دارند، دست كم اين مانع ديرين بر سر راه ورود بانوان به ورزشگاه‌ها را مرتفع كنند؟ معني اين خوشحالي دروغين را نمي‌فهميم كه چرا بايد بعضي از مسوولان ما شاد باشند از اينكه فوتبالدوست‌ها به جاي پارك‌هاي روشن و مجهز بايد هشت هزار تومان پول خرج كنند و براي دور هم بودن به سينما بروند، در حالي كه در دوران ركود سينماي ايران، فيلم برجسته و نادري مثل «كيفر» به اندازه كافي سالن در اختيار ندارد! اين همه جا به جايي منحصر به فرد و «اشتباهي»، آيا يكي از دلايل درماندگي كشور ما در حوزه‌هاي اجتماعي نيست؟

4)
كلا وضع جالبي داريم. سينماها پر شده‌اند از فوتبالي‌ها، سينماگران در دفتر مقامات ارشد سياسي و دولتي رويت مي‌شوند و سياسيون همه كاره فوتبال‌اند! نتيجه هم روشن است. فوتبال‌مان از هستي ساقط شده، سينماي‌مان ورشكسته است و... بگذريم!
* * *
رسول بهروش
«روزنامه گل»
__________________
حاصل عمر بجز مهر علی چون آه است
وقت مرگم به لبم زمزمه آن شـاه است



Ahmad.taj آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر برای پست مفید ازAhmad.taj تشکر به عمل آورده است:

#243

                      قدیمی 07-16-2010, 04:15 PM
Ahmad.taj
بازيكن اصلي
Ahmad.taj آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
تیم مورد علاقه: استقلال*یوونتوس*ایتالیا
مربی مورد علاقه: لیپی*هیدینگ
بازیکن مورد علاقه: بوفون
نوشته ها: 279
تشکرها: 82
تشکر شده 334 بار در 211 نوشته
تشکرها: 82
تشکر شده 334 بار در 211 نوشته
Exclamation معماي تلخ درآمدهاي نجومي براي مربيان داخلي




1 - انتشار فهرست دستمزد سرمربيان حاضر در جام‌جهاني، بهانه‌اي تازه بود براي پرداختن به بحث بسيار مهمي كه گاهي در هياهوي جار و جنجال‌هاي سطحي و كم‌ارزش فوتبال ايران، كاملا تحت‌الشعاع قرار مي‌گيرد و فراموش مي‌شود. ارقام نجومي و خيره‌كننده‌اي كه طي اين سال‌ها پرداختش به مربيان ايراني كاملا مد شده است، حالا با توجه به آنچه در جام‌جهاني گذشت، بيش از هر زمان ديگري به چالش كشيده مي‌شود. اين هم از همان رسم‌هاي منحصر به فرد و عجيب و غريب فوتبال ايران است كه مربيانش برخلاف بيشتر كشورهاي صاحب سبك، بيشتر از بازيكنانش پول بگيرند و دريافتي‌شان چنان سرسام‌آور باشد كه در هيچ منطقي نگنجد. وقتي در مورد بسياري از مربيان متوسط اين فوتبال سخن از دستمزدهاي چند صد ميليوني به ميان مي‌آيد و اين گمانه‌زني‌ها در مورد يكي مثل امير قلعه‌نويي سر به «ميليارد» هم مي‌گذارد، چيزي غير از حيرت و شگفتي باقي نمي‌ماند. اين مربيان، واقعا چه چيزي به فوتبال ايران اضافه كرده‌اند كه چنين مطالبات گزافي دارند؟

2 - جالبتر از اصل انتشار ليست دريافتي مربيان در جام‌جهاني، واكنش‌ها به اين موضوع در ايران بود! در شرايطي كه خود اسكار تابارز به عنوان سرمربي اروگوئه در جام‌جهاني مدعي است ارزش قراردادش فقط 350 هزار دلار بوده، در ايران كاسه‌هايي داغ‌تر از آش، به صرافت اثبات دروغ بودن اين موضوع افتاده‌اند تا بلكه قراردادهاي باورنكردني خودشان را توجيه كنند. بيژن ذوالفقارنسب از اساس داستان سرمربي اروگوئه را تكذيب كرده(!) و مجيد جلالي نيز دستمزد دريافتي تابارز را بي‌ارتباط به ريخت و پاش‌هاي موجود در فوتبال ايران قلمداد مي‌كند! ظاهرا شيوع دروغ در فوتبال ايران از جنس مراعات سقف قرارداد و البته جبران آن از ناحيه زير ميز(!) چنان آقايان را به غيرواقعي بودن همه چيز خو داده است كه حالا نمي‌توانند صحت قراردادهاي منعقد شده در سطح بين‌الملل را نيز باور كنند و گمان مي‌برند آسمان همه‌جا به رنگ آسمان فوتبال ما است! اين اتفاقات، در حالي رخ مي‌دهد كه شايد بهتر باشد به جاي زير سوال بردن همه دنيا(!) اشتباه رويه موجود در كشور خودمان را بپذيريم. در حالي كه متوسط دريافتي بازيكنان سطح اول فوتبال باشگاهي در ايران چيزي بين 300 تا 400 ميليون تومان است و همه ما هم خيلي خوب مي‌دانيم بخش مهمي از اين اعداد و ارقام كاذب، بوده و حق دوستان نيست، مربيان محترم حتي پا را از اين هم فراتر گذاشته‌اند و بعضا مبالغي دريافت مي‌كنند كه خبرش، عقل از سر مي‌ربايد. دوست داريم متوليان اين فوتبال كه چنين ارقام عجيبي را براي مربيان «باب» كردند، توضيح بدهند با كدام فلسفه فلان آقا كه هيچ‌كدام از تيم‌هايش در تمام طول سال‌هاي كاري‌اش هيچ عنواني را به دست نياورده‌اند، بايد حدود 500 ميليون تومان دستمزد دريافت كند؛ يعني 150 ميليون بيشتر از مربي تيم چهارم جهان! آيا اگر ساز و كار اين فوتبال خصوصي بود، باز چنين بذل و بخشش‌هايي صورت مي‌گرفت؟

3 - نكته جالبتر در مورد مربيان ايراني، عملكرد فني آنهاست. ما، ساليان سال است كه با مربي داخلي در عرصه مسابقات باشگاهي آسيا به هيچ موفقيتي دست پيدا نكرده‌ايم و تك درخشش سپاهان در بازي‌هاي قاره‌اي نيز به دوران بوناچيچ برمي‌گردد. در حوزه ملي نيز آخرين روزهاي خوش فوتبال ما، مربوط به نشستن برانكو ايوانكوويچ روي نيمكت ايران بود و پس از آن، چهره‌هايي نظير دايي، قطبي و قلعه‌نويي تنها كورس ناكامي و شكست با هم گذاشته‌اند. در اين شرايط، اينكه چگونه قيمت آقايان به طور مداوم افزايش پيدا مي‌كند، يك معماي بزرگ است كه شايد نشود به اين راحتي‌ها برايش پاسخي پيدا كرد! بي‌ترديد در شرايط موجود كه تقريبا همه نيمكت‌هاي ليگ‌برتر هم به مربيان ايراني رسيده، توفيق در رقابت‌هاي داخلي نيز نمي‌تواند ملاك مناسبي براي ارزيابي شايستگي دوستان باشد و اين، مساله‌اي است كه بر پيچيدگي‌هاي موجود مي‌افزايد.

4 - خيلي‌ها در ايران زندگي مي‌كنند كه بسيار بيشتر از حق و توانايي‌شان پاداش دريافت مي‌كنند. بازيكنان فوتبال و به ويژه مربيان اين رشته ورزشي هم از جمله مشهورترين گروه‌هايي هستند كه چنين موضوعي در موردشان صدق مي‌كند. با اين حال، به نظر مي‌رسد صرف پذيرفتن اين موضوع كه دستمزد آقايان از مهارتشان بسيار بيشتر است، گام اول در راه اصلاح وضع اسفبار موجود باشد كه البته متاسفانه هيچ‌گاه برداشته نمي‌شود. نتيجه هم اين است كه اينجا به مربيان محترم دستمزد فراجهاني پرداخت مي‌شود اما حاصل كارشان در حد آسيا هم نيست!
* * *
رسول بهروش
«روزنامه گل»
__________________
حاصل عمر بجز مهر علی چون آه است
وقت مرگم به لبم زمزمه آن شـاه است



Ahmad.taj آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر برای پست مفید ازAhmad.taj تشکر به عمل آورده است:

#244

                      قدیمی 07-17-2010, 04:11 PM
Ahmad.taj
بازيكن اصلي
Ahmad.taj آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
تیم مورد علاقه: استقلال*یوونتوس*ایتالیا
مربی مورد علاقه: لیپی*هیدینگ
بازیکن مورد علاقه: بوفون
نوشته ها: 279
تشکرها: 82
تشکر شده 334 بار در 211 نوشته
تشکرها: 82
تشکر شده 334 بار در 211 نوشته
Exclamation مرور 5 مدعي قهرماني در ليگ دهم ايران




تيم‌هاي مدعي حركت خود را به سوي پنج مرداد آغاز مي‌كنند تا قهرماني در اين رقابت‌ها را به دست آورند. براساس يك قاعده كاملا منطقي و معقول مي‌توان مدعيان قهرماني در ليگ را انتخاب كرد، حالا شايد در پيش‌بيني انتخاب مدعيان اشتباهاتي هم صورت گيرد اما معمولا اين اشتباهات صورت نمي‌گيرد.


سال گذشته، سه، چهار روز قبل از شروع ليگ نهم پرونده سپاهان، پرسپوليس، استقلال، ذوب‌آهن، استيل‌آذين، صبا و مس را به عنوان چند تيم مدعي قهرماني در مسابقات ليگ مرور كرديم، به دنبال اتفاقاتي كه در فوتبال ايران رخ داد مشخص شد كه تيم‌هاي مورد اشاره گل صاحب رتبه‌هاي اول تا ششم ليگ شدند و مس هم با امتيازاتي كه در نيم فصل دوم با لوكا گرفت،‌خودش را در حد و اندازه‌هاي يك تيم هفتم مطرح كرد اما به هر حال نتيجه كسب شده توسط مس در ابتداي فصل براي حضور بين هفت تيم اول كافي نبود. با اتفاقاتي كه در فصل نقل و انتقالات رخ داده پنج تيم از هفت تيم فوق را در صف مدعيان قهرماني ليگ دهم ارزيابي مي‌كنيم و مي‌خواهيم درباره آنها جدي‌تر بحث كنيم اما معيار خروج تيم‌هاي صبا و مس از جمع مدعيان قهرماني چند چيز است.

چرا مدعي نيستند
1 - صبا از ياوري به عنوان سرمربي بهره مي‌برد. محمود ياوري در تاريخ ليگ فوتبال ما 37 سال است كه تنها يك عنوان سومي در ليگ داشته است. مردي كه 37 سال دور از قهرماني بوده در سن 71 سالگي نمي‌تواند معجزه كند، ضمن اينكه بسياري از ستاره‌هاي تيم او از جمع صبايي‌ها رفته‌اند و مرداني به مجموعه صبا اضافه شده‌اند كه نمي‌توانيم درباره ماهيت آنها ادعاي خاصي داشته باشيم. سرهنگ كاركشته فوتبال ايران البته متخصص نجات تيم‌هاي قعر جدولي است و به نظر مي‌رسد هيچ مربي‌اي مثل او نمي‌تواند ناجي لبه پرتگاهي‌ها باشد. به هر حال قابل درك است اگر تيم ياوري نتايج كربكندي را تكرار نكند.

2 - شرايط مرفاوي و مس درست معادل شرايط تيم صبا با محمود ياوري است. مرفاوي دو بار سرمربي استقلال بوده است. او دو بار با تيم هاي پرستاره استقلال، به مقام چهارم ليگ رسيده، پس حالا انتظار كسب رتبه‌هاي بالا توسط مرفاوي با يك تيم كم ستاره‌تر از استقلال 85 و 88، توقع به جايي نيست به همان دليلي كه صبا را از محدوده هفت مدعي قهرماني حذف كرديم، مس را هم از اين محدوده خارج مي‌كنيم و دلل آن كوچ ستاره‌هايي چون رجب‌زاده، آشوبي، عباس محمدي، علي سامره، بيگدلي، جيووانيني و... است و زالدرون هم در ليست فروش قرار گرفته اما ورودي‌هاي مس، وزن خروجي‌هايشان را ندارند و طبيعي است تيمي كه ديگر دغدغه ليگ قهرمانان آسيا را هم ندارد، از لحاظ مهره سبك‌تر شود.
مس با آن همه بازيكن تراز اول با پرويز مظلومي راه سقوط را در پيش گرفت و حالا بعيد نيست صمد كم‌تجربه هم اسير برخي حواشي فوتبال كرمان شود. حواشي متعددي كه در فصل قبل بارها موجب تنش و درگيري در اردوي اين باشگاه صنعتي شد.

3 - امروز تيم‌هايي مثل سايپا، فولاد خوزستان و تراكتورسازي ادعا دارند كه قادر به كسب قهرماني يا افتخار هستند، بنابه دلايلي آماري خروج اين سه تيم را هم از محدوده مورد اشاره حدس مي‌زنيم. با بررسي معيار قدرت تيم‌ها، اين سه تيم فاقد ارزش قهرماني هستند. حالا اگر كسي به اين معيارها اعتراض دارد مي‌شود از همه پارامترها مثل قدرت ستاره‌ها، پيشينه قهرماني تيم‌ها، نوع آماده‌سازي، بررسي انگيزه‌ها و... دست به مقايسه زد.
* * * * *
چرا مدعي هستند
حالا بد نيست نگاهي به پنج مدعي قهرماني داشته باشيم كه آمار به نفع آنها شهادت مي‌دهد.
1 - سپاهان / گرچه آنها تازه از خواب يك قهرماني شيرين و ايده‌آل خارج شده‌اند اما به همان نفرات بسنده نكرده و تيم را تقويت كردند. مجموعه انساني سپاهان تا آخرين روزهاي فصل هم شايسته قهرماني بود و به اصلاح بضاعت انساني جمع‌آوري شده توسط آنها و استفاده از جانواريو و خسرو حيدري، نفراتي كه با وجود آنها قهرماني ليگ 87 براي قلعه‌نويي و استقلال ممكن شد و حضور ستارگان ديگري نظير جواد كاظميان و بيگ‌زاده حفظ ستاره‌هاي قبلي، شكل آماده‌سازي، هزينه‌هاي كلان و نحوه بدنسازي نشان از تكرار محتمل قهرماني توسط سپاهان دارد. هر چند سپاهان به ادعاي شخص ساكت بين اهالي مطبوعات زياد محبوب نيست و توجهات بيشتر به سرخابي‌هاست اما عملكرد آنها گمان تكرار قهرماني زردهاي نصف جهان را قوي مي‌كند. اعتراض و نارضايتي ستاره‌ها از نيمكت‌نشيني، تهديد جدي تيم قلعه‌نويي است. تيمي كه فقط 13 هافبك دارد.

2 - ذوب‌آهن/ از دو نايب قهرماني در دو دوره اخير ليگ، حالا در پي يك پله صعود هستند. قهرمان جام حذفي شده‌اند و تنها نماينده ايران بين هشت تيم برتر ليگ قهرمانان هستند. گرچه از نظر بضاعت انساني تضعيف شده‌اند اما انگيزه‌هاي‌شان به خاطر حضور يا به عبارتي بهتر، تداوم حضور در آسيا تقويت شده است. آماده‌سازي و بدنسازي ذوب‌آهن منطقي و علمي بوده و ابقاي ابراهيم‌زاده اتفاق خوبي براي ذوب‌آهني‌هاست. شايد با شكست در ليگ قهرمانان آسيا، انگيزه‌هاي آنها براي درخشش در ليگ افت كند اما زور آنهابراي پشت سر گذاشتن چهار تيم مدعي ديگر كافي به نظر نمي‌رسد. برخي از ستاره‌هايش دچار تكرار شده‌اند و زياده از حد ثبات دارند(!) كه در يك تيم حرفه‌‌اي امروزي فاكتور مثبت به حساب نمي‌آيد اما بايد به يكپارچگي و قدرت بازي گروهي ذوب احترام گذاشت.

3 - استقلال/ با دعواهاي نه چندان جذاب هيات مديره سابق، باشگاه يك ماه در كما فرو رفت و همه، آنها را عقب مانده از سايرين (از لحاظ زمان)‌ فرض مي‌كردند اما با حضور فتح‌ا...‌زاده و جذب ستاره‌هاي نظر هواداران آبي و مطبوعات جلب شد. آمدن مبعلي، آشوبي، ستارگان برزيلي، ميداوودي، شيرزاد شانس پرويز مظلومي كه دو سال قبل مس را تيم سوم ليگ كرد، بالا رفت و حفظ مجيدي تا حدودي كوچ جانواريو، حيدري، اكبرپور و كاظمي را جبران كرد.
كليت كادر فني استقلال هارموني لازم براي اجراي تاكتيك‌هاي تيمي را دارد اگر عناصر حاشيه‌اي بگذارند. آماده‌سازي استقلالي‌ها چندان منظم و علمي انجام نشده است. استقلالي‌ها براي زدن سپاهان انگيزه بسيار دارند، گروه لجستيك آنها امسال قوي است اما برآيند قدرت آنها در امور فني در حد قهرمان برآورد نمي‌شود.
استقلال ثباتي كه براي يك تيم قهرمان لازم بود را با تغييرات مديريتي از دست داد و ديگر فردي چون علي انصاري را كنار خود ندارد كه در بحران‌هاي مالي به داد آنها برسد. مشكلات بودجه‌اي رقيب استقلال در اين فصل هستند و البته جنجال‌هاي قلعه‌نويي كه تمام نمي‌شوند.

4 – استيل‌آذين / آنها عادت دارند با عوامل موفقيت بازي كنند! مثلا با دست‌نشان قهرمان دسته اول مي‌شوند و كنارش مي‌گذارند. با حميد استيلي در ليگ نتايج خوب مي‌گيرند و او را پس مي‌زنند و حشمت مهاجراني بهترين مدير فني ليگ را حذف مي‌كنند.
ظاهرا آنها فقط بازي با اسم‌ها را دوست دارند و ماندن در حريم حاشيه و سر و صدا را مي‌پسندند. جذب زنيدپور و اشجاري بهترين عملكرد آنها در امور فني بود البته سياوش اكبرپور، معدنچي و كاظمي هم خوب بودند اما مهره‌اي چون زنيدپور براي درخشش در ليگ پرانگيزه‌تر است. حضور هشت مربي براي آنها اسباب طنز اهالي فوتبال خواهد شد. دو نوع آماده‌سازي از لحاظ فني برايشان خوب نخواهد بود. تيم يكدستي ندارند و انگيزه‌هاي آنها چندان ميداني نيست و بيشتر شكل انگيزه آنها انتقامي و مادي به نظر مي‌رسد. استيل‌آذين داراي شاه مهره‌هايي چون مهدوي‌كيا و كريمي است اما اين كاخ عظيم بر پايه‌هاي سستي بنا شده. چون دروازه‌باني در حد و نام اين باشگاه خصوصي جذب نشده است. استيل‌آذين نقطه قوتي به نام حبيب هدايتي دارد كه براي هر تيمي يك نعمت است. اين باشگاه مجموعه‌اي از ضد و نقيض‌هاست و امتياز رواني كمتري نسبت به سپاهان دارد.

5 - پرسپوليس / كاشاني اختيارات علي دايي را زياد كرده و اين مساله احتمالا باعث خواهد شد كه بعدها مسووليت دايي در همه زمينه‌ها بيشتر شود. دايي با پرسپوليسي‌ها بايد حرف‌هاي زياد بزند. بسياري از ستاره‌هايي كه تيم‌هاي ديگر عاشق حضورشان هستند توسط دايي ديپورت شدند. به نظر بعضي‌ها شايد رفتن عادل كلاه‌كج، محسن خليلي و ميثم بائو منطقي نبود اما پرسپوليس از لحاظ فني در امر يارگيري، به دلخواه و انتظار عمل نكرد و به جذب متوسط‌ها بسنده كرد. به نظر مي‌رسد كه بين پنج تيم مدعي شانس پرسپوليس از همه كمتر باشد اما يادتان باشد كه پرسپوليس بهره‌مند از مديريتي است كه مي‌تواند درجه‌بندي را تغيير دهد و سرمربي‌اي كه خوره موفقيت است. دايي چاقوي دولبه‌اي است كه اگر سمت تيزش روي حريفان قرار گيرد مي‌تواند با نيروي انگيزه قرمزها را مدعي كند.
شايد درجه‌بندي سپاهان، ذوب‌آهن، استقلال، استيل‌آذين و پرسپوليس منطقي باشد اما به هر حا ل در فوتبال هيچ چيز، وابسته به آمار و منطق نيست. اين واقعيت را در طول فصل با هم مرور مي‌كنيم.
* * *
بهنام شريفي
«روزنامه گل»
__________________
حاصل عمر بجز مهر علی چون آه است
وقت مرگم به لبم زمزمه آن شـاه است



Ahmad.taj آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to Ahmad.taj For This Useful Post:

#245

                      قدیمی 07-19-2010, 12:31 PM
Ahmad.taj
بازيكن اصلي
Ahmad.taj آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
تیم مورد علاقه: استقلال*یوونتوس*ایتالیا
مربی مورد علاقه: لیپی*هیدینگ
بازیکن مورد علاقه: بوفون
نوشته ها: 279
تشکرها: 82
تشکر شده 334 بار در 211 نوشته
تشکرها: 82
تشکر شده 334 بار در 211 نوشته
Exclamation بیایید «تریت» کنیم




تماشا و پیگیری مسابقات فوتبال در ایران پس از دوره یک ماهه ای که با جام جهانی گذراندیم شکنجه عظیمی است. لیگ برتر از هفته آینده کلید می خورد و خواه ناخواه حداقل در سه، چهار هفته ابتدایی با جام جهانی مقایسه می شود.


مثل خانواده فقیر پرجمعیتی که فقط برای یک شب به مهمانی مجللی دعوت شده و فردای آن روز تغار آش را وسط سفره گذاشته اند و وقتی به یاد سفره هفت رنگ دیشب می‌افتند دست و دلشان به غذا نمی رود. مهمانی تمام شد، کت و شلوارها را دربیاورید، پیژامه و عرقگیر همیشگی را بپوشید و خودتان را برای لیگ برتر فوتبال ایران آماده کنید. قهر و پشت کردن به صفحه تلویزیون هم جایز نیست. مطمئن باشید بالاخره کم می آورید و هرچه کانال عوض کنید چیزی بهتر از داستان های تکراری قرمز و آبی پیدا نمی کنید.

شنبه شب شبکه سه زیرنویس می زد:« پخش با تاخیر بازی دوستانه استقلال و تیم ملی امید ساعت پنج دقیقه بامداد» اولش پوزخند می زدی که دیگر چه کسی حال و حوصله اینها را دارد؟ هنوز رقص پا به توپ دیه گو فورلان، تیکی تاکای اسپانیا و تیم خاطره ساز یوآخیم لو جلوی چشممان رژه می رود. استقلال و تیم ملی امید؟! واقعا که کسالت آور است.

اما به هر حال آدمیزاد با یک شب پلوخوری که یک عمر آبگوشت خوری را فراموش نمی کند. قرار اولیه این بود که پنج دقیقه اولش را ببینیم اما پنج دقیقه همان و بیدار ماندن تا ساعت دو بامداد و ناسزا گفتن به در و دیوار بابت کیفیت افتضاح بازی هم همان. بحث ضعف امکانات که ظاهرا در فوتبال ایران درمانی ندارد به جای خود اما برای بدسلیقگی و شلختگی حتما درمانی هست. مثلا اینکه پشت شورت داور وسط به اندازه یک بند انگشت سوراخ باشد و لباس مشکی رنگ زیر آن دیده شود ربطی به امکانات ندارد، یا اینکه آرایش موی بیژن کوشکی انسان را به یاد بشری بیندازد که شب را در جنگل به صبح رسانده و تازه از خواب بیدار شده.

شکل اعتراض بازیکنان به اتفاقات ریز و درشت مسابقه، ته مانده شام شب را به گلوی مخاطب بازمی گرداند. مثل قمه کش ها به سمت داور می روند و عربده می کشند و تو می توانی زبان کوچک ته حلقومشان را ببینی و درود بفرستی به کاکا که پس از اخراج ناعادلانه در بازی با ساحل عاج با لبخندی اعتراض آمیز زمین بازی را ترک کرد و یا فرانک لمپارد که پس از دیده نشدن گل سالمش به آلمان فقط دو دستش را روی سر گذاشت و افسوس خورد.

در جام جهانی حرکت تار موی بازیکن را در صحنه آهسته می دیدیم و اینجا در حالی که بازی در جریان است ناگهان تنها فیلمبردار حاضر در ورزشگاه تشخیص می دهد توپ را تعقیب نکند و احتمالا جواب موبایلش را بدهد. بیایید سر سفره بچه ها، بیایید نان تریت کنید که یخ کرد. غذای مهمانی دیشب اصلا خوب نبود. آن غذاها برای بدن ضرر دارد، بیایید تریت کنید.
* * *

امیر وفایی
«تهران امروز»
__________________
حاصل عمر بجز مهر علی چون آه است
وقت مرگم به لبم زمزمه آن شـاه است



Ahmad.taj آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر برای پست مفید ازAhmad.taj تشکر به عمل آورده است:

#246

                      قدیمی 07-20-2010, 01:52 PM
Rainyboy
سرپرست تيم
Rainyboy آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 1,178
تشکرها: 918
تشکر شده 1,587 بار در 860 نوشته

نمايش مدال ها

تشکرها: 918
تشکر شده 1,587 بار در 860 نوشته
پیش فرض پاسخ : مقالات و تحليل هاي روز پيرامون فوتبال

تعیین سقف قرارداد ها ، کپی طرح 27 ساله‌ها






قرار دادن سقف برای مبلغ قراردادهای بازیکنان و مربیان لیگ برتر بزرگ‌ترین‌اشتباهی بود که فدراسیون فوتبال می‌توانست انجام دهد. تعیین سقف قراردادها باشگاه‌ها را ملزم می‌کند که سقف قرارداد را به بازیکنان پرداخت کنند و به همین اندازه هم انتظارات و توقعات بازیکنان بالا می‌رود. طبق چیزی که من می‌دانم و در جریان آن هستم، امسال قرار بود عده‌ای از مدیران که لیاقت بالایی در بستن تيم‌هاي خود با مبالغ پایین دارند، مبالغی بین 250 تا 300 میلیون تومان به بازیکنان بدهند. آنها برنامه‌ریزی کرده بودند که با این مبالغ وارد مذاکره با بازیکنان شوند اما فدراسیون معادلات را به هم زد و انتظارات بازیکنان معمولی را تا سقف 400 میلیون تومان بالا برد.

فکر نمی‌کنم احتیاجی به توضیح دادن باشد که بازیکنان درجه اول و آنهایی که در سال‌های گذشته مبالغی بالاتر از 400 میلیون تومان گرفته‌اند، امسال هم کاری به سقف قرارداد ندارند و انتظارشان این است که هرچقدر توقع دارند را از تیم‌ها بگیرند. بنابراین قرار دادن سقف برای قراردادهای فوتبال، کاری بود که نه تنها انتظارات را پایین نیاورد، بلکه بازیکنان را متوقع کرد. در حال حاضر بازیکنانی که بین 150 تا 200 میلیون هم نمی‌ارزند، توقع دارند 400 میلیون از تیم خود پول بگیرند. در حالی که هیچ جای دنیا این‌طوری نیست و در هیچ لیگی برای مبالغ دریافتی بازیکنان سقفی تعیین نشده است.
این یک تصمیم غیرکارشناسی است که فدراسیون فوتبال گرفته. فدراسیون می‌توانست به جای این کار در جلساتی که با مدیران باشگاه‌ها می‌گذارد راهکارهایی را از آنها پرس‌وجو کند. بهتر بود فدراسیون اول از مدیران باشگاه‌ها نظرسنجی می‌کرد و بعد آنها را مجاب می‌کرد که به یک‌سری از قوانین پایبند باشند نه اینکه یک دفعه قانونی تحت عنوان سقف قرارداد تبیین کند.
قانون سقف قراردادها نه تنها هیچ تاثیر مثبتی در فوتبال ایران نخواهد گذاشت، بلکه باشگاه‌ها را به سمت و سویی هدایت می‌کند که کارهای غیر قانونی انجام دهند. باشگاه‌ها حالا مجبور هستند برای جذب بازیکنان مورد نظر خود به کارهایی مثل اهدای خانه، زمین، ماشین و اموال ارزشمند دیگر روی آورند.
این کارها در قالب قراردادها نمی‌گنجند و در قالب قراردادهای پنهان باقی خواهند ماند.
یکی از مهم‌ترین پیامدهای اجرای قانون سقف قراردادها این است که فوتبال ایران را از شفاف‌سازی دور می‌کند. اگر من عضوی از فدراسیون فوتبال بودم حتما با اجرای این قانون مخالفت می‌کردم چون همین مسائل است که فوتبال ایران را از فوتبال روز دنیا دور می‌کند.
البته این اولین بار نیست که شاهد اجرای قوانین غیر‌کارشناسی شده در ورزش ایران هستیم. قانون سقف قراردادها من را به یاد طرحی انداخت که سال‌ها قبل به نام «طرح 27 ساله‌ها» اجرا شد.
طبق آن طرح ورزشکاران ایرانی که عضو تيم‌هاي ملی بودند فقط می‌توانستند تا 27 سالگی عضو تيم‌هاي ملی بمانند و با رسیدن به سن 27 سالگی خود به خود از تیم ملی خط می‌خوردند. آن طرح منجر به کنار گذاشته شدن افرادی مثل ناصر حجازی از تيم‌هاي ملی شد. آن طرح هم ورزش ایران را نابود کرد؛ همان‌طور که قانون سقف قراردادها فوتبال ایران را به نابودی خواهد کشاند.
با این رویه ورزش ایران روز به روز از تمام استنانداردهای دنیا عقب‌تر خواهد ماند. امیدوارم در دوره فعلی که افرادی در راس ورزش قرار دارند که هم خودشان ورزشکار بوده‌اند، هم تحصیلات ورزشی دارند، با دست خود وضعیت این ورزش را وخیم‌تر نکنند.
به نظرم همین تصمیمات عجیب است که ورزش ایران را از ورزش کل دنیا متمایز می‌کند.
اگر دیگر شاهد مسائلی مثل قانون سقف قراردادها نباشیم و بتوانیم جلوی حضور انواع و اقسام فامیل‌ها را در ورزش بگیریم، احتمالا می‌توانیم به شرایط خوبی برسیم.



سعید آذری
مدیرعامل سابق ذوب آهن
__________________
Rainyboy هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
این کاربر برای پست مفید ازRainyboy تشکر به عمل آورده است:

#247

                      قدیمی 07-21-2010, 02:07 PM
Ahmad.taj
بازيكن اصلي
Ahmad.taj آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
تیم مورد علاقه: استقلال*یوونتوس*ایتالیا
مربی مورد علاقه: لیپی*هیدینگ
بازیکن مورد علاقه: بوفون
نوشته ها: 279
تشکرها: 82
تشکر شده 334 بار در 211 نوشته
تشکرها: 82
تشکر شده 334 بار در 211 نوشته
Exclamation مرثيه‌اي براي مــرگ تخصص‌گرايي




1-
كاملا روشن است كه حضور افرادي مثل حجت‌الاسلام عليرضا عليپور در كنار فوتبال ايران به عنوان مرجع تصميم‌گيري درباره صلاحيت اخلاقي افراد از سوي مقامات ارشد ورزش و فوتبال تكذيب شده، هيچ توجيهي ندارد.
با اين اوصاف، حتي مطالبي نظير همين يادداشت كه قرار است در نقد رويكرد چنين شخصي به تحرير دربيايد، باعث خوشحالي اين قبيل چهره‌ها خواهد بود كه حقيقتا مايه تاسف است. اما، محتويات يك گفت‌وگوي بلند آرشيوي با عليپور كه به تازگي از سوي يك خبرگزاري باز انتشار شده، آنقدر آزاردهنده و خطرناك هست كه نشود بي‌تفاوت از كنار آن عبور كرد.

2- دبير سابق ستاد منحل شده منشور‌اخلاقي - مجموعه‌اي كه با تاسيس هيات رسيدگي به تخلفات حرفه‌اي ثابت شد از اساس غيرقانوني بوده! - در سخناني شگفت‌انگيز گوشه‌اي از انديشه‌هاي عجيبش را به نمايش گذاشته است. در دنيايي كه روز به روز به سمت تخصصي شدن پيش مي‌رود، يك روحاني كه تحصيلاتش هم هيچ ارتباطي به فوتبال ندارد و گفته مي‌شود صرفا براي حراست از «اخلاق» وارد اين حوزه شده، ادعاهاي عجيبي را در مورد محبوب‌ترين رشته ورزشي جهان به زبان آورده است كه ابدا ارتباطي به مهارت‌هاي فردي او ندارد. متهم كردن بزرگترين ستاره‌هاي فوتبال تاريخ جهان به ارتباط با صهيونيست‌ها، ابراز عقيده كردن راجع به هرزه بودن فوتبال ايران، زير سوال بردن روابط ژاك شيراك و زيدان و از همه عجيب‌تر ارتباط دادن قهرماني ايتاليا در جام هجدم به كليسا، تنها بخشي از سخنان حيرت‌آور اين شيخ فوتبالدوست است. كدام اصل حرفه‌اي اجازه مي‌دهد يك مدير فرهنگي صاحب منصب در فدراسيون فوتبال، چنين ريز و موشكافانه به مهمترين مسايل جاري در فوتبال بين‌المللي ورود كند و با رسانه‌اي كردن تفكرات عجيب خودش، حاشيه‌اي تازه بر حواشي بي‌شمار نهاد متولي فوتبال ايران بيفزايد؟

3- اين اصلا عجيب نيست كه شخصيتي مثل عليپور - كه درس خوانده يك رشته ديگر است - بگويد تنوع مليتي مربيان فقط در ايران وجود دارد و هيچ‌جاي ديگر دنيا اين‌چنين نيست و نداند كه در ليگ‌برتر انگلستان مربيان چهار غول بزرگ جزيره، اسكاتلندي، ايتاليايي، فرانسوي و اسپانيايي هستند يا يكي از بزرگترين تيم‌هاي فوتبال اسپانيا - رئال‌مادريد - ظرف پنج سال اخير مربياني از كشورهايي نظير برزيل، شيلي، اسپانيا، پرتغال، ايتاليا و آلمان را به‌طور پياپي مورد استفاده قرار داده است! اين هم اصلا عجيب نيست كه حاج آقا حضور بازيكناني نظير عزيزي، دايي و باقري در فوتبال آلمان را تلاش ژرمن‌ها براي جبران فروش تسليحات شيميايي عليه ايران در زمان جنگ تلقي كند و مثلا توضيح ندهد كه پس چرا بهترين تيم انگلستان، پارك جي سونگ را جذب كرد يا اوساسوناي اسپانيا دو بازيكن ايراني گرفت؟ آيا انگليسي‌ها هم عليه كره سلاح فروخته بودند، يا دست اسپانيا هم در دست اجنبي‌هاي محارب عليه ايران بوده؟! اتفاقا اين هم عجيب نيست كه اين چهره شيفته اخلاقيات، كليسا را به ربودن جام‌جهاني 2006 از دست زيدان مسلمان متهم مي‌كند و به اين سوال بديهي جواب نمي‌دهد كه پس چطور چنين نهاد متنفذي دست روي دست گذاشت تا فرانسه با درخشش همين بازيكن در جام 98 قهرمان شود و جام طلايي از چنگ يك مسيحي دو آتشه مثل كافو، به كف زيدان مسلمان، امانوئل پتي منتسب به ايران و بقيه همبازيانشان دربيايد؟! هيچ‌كدام اينها عجيب نيست، چون يكي مثل حاج آقا عليرضا عليپور اصلا اطلاعات فوتبالي ندارد و حضورش در بخش فني اين حوزه واجد محلي از اعراب نيست. اين وسط، نكته شگفت‌انگيز و اسفبار فقط همين است كه چطور چنين فرد غيرمتخصصي كه ظاهرا در جام‌جهاني 2006 آلمان متهم به موارد عجيبي مثل به فروش رساندن پرچم‌هاي مجاني كشورمان شد، مي‌تواند به چنين سهولتي در فوتبال اين مملكت «پست» بگيرد و هرچه دل تنگش مي‌خواهد، بگويد!

4- يك اشكال بزرگ در مملكت ما اين است كه خيلي‌ها سر جاي خودشان نيستند. شايد اگر اصل تخصص‌گرايي مراعات مي‌شد، كشور ما با اين همه ثروت، پتانسيل و توانايي در حوزه‌هاي گوناگون شرايطي به مراتب بهتري پيدا مي‌كرد.
* * *
رسول بهروش
«روزنامه گل»
__________________
حاصل عمر بجز مهر علی چون آه است
وقت مرگم به لبم زمزمه آن شـاه است



Ahmad.taj آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر برای پست مفید ازAhmad.taj تشکر به عمل آورده است:

#248

                      قدیمی 07-21-2010, 02:51 PM
پرسپولیسی.جنوبی
مدیر عامل
پرسپولیسی.جنوبی آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
نام حقیقی: محمد
محل سکونت: بندر عباس
تیم مورد علاقه: پرسپولیسی.جنوبی -رئال مادرید-اسپانیا
بازیکن مورد علاقه: کریست رونالدو-جواد کاظمیان-کاکا
نوشته ها: 3,280
تشکرها: 1,223
تشکر شده 4,260 بار در 2,283 نوشته

نمايش مدال ها

تشکرها: 1,223
تشکر شده 4,260 بار در 2,283 نوشته
پیش فرض پاسخ : مقالات و تحليل هاي روز پيرامون فوتبال

کفاشیان: قطبی فاکتور نداده، کریمی هم قهر نکرده است

چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۹


رئیس فدراسیون فوتبال گفت: علی کریمی با تفاهم و هماهنگی کادر فنی به ایران بازگشته است.
علی کفاشیان که عصر امروز در محل تمرین تیم امید حاضر شده بود اظهار داشت: در کمیته فنی تصویب شد با توجه به نزدیکی بازی‌های آسیایی و گوانگجو بازیکنانی که همزمان به تیم ملی و امید دعوت می‌شوند اولویت با حضورشان در تیم امید باشد.
وی افزود: همچنین به باشگاه‌های که بازیکنان خود را در اختیار تیم امید قرار نداده‌اند تذکر دادیم در صورت تداوم این رفتار با آنها برخورد می‌شود.
کفاشیان درباره روند آماده سازی تیم امید و نیاز این تیم به بازی‌های تدارکاتی بیشتر و بهتر گفت: قبول دارم که بازی‌های تدارکاتی زیاد برای تیم امید در نظر گرفته نشده است و این تیم نیاز دارد که با تیم‌های قوی‌تر بازی کند تا محک جدی‌تری بخورد.
رئیس فدراسیون فوتبال درباره شرایط تیم ملی در اردوی اروپا تصریح کرد: کادر فنی ارزیابی خوبی از دو بازی گذشته تیم ملی داشت و قرار است بعد از بازی با لاتزیو سریع به ایران بازگردند تا باشگاه‌ها هم از نگرانی در آیند.
وی در پاسخ به این سوال که اکثر مربیان لیگ برتر از برگزاری اردوی تیم ملی در اتریش ناراضی بودند یادآور شد: نظراتی که در مورد زمان برگزاری اردو مطرح شد دیر هنگام بود. آنها باید زودتر نظرات خود را به فدراسیون فوتبال اعلام می‌کردند. فدراسیون از ۴ ماه قبل این برنامه را به باشگاه ارائه کرده بود که آن زمان باشگاه‌ها و مربیان درگیر بازی‌های لیگ بودند و به آینده فکر نمی‌کردند و زمانی به اظهار نظر پرداختند که دیگر دیر شده بود و ما قرار داد خود را با کمپ اتریش بسته بودیم.
کفاشیان ادامه داد: از هم اکنون اعلام می‌کنیم برنامه های تیم ملی و تیم امید که برای ۲، ۳ ماه آینده هست را به باشگاه ها ارائه کردیم. آنها این برنامه‌ها را ببیند و از همین حالا نظرات خود را بگویند و اگر کارشناسان و هیات رئیسه فدراسیون فوتبال نظر به تغییر برنامه ها داشتند فرصت برای تغییر باشد.
رئیس فدراسیون فوتبال در مورد فاکتور ۴۰ میلیون تومانی افشین قطبی پس از سفر از آفریقای جنوبی عنوان کرد: ما که هنوز فاکتوری از قطبی ندیدیم و اگر هم ببینیم حتما آن را بررسی می‌کنیم.
کفاشیان درباره اینکه گفته می‌شود علی کریمی به حالت قهر از اتریش به ایران بازگشته است گفت: علی کریمی با تفاهم و هماهنگی کادر فنی به ایران بازگشته و بقیه مسائل صحت ندارد.
رئیس فدراسیون فوتبال فوتبال در پایان حاضر نشد درباره اظهار نظرهای اخیر مایلی کهن نظری دهد.
__________________

به سه چیز تکیه نکن
غرور، دروغ و عشق.
آدم با غرور می تازد،
بادروغ می بازد
و با عشق می میرد.
پرسپولیسی.جنوبی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر برای پست مفید ازپرسپولیسی.جنوبی تشکر به عمل آورده است:

#249

                      قدیمی 07-25-2010, 09:30 PM
Rainyboy
سرپرست تيم
Rainyboy آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 1,178
تشکرها: 918
تشکر شده 1,587 بار در 860 نوشته

نمايش مدال ها

تشکرها: 918
تشکر شده 1,587 بار در 860 نوشته
پیش فرض پاسخ : مقالات و تحليل هاي روز پيرامون فوتبال

به بهانه زنده شدن بحث جاسوسی در تیمها

همه می‌خواهند با خبرنگارها رفیق باشند!



اینکه جاسوس پرسپولیس کیست و کدام بازیکن اخبار مربوط به اتفاقات اردوی آلمان را به رسانه‌ها منتقل کرده یک بحث است و اینکه اصلا بحث جاسوسی داخل تیمها یک مقوله مربوط به فوتبال ایران است یا نه بحث دیگر.

شاید بد نباشد اگر این بحث را اینجا با هم پیگیری کنیم و کمی بیشتر در مورد قضیه ارتباط بین بازیکن و خبرنگار حرف بزنیم.

وقتی خبر درگیری لفظی بین آنلکا و دومنش بین 2 نیمه بازی مقابل مکزیک از رختکن فرانسه به بیرون درز کرد، "پاتریک اورا" به عنوان کاپیتان تیم ملی کوشید تا عامل انتشار خبر را شناسایی کند. تماسهای او با منابع خبری خود به اینجا ختم شد که منبع خبر بدنساز تیم ملی بود که قضیه را به خبرنگار یک روزنامه انتقال داده بود.

برخورد "اورا" با مربی بدنساز در تمرین تیم ملی و تحریم تمرین توسط ملی‌پوشان فرانسه نشان داد که بازیکنان فرانسه این نوع رفتار را نمی‌پسندند. هیچ بازیکنی در هیچ تیمی دوست ندارد که اقداماتش داخل رختکن یا هتل به رسانه‌ها کشیده شود که این شامل تیم ملی فرانسه یا تیم پرسپولیس نیست.

رسانه‌ها اخبار را به 2 صورت از داخل تیم دریافت می‌کنند که صورت اول نتیجه پیگیریهای خبرنگار است که سوژه را "بو" می‌کشد و یا با هوشیاری و سماجت مداوم خبر را دریافت می‌کند.

اما صورت دوم وقتی است که بازیکن یا مربی یا عضو تیم خبر را به صورت داوطلبانه یا بر مبنای نوعی همکاری مشترک تعریف شده و مداوم به رسانه‌ها انتقال می‌دهند. در این میان معمولا بین خبرنگاران و ورزشکاران رفاقتهای صمیمی و طولانی‌مدت شکل می‌گیرد.
در بسیاری از موارد ورزشکاران به خبرنگاران به چشم مدیر برنامه، مشاور، دوست یا محرم راز نگاه می‌کنند و آنها را در مهمترین اطلاعات شریک می‌کنند این یک بحث دوطرفه است. وقتی بازیکن برای دریافت آخرین اخبار باشگاه خود ناچار است گوش به زنگ تماس خبرنگاران باشد، وقتی در باشگاهها صداقت بین اعضا در حداقل است و خبرنگاران هستند که اخبار صادقانه و درست را در اختیار بازیکنان قرار می‌دهند طبیعی است که یک رابطه دوطرفه بین خبرنگار و بازیکن شکل می‌گیرد.

این روابط به حدی است که خبرنگارها نیز گاهی وقت‌ها اخبار رسانه خود یا دیگر رسانه‌ها را به بازیکنان انتقال می‌دهند اما کمتر پیش می‌آید که به چنین خبرنگاری لقب "جاسوس" داده شود!

وقتی 2 بازیکن با هم مشکل دارند و باشگاه می‌تواند این مشکل را به صورت کامل برطرف کند یا از آن بدتر وقتی باشگاه وارد این دعوا می‌شود و از یکی از دوطرف حمایت می‌کند طبیعی است که دعوای بین 2 بازیکن از حالت عادی خارج می‌شود.

در حقیقت وقتی یک بازیکن احساس می‌کند که در نبرد با هم تیمی‌اش نه تنها مورد حمایت باشگاه نیست بلکه حمایت باشگاه در کفه ترازوی رقیب او قرار گرفته، می‌کوشد تا متحدین دیگری برای خود فراهم کند، متحدینی که می‌توانند از میان رسانه‌ها انتخاب شوند.

یادمان باشد که بازیکنان بارها و بارها با مربیان مختلف و در تیمهای مختلف بازی می‌کنند. باندها از هم می‌پاشند،‌ اعضای باند (شامل بازیکنان و حتی مربیان) از تیم جدا می‌شوند اما خبرنگارها در رسانه‌های خود یا کلا در رسانه‌ها باقی می‌مانند.

اگر خبرنگاران واقعا می‌خواستند تمام آنچه می‌‌دانند را بنویسند شاید سنگ روی سنگ فوتبال ایران بند نمی‌شد اما بحث اصلا این نیست. خبرنگارها شاید تنها 10 درصد اخباری را که از منابع خبری خود شامل بازیکنان، مربیان و...دریافت می‌کنند را در رسانه‌ها درج می‌کنند.

بعضی وقتها انتقال اطلاعات از سوی بازیکن به خبرنگارها برای مشاوره یا درد دل است اما بعضی وقتها بازیکن می‌کوشد تا دعواهای شخصی خود با همبازیان یا حتی بازیکنان و مربیان تیمهای مختلف را در رسانه‌ها حل و فصل کند.

اینکه کدام بازیکن اخبار اردوی پرسپولیس را به رسانه‌ها انتقال داده یک بحث است و اینکه آیا اخبار انتقال داده شده صحت داشته‌اند یا خیر بحث دیگری است.

وقتی چند بازیکن تخلفات مشخص و سنگینی را مرتکب می‌شوند ابتدا باید به جرایم آنها رسیدگی شود و بعد بروند سراغ اینکه چه کسی اخبار را "درز" داده. متأسفانه مسئولان ورزش ایران تمایل فراوانی دارند که بر روی ضعفها سرپوش بگذارند. نمونه بارز آن صحبتهای عباس ترابیان است که در پاسخ به سوالاتی در مورد ضعفها وکاستی‌های اردوهای تیم ملی در اتریش، این قضیه را به حضور خبرنگاران ربط داد و گفت: اگر خبرنگاران نمی‌رفتند خبری هم منتقل نمی‌شد!

از سوی دیگر وقتی یک اردو برگزار می‌شود و انتقال اخبار و اطلاعات به تهران به خوبی انجام نمی‌شود وقتی خبرنگار برای دریافت اخبار موثق ناچار است به منابع مورد تأیید خود رجوع کند طبیعی است که بازیکنان اخبار مورد نظر خود را نیز به رسانه‌ها انتقال می‌دهند.

بحث اصلا جاسوسی نیست. بازیکنان برای اینکه اخبارشان در رسانه‌ها کار شود یا پوشش خبری داشته باشند الزاما نیازمند جاسوسی برای رسانه‌ها نیستند اما این وسط وقتی بازیکنان برای آنکه از اتفاقات اصلی تیم خود خبردار شوند یا حتی برای آنکه بتوانند از منافع خود دفاع کنند نیازمند حمایت رسانه‌ها هستند، وقتی سرمربیان و مسئولان به بازیکنان جوان اهمیت نمی‌دهند و تنها به بازیکنانی توجه می‌کنند که عکسشان روی جلد است طبیعی است که همه می‌خواهند با خبرنگاران رفاقت کنند.
__________________
Rainyboy هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول

#250

                      قدیمی 07-29-2010, 11:12 AM
Masoud
رئيس کل سایت
Masoud آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jun 2008
نام حقیقی: مسعود
سن: 21
محل سکونت: Iran - Tehran
تیم مورد علاقه: ارتش سرخ ایران
مربی مورد علاقه: علی دایی
بازیکن مورد علاقه: کریم باقری / شیث رضایی
نوشته ها: 7,055
تشکرها: 5,771
تشکر شده 9,984 بار در 4,687 نوشته

نمايش مدال ها

تشکرها: 5,771
تشکر شده 9,984 بار در 4,687 نوشته
Masoud به Yahoo ارسال پیام فرستادن پیام با Skype به Masoud
پیش فرض پاسخ : مقالات و تحليل هاي روز پيرامون فوتبال

كاش جام جهاني را نمي ديديم !

در كشور ما همواره مسابقات فوتبال پس از جام جهاني با معضل عدم استقبال تماشاچيان رو به رو است. بينندگان فوتبال هنگامي كه با بالاترين سطح فوتبال جهان روبه رو مي شوند خيلي سخت حاضر هستند با معيارهاي فوتبال وطني عادت كنند بازيهاي با سطح كيفي پايين ,ساعت بد برگزاري مسابقات,گراني بي دليل بليط مسابقات, امكانات پايين ورزشگاههاي نيمه مخروبه ... همه باعث فرار جميعت از استاديومها در سالهاي اخير شده است اتفاقي كه به نظر مي آيد ادامه روند تشويق تماشاچيان به دلسردي از فوتبال وطني را فدراسيون و... آن را مي دانند اما بازيهاي هفته اول بازيها باعث شد كه حتي تماشاي بازيهاي ليگ به اصطلاح برتر ايران از طريق تلويزيون هم كار بسيار سخت و درد آور باشد با هم نگاهي به برخي از اين وقايع مي افكنيم

1/ در جام جهاني ساعات برگزاري مسابقات خصوصا در مراحل حذفي به گونه اي انتخاب و بر گزار مي شد كه تماشاچي بيشتري به ورزشگاه بيايد اما در بازي شهرداري تبريز و استقلال تهران ساعت بد انجام بازي باعث شد كه سكوهاي ورزشگاه بيش از پيش خالي به نظر مي رسد و هيچ كس نمي دانست به چه علت حالا كه تبريز اين فرصت را دارد كه ورزشگاههايش هفته اي يك بار پر شود از اين مسئله غفلت شده است.

2/نكته ديگر اين مسابقه طراحي لباس تيم شهرداري تبريز بود شهرداري تبريز دقيقا همان لباسي را پوشيده بود كه پرسپوليسي ها در بازي فينال در برابر گسترش فولاد تبريز در بازي برگشت بر تن كرده بودند آيا در جام جهاني و يا مسابقات مهم ديگر لزوم انتخاب لباس مناسب و طراحي زيباي لباس و غير تكراري بودن آن مورد توجه تيمهاي داخلي قرار نمي گيرد ؟

3/بازي هاي جام جهاني را ديديم و خصوصا استفاده تيمها از عامل تماشاگران را براي موفقيت بخوبي درك كرديم. تماشاچيان آفريقاي جنوبي در اين مسابقات نشان دادند كه فرهنگ برتر تماشاچي تنها در اروپا يافت نمي شود آنها تا دقيقه آخر از تيم خود حمايت كردند اما در شهر تبريز پس از دقيقه 60 تماشاچيان ورزشگاه را به نفع استقلال ترك كردند و اگر اين كار را نمي كردند شايد شهرداري تبريز آن گونه با نتيجه خفيف بازي را نمي باخت. تماشاچيان ما هنوز حمايت از تيمهاي خود را نمي دادند و سعي دارند با تعصب هاي غير اصولي فقط نقطه 0 و 100 را ديده و حمايت به شرط برد را مي خواهند.

4/ پرتاب بطري هاي آب هم اوج هنر تماشاچيان در بازي ها بود اين حركت زشت در تهران هم از سوي طرفداران تراكتور سازي و پرسپوليس تكرار شد براستي اين سيل تماشاچي كمي به رفتارهاي تماشاچيان آفريقاي جنوبي در بازي اين تيم در برابر اروگوئه و فرانسه نگريستند؟ آيا آنها در هيچ جاي ورزشگاههاي جام جهاني ديدند كه بطري آب به سمت زمين پرتاب شود و آن گونه فحاشي متداول باشد ؟ چه كسي به اين تماشاچيان مي تواند بگوئيد از دست دادن 3 امتياز از از 102 امتياز ممكن در ليگ نبايد چنين واكنش غير اصولي داشته باشد.

5/ حكايت نيروهاي انتظامي ورزشگاهها هم جالب است در دقيقه 44 نيمه اول شاهد يك نماي نزديكي بوديم كه نيروي هاي انتظامي در ورزشگاه مشغول خوردن غذا از ظرفهاي يك بار مصرف بودند. براستي روي سكوها جايگاه خوردن غذا براي نيروهاي مامور حفاظت نظم ورزشگاه هست؟ در آفريقاي جنوبي هم پليس خود جز تماشاگران مي نشست و پلو نذري مي خورد ؟

6/ قطع صداي ورزشگاه بعلت شعارهاي ورزشگاه آن هم به بهانه احترام به بينندگان تلويزيوني از آن شاهكارهاي بزرگ فوتبال فارسي است. در كجاي دنيا عدم توانائي در ايجاد نظم در ورزشگاه را با تنبيه تماشاچيان در منزل جبران مي كنند ؟ از آقايان مسافر مالزي ( كفاشيان و سردار محمدي ...) مي پرسيم اين بود ماحصل برنامه ريزي شما بر روي مسائل فرهنگي كه آن همه ادعا آن را داريد بوده است ؟ آقايان كميته هاي فرهنگي و... آيا متوجه شديد درد اخلاق ايران ربطي به ريش و رنگ ماشين و زندگي خصوصي مردم ندارد ؟

7/ هنوز نه از افتتاحيه و نه از اختتاميه چيزي مي دانيم فوتبال ايران با دور افتخار ليدرها بجاي بازيكنان در فصل گذشته به پايان رسید و فصل جديد بدون مراسم افتتاجيه شروع شد تا باز بفهميم در فوتبال ما چيزي به اسم جشن و لذت به فوتبال وجود ندارد و همه چيز اجباري و فرمايشي است.

8/روزي كه افشين قطبي به ايران از سفر آفريقاي جنوبي بازگشت اعلام كرد گزارشي مفصل از شرايط جام جهاني براي فدراسيون نشينان آورده است حال مي پرسيم آيا آن گزارش ( البته اگر چنين گزارشي وجود داشته باشد ) باعث شد كه چنين حقارت بار ليگ را آغاز كنيم ؟

-------------------------------------
تورج عاطف - ارتش سرخ دات کام
__________________
به امید روزهای خوب ارتش سرخ ....
Masoud هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 03:00 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
Powered by vBulletin Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd & AmirBeckham