انجمن های هواداران پرسپولیس

انجمن های هواداران پرسپولیس (http://www.arteshesorkh.com/forum/index.php)
-   مباحث عمومی داخلی (http://www.arteshesorkh.com/forum/forumdisplay.php?f=9)
-   -   بحث و مقالات و تحليل هاي روز پيرامون فوتبال ایران (http://www.arteshesorkh.com/forum/showthread.php?t=439)

zamara 01-18-2009 09:22 AM

معادله صبا، سپاهان و پرسپوليس در آخر هفته
 
يكى با چراغ خاموش حركت مى كند

مهمترين تفاوت و ويژگى جدول برنامه ريزى ليگ فصل جارى با ليگ گذشته اين است كه مجادله قهرمانى ليگ و بازى سرنوشت ساز و رو دررو در هفته هاى پايانى اسكان نيافتند.

اين ويژگى خاص، تمركز دوئل هاى حساس را از روزهاى پايانى دور مى كند و به هفته هاى ميانى نيم فصل دوم مى رساند. همين، معنى تقسيم انرژى و گرماى ليگ در ۱۲ هفته پايانى را مى دهد.
آيا به آن چه در همين هفته پيش روى تان قرار گرفته است دقت كرده ايد شايد زياده روى نباشد اگر بگوييم معادله قهرمانى ليگ در پايان همين هفته مشخص خواهد شد.
ضلع هاى قهرمانى را مى توان در پنج تيم ذوب آهن، استقلال، سپاهان، پرسپوليس و صبا خلاصه كرد و بعد كمى دقيقا به آنها نگريست.

*********************
اين كاملا يك قرعه اتفاقى است حتى در روزهاى پنج شنبه و جمعه همه چيز به مساوات تقسيم مى شود.
مس در كرمان ميزبان پرسپوليس است و ملوان در انزلى از سپاهان پذيرايى مى كند. به اين ترتيب، روز پنج شنبه قبل از اينكه صدرنشينان ليگ فرصت تثبيت جايگاه خود را پيدا كنند، تيم هاى سوم و چهارم جدول ماهيت واقعى خود را نشان مى دهند مدعيان قهرمانى فصل گذشته فقط مى توانند تا يك قدمى جايگاه دوم پيش بروند.
اين نگاه خوش بينانه يك حالت معكوس هم خواهد داشت؛ شكست خوردن و پرت ماندن.
در حقيقت پرسپوليس و سپاهان در شمال و مركز ايران به دنبال يافتن فرصتى براى بقا در صدر هستند اما روز جمعه روز نقاشى صدر جدول است.
ذوب آهن در اصفهان مقابل ابومسلم مى ايستد و صبا در تهران ميهمان استقلالى خواهد بود كه بسيارى شرط قهرمانى را روى آن مى بندند.
شايد استقلال - صبا را بتوان اوج ليگ براى تعيين قهرمانى و معادله صدرنشينان معرفى كرد چرايى و دليل اين ادعا را بايد در نزديكى امتياز صبا به استقلال و سپس برنامه بازى هاى آينده تيم قمى تا پايان ليگ ديد.
آيا به صبا دقت كرده ايد تيمى كه ميان رده هاى سوم تا پنجم ليگ مى چرخد و هيچ كس متوجه نشد چگونه اين قدر بى صدا و آرام سر از جمع مدعيان درآورد.
صبا در حقيقت فاصله 6 امتيازى امروز خود با صدر جدول را نه فقط مقابل استقلال كه در هفته هاى آينده جبران خواهد كرد.
صبا، خاموش ترين مدعى قهرمانى ليگ و لااقل جاى گرفتن در جمع سه تيم اول است كه از ابتداى نيم فصل دوم تمام بازى هاى سنگين خود را پشت سر گذشته است. در قزوين، پيكان را مغلوب كرد، در شيراز برق را شكست داد و در قم سپاهان و ذوب آهن را نگه داشت.
حالا نگاه كنيد به روزهاى آينده تيم فيروز كريمى. در شرايطى كه سپاهان نه مقابل ذوب آهن به ميدان رفته و نه عليه پرسپوليس جنگيده در حالى كه دربى تهران (استقلال - پرسپوليس) و رويارويى استقلال برابر ذوب باقى مانده صبا از اكثريت روزهاى سنگين خود عبور كرده است.
آيا احساس نمى كنيد مدعى جدى صدرنشينى در خفا و سكوت و با چراغ خاموش حركت مى كند ! استقلال با احتساب همين حساب و كتاب ها براى روز جمعه دچار استرسى ويژه خواهد شد، همان طور كه پرسپوليس و سپاهان هم مى دانند لحظه اى لغزش براى سقوط آنها كفايت خواهد كرد.
----------------------
منبع : ايران ورزشي
نويسنده :پيام يونسى پور

zamara 01-20-2009 09:25 AM

يكى از صدها مرواريد گرانبها

چه كسى فكر مى كرد فرزندى كه در شهريور ۱۳۵۹ در منطقه «شهر رى» چشم هايش به جهان باز مى شود،

روزى در استاديوم غول پيكر و تاريخى سانتياگو برنابئو گلزنى كند.«جواد نكونام» را مى گوييم، هافبك بلندقامت و خوشفكرى كه حالا مايه فخر ايرانى ها شده و در لاليگا سر بر آسمان مى سايد. بازى هاى رويايى و گل هاى الهام بخش او، از جواد يك بازيكن ممتاز و قابل اعتنا ساخته اما حيف كه او و شجاعى در باشگاهى توپ مى زنند كه از هارمونى تيمى و ساختار دفاعى منظمى برخوردار نيست.پرواز تماشايى و ضربه مهار نشدنى جواد كه فابيو كاناوارو مدافع به نسبت ايتاليايى و ايكر كاسياس سنگربان شاخص رئال را ميخكوب كرد، آنچنان ارزشمند بود كه همه ما را از فرط شادى به عرش برد.
نكونام يكى از صدها و شايد هزاران استعداد اعلا و بكر در فوتبال ماست كه همه روزه درهر گوشه اين مرز و بوم به عشق توپ گرد و مستطيل سبز، روز را شب مى كنند و تار و پودشان با اين ورزش جهانگير، عجين است.
وقتى كه در دقيقه ۱۹ اين بازى، نكونام پاس عالى پلاسى ير را با ضربه تحسين برانگيز به گل تاريخى خود تبديل كرد به ناگاه حرف هاى ديروز شادروان پرويز دهدارى در ذهنمان نقش بست.يادش به خير زمانى كه معلم اخلاق ما، همواره به اين نكته حياتى تاكيد مى كرد كه «فوتبال ايران همانند دريايى مى ماند كه كف آن مملو از مرواريد است. بايد به ته اين دريا رفت و اين مرواريدها را يافت.»
نكونام يكى از اين مرواريدهاست كه مرحوم دهدارى به آن اشاره كرد و بى گمان امثال جوادها را مى توان در چهارگوشه اين سرزمين زرخيز و مستعد كشف كرد و از آنها پشتوانه هاى طلايى ساخت.براى يافتن اين استعدادها، براى بيرون كشيدن اين مرواريدها از دل دريا چه كرده ايم آيا مجموعه ورزش و فوتبال ايران آستين بالا زده تا استعدادسوزى نكنيم
تصور كنيد با اين همه استعداد خدادادى و كم نظير، اگر نيمى از امكانات ژاپنى ها و كره اى ها را داشتيم، در سطح جهانى چه حرف هايى براى گفتن داشتيم. تصور كنيد اگر سيستم پرورش و يافتن استعدادهاى آژاكس در ايران پياده مى شد امروز درسطح بين المللى چه جايگاهى به ايران مى رسيد.
----------------------------
نويسنده :رضا ميرزاييان
منبع: ايران ورزشي

zamara 01-21-2009 08:59 AM

سازمان هاي صدا و سيما و تربيت بدني ، لازم و ملزم يکديگر

يکي از اتفاقاتي که واقعا هم غيرعادي به نظر مي رسد مشکلاتي است که بين مسئولان سازمان تربيت بدني و مسئولان ورزش صدا و سيما به وجود آمده، در حالي که اين دو سازمان لازم و ملزوم هم بوده و اگر ورزش در جاي جاي ايران مورد توجه قرار دارد و همه گير شده علت اصلي اش همين صدا و سيماي ما است .


در مقابل هم اگر مسئولان ورزش کشورمان پرتلاش نبودندو باعث رشد روز افزون ورزش نمي شدند و يا زمينه جذب جوانان پرشور را به رشته هاي مختلف فراهم نمي کردند، صدا و سيما خوراکي نداشت تا بخواهد اوقات فراغت جوانان کشورمان را به خوبي پر کند، مشکل همه جا وجود دارد، حتي در خانواده ها، بنابراين مي توان اين موضوع را با سعه صدر حل کرد، اما حرف خوب و حساب شده را کيومرث هاشمي معاون سازمان تربيت بدني زد، جايي که گفت سازمان هاي صدا و سيما و تربيت بدني در راستاي اهداف نظام گام بر مي دارند ، بنابراين اجازه نمي دهيم کسي در اين بين سوء استفاده کند.
اين منطقي ترين سخن بود چرا که وقتي هدف يکي و براي سربلندي نظام مقدس ما باشد ديگر بحثي باقي نمي ماند بنابراين منطقي است که هر چه زودتر اين مشکلات حل شود تا همه چيز روال عادي خود را پيدا کند اگر چه هيچ گاه بحث تحريم برنامه هاي ورزشي و از جمله 90 مطرح نبوده ولي اگر جو بي اعتمادي در بين خانواده ورزش گسترش يابد به خودي خود مشکلاتي پديد مي آيد که مي تواند اين برنامه ها را دچار رکورد کند بنابراين بايد تعامل بيشتري بين طرفين برقرار شود تا همه چيز به حالت عادي خود بازگردد.
حس بي اعتمادي نکته ديگر که اتفاقا آن هم غيرعادي است سخناني است که سرپرست باشگاه سپاهان اصفهان در ارتباط با ارسال ليست بازيکنان اين تيم به AFC عنوان کرده و تاکيد نموده که آن را به فدراسيون فوتبال نمي دهيم بلکه به باشگاه ارسال خواهد شد!!
آيا اين نوع اظهار نظر بيانگر آن نيست که به فدراسيون فوتبال اعتماد ندارند؟
اگر در گذشته و با سهل انگاري ديگران و در فدراسيوني ديگر ليستي ارسال نشده ، آيا بايد هميشه حس بي اعتمادي را با خود حمل کنيم و باعث "جو" سازي شويم؟
البته به لحاظ قانوني همه مي دانيم که ارسال اسامي باشگاه به AFC اين گونه نيست که بشود به راحتي آن را ارسال کرد، بلکه اين ليست بايد به تاييد دبير کل فدراسيون فوتبال برسد تا با امضاي ايشان ارسال شود، در غير اين صورت AFC هيچ اقدامي نخواهد کرد و آن را ارسال نشده تلقي مي کند ،
بنابراين نمي دانيم چرا اين سرپرست محترم چنين حرفي را زده تا هم باعث ناراحتي مسئولان فدراسيون فوتبال شود و هم اين که از عدم آگاهي خود در رابطه با قوانين موجود بگويد!!
با توجه به تلاش هاي بي وقفه مسئولان فدراسيون فوتبال و موفقيت هاي خيره کننده آنان در سطح قاره نبايد به شکلي عمل کنيم تا همه چيز به خاطر مساله اي جزئي زير سئوال برود و فراموش شود.
بنابراين بياييم با منطق عمل کنيم تا خدايي نکرده به جوسازي متهم نشويم.
--------------------
منبع : جهان فوتبال

zamara 01-22-2009 08:06 AM

3/11/1387
 
استقلال و پرسپوليس دست در جيب دولت

همان طور كه قابل پيش بينى بود موج مخالفت با واگذارى تيم هاى فوتبال استقلال و پرسپوليس به دو وزارتخانه راه و صنايع با بن بست روبه رو شده است.

طبق خبرها قرار بود اين دو تيم پرطرفدار براى مدت ۵ سال در اختيار وزارتخانه هاى فوق قرار گرفته و سپس به سمت و سوى خصوصى سازى از طريق خود اين وزارتخانه ها اقدام شود.
نخستين كسى كه علم مخالفت با اين توافق را برداشت يحيى زاده بود، رييس كميته تربيت بدنى مجلس اعلام كرد: دولت (سازمان تربيت بدنى) بايد تيم ها را به صورت قانونى و تا پايان سال ۱۳۸۸ به بخش خصوصى واگذار كند.
واگذارى استقلال و پرسپوليس مربوط به دوره فعلى و سال هاى اخير نيست. بيش از ۶ سال است كه هدف دولتمردان اين بوده كه اين دو تيم پردردسر، پرهزينه و البته جذاب براى برخى مديران دولتى را به بخش خصوصى واگذار كنند اما هر بار به دلايل مختلف از جمله ميزان علاقه مندى مردم وجايگاه اجتماعى اين دو تيم اين كار به تأخير افتاد.
واقعيت اين است كه يك سفره ۱۲۰ ميليارد تومانى تحت عنوان ليگ برتر پهن شده و خيلى ها از اين سفره و به فراخور حال و جايگاه خود ارتزاق مى كنند و به دليل سود بردن از اين ماجرا دوست ندارند كه جيره و مواجب آنها قطع شود و هر بار كه دولت و سازمان مى خواهد به طور جدى وارد اين مقوله شود همين جماعت دلال، كاسب و منفعت طلب مانع از اين مهم مى شوند.
در كنار اين گروه بحث ديگرى كه مطرح است اينكه موقعيت و جايگاه و به اصطلاح محبوبيت اين دو تيم در نزد مردم باعث عشق و علاقه دولت ها به سرخابى شده! و آنها كه مى دانند اين دو تيم در تك تك خانه هاى مردم جاى دارد دوست ندارند اين اهرم، ارتباط و عشق را به راحتى از دست بدهند.
دولت نهم يك بار حتى تا پاى امضاى تفاهمنامه و توافق ۱۰ ساله بين سازمان تربيت بدنى و وزارت رفاه پيش رفت، توافق ها انجام شد، تفاهمنامه ها مكتوب و به امضا رسيد مهندس على آبادى و پرويز كاظمى، وزير وقت رفاه با يكديگر دست همكارى دادند اما با تغيير در وزارتخانه رفاه همه چيز مثل گذشته شد، استقلال همچنان دست در جيب دولت و...
جواد آريان منش نايب رييس كميسيون فرهنگى مجلس نيز در اين باره چنين مى گويد: «واگذارى تيم ها به بخش خصوصى و غيردولتى تنها با نظارت سازمان خصوصى سازى ميسر خواهد بود و وجهه قانونى خواهد گرفت.
همزمان با تلاش سازمان، كنفدراسيون فوتبال آسيا نيز يك فرصت دو ساله را به باشگاه هاى ما داده تا خصوصى شوند و اين سؤال تكرارى وجود دارد كه چرا بايد منتظر دقيقه ۹۰ و دخالت احتمالى ديگران باشيم بايد هر چه سريع تر زمينه حضور سرمايه گذاران و مشاركت مردم را در اين مورد مساعد كرد.
رگه هايى از اين نوع تغيير در باشگاه پرسپوليس با حضور فردى متمول به نام هدايتى امكان پذير بود.
اين شخص حاضر شده كه ۴۹ درصد از سهام باشگاه پرسپوليس را بخرد اما بنا به دلايلى اين مهم انجام نشد، امثال اين فرد در داخل و خارج از ايران بسيار هستند كه حاضرند سرمايه خود را در محلى امن، جذاب، سودآور و... به كار گيرند منتهى بايد بستر و زمينه را مهيا كرد.
اميد است كه طبق اصل ۴۴ و با نظارت سازمان خصوصى سازى اين دو تيم و ساير باشگاه هاى ما مستقل شده و پولى كه هم اينك (۱۲۰ ميليارد تومان) سر سفره ليگ خرج مى شود به مسائلى به مراتب مهمتر از ليگ برسد.
-------------------------------
منبع : ايران ورزشي
نويسنده : على قراخانلو

zamara 01-24-2009 11:49 AM

نسخه شفابخش براى قرمزها

كاميابى يك تيم ثمره عصاره انديشه و فراست و تجربه گران سنگ كادر فنى در وهله نخست و تاكتيك پذيرى نفرات در سيكل دوم است. تيمى كه بتواند به طور اكمل اين آموزه را باور و پياده كند، طبعا رداى موفقيت را بر تن خواهد كرد و در نهايت به بلنداى قهرمانى تكيه خواهد زد.
منچستر يونايتد، بارسلونا و بايرن مونيخ نمونه بارزى هستند كه چون دايره وسيعى از مديريت و كارآمدى را به تصوير مى كشند، قطار آنها همواره بر ريل موفقيت حركت مى كند. خام انديشى است اگر تصور كنيم نقش تفكرات و مهندسى كادر فنى و مديريت در اين توفيق ها بى اثر باشد. در فوتبال ما كه همه چيزش بر مدار احساسات مى چرخد، بيش از پيش نياز حياتى به مهندسان فوتبال دارد، به ويژه در عرصه باشگاه ها كه بهره مندى از دانش رفيع معلمان و طراحان اروپايى، الزامى مى نمايد. توليد افكار و رد پاى انديشه هاى اصولى را مى توان به مدد اتاق فكر و بهره جستن از نظرات اين دسته از معلمان چه در نقش مدير فنى، مشاور يا هر پست و مقامى، ملاحظه و پياده كرد.
پرسپوليس مدل جديد كه از هدايت كادرى جوان و خام استفاده مى كند، بيش از هر زمانى چنين شرايطى را حس مى كند ولى در شگفتيم كه چرا مديران ارتش سرخ به منظور جذب يك مهندس كه بتواند سنگ بنايى تازه بچيند، اين دست و آن دست مى كنند. اتفاقا افشين پيروانى روى اين مساله مهم زوم كرده كه تيمش در ابعاد فنى و روحى و روانى نياز به يك معلم و طراح مجرب اروپايى دارد كه در اين راستا او، نام توميسلاو ايويچ را مطرح كرد اما گويى اين داستان هنوز رنگ واقعى به خود نگرفته است.
ايويچ و امثال او، سرشار از تجربه و دانش گران سنگ هستند و قطعا مى توانند همانند پزشكان حاذق براى پيروانى و يارانش، نسخه هاى شفابخشى را تجويز كنند. لذا به نظر مى رسد امروز و فردا كردن مديران پرسپوليس در اين مقطع حساس، اصلا به صلاح ارتش سرخ نيست.
در اوج بازى هاى ليگ برتر و در آستانه رقابت هاى معظم ليگ قهرمانان باشگاه هاى آسيا، حضور يك معلم حاذق و كاربلد اروپايى از نان شب هم واجب تر است و منطقى نيست كه هر روز از باشگاه پرسپوليس، اخبار ضد و نقيض به بيرون درز كند.
چه اين فرد در نقش سرمربى و چه در سمت مدير فنى يا مشاور جذب شود، آنچه كه مى بايست ملكه ذهن انصارى فرد و هدايتى شود اين است كه پيروانى هنوز عمق و ژرفاى مربيگرى را به اندازه قطبى و قلعه نويى نمى شناسد و استخدام چنين معلمى در زمان فعلى، الزامى مى نمايد.
وقتى افشين پيروانى به صراحت، حضور چنين فردى را مطرح مى كند، دليلى ندارد كه مسوولان اين باشگاه پرطرفدار، دست روى دست بگذارند و امروز و فردا كنند.
از ياد نبريم كه مربيانى چون امير قلعه نويى، فيروز كريمى، غلامحسين پيروانى، محمد مايلى كهن و امثالهم موفقيت هاى كنونى را يك شبه به دست نياورده اند و اگر به خرد جمعى و نقدهاى خيرانديشانه و ازهمه مهمتر از تجارب معلمان «تحول گرا» سود نمى بردند، امروز نمى توانستند به اين مرحله برسند.
-------------------------------------
منبع : ايران ورزشي
بقلم :رضا ميرزاييان

zamara 01-25-2009 09:48 AM

انصاري فرد روي دست مصطفوي بلند شد

بله قربان گوي تازه نفس!

1 ) خب !به حول و قوه الهي با تغييرات ضربتي به عمل آمده در هيأت مديره پرسپوليس، مشکلات اين تيم مردمي حل شد و سرخپوشان بلافاصله در مسير صعودي قرار گرفتند !
بله، مشکل فقط همين جا بود که صداي مصطفوي اين اواخر «خش» پيدا کرده بود و «بله قربان هايش» به دل برخي از اعضاي دست به جيب هيأت مديره پرسپوليس نمي نشست !انتظار مي رود با تحولات اعمال شده، پر هوادارترين تيم ايران همه جامهاي موجود در انواع رقابتهاي ملي و فراملي را از بيخ درو کرده و عرصه را بر تمام نفس کشان تنگ کند!

2 ) ورژن تازه مديريت «هر چه شما بگوييد» در پرسپوليس حلول کرد. جا دارد هواداران اين تيم مردمي به مناسبت کشف دوباره «حاج عباس انصاري فرد» به جشن و پايکوبي بپردازند و خيابان ها را در قرق خود در بياورند.
انصافاً حتي داريوش مصطفوي هم که به اظهارنظرات ضد و نقيض شهره است نمي توانست به اين سرعت حرفهايش را تغيير بدهد.

برادر بزرگتر اخوان انصاري فرد، در يک بازه زماني سه روزه دو تصميم مهمش را تغيير داد تا يک رکورد در عرصه اقتدار مديريتي به ثبت برسد !او که يک مرتبه قبل و بعد از بازي پرسپوليس با فولاد در مورد حضور لوکابوناچيچ در ايران ايده اش را تغيير داده بود، اين دفعه هم مجبور شد در عرض چند ساعت پيرامون آمدن يا نيامدن ايويچ تغيير موضع بدهد و همه را متحير و هاج و واج بگذارد !
چگونه است که نفر اول باشگاهي همچون پرسپوليس سر صبح از نيامدن ايويچ به تهران حرف مي زند و لنگ ظهر - بلافاصله بعد از حمايت هدايتي از مرد کروات - حضور وي را قطعي قلمداد مي کند.
آيا اين بود تغيير مثبتي که قرار بود با رخ دادنش همه ارکان مدافع عنوان قهرماني متحول شود و ميليون ها پرسپوليسي از بند حسرت رها شوند؟!

3 ) فراموش نمي کنيم که سازمان تربيت بدني پاي همين تغيير مديرعامل در پرسپوليس، چه هزينه گزافي داد و اساساً از همين نقطه، استارت چالش همه جانبه اش با برنامه نود و ميليونها فوتبالدوست زده شد.
آيا انصافاً آنچه اکنون روي داده، ارزش آن همه قيل و قال و بگير و ببند را داشت؟ عباس انصاري فرد موفق شد در فاصله تنها دو هفته از روي کار آمدنش، تقريباً همه را نااميد کند.
نامبرده به جاي اينکه هر چه سريعتر به از پيش رو برداشتن موانع بي شمار مجموعه اش همت گمارد، تنها موفق به عرضه چهره اي منعطف و ژله اي از مديريت خود شد؛ شخصيتي که از ساده ترين مؤلفه هاي کاريزماتيک نيز دور افتاده است.
چه تأسف بار است که آن همه چشم خيره به دستان مديرعامل تازه، وقوع معجزه اي را انتظار مي کشند، اما انصاري فرد سرخوشانه وعده اجراي دوباره طرح شکست خورده تأسيس رشته هاي ديگر ورزشي توسط باشگاه را صادر مي کند!

4 ) گويي غائله هدايتي در پرسپوليس، بي پايان به نظر مي رسد.
او که امروز اعلام کرده همچنان براي خريد سهام پرسپوليس آماده است، آشکارا به دنبال سهم بيشتري در تصميم سازيهاي اين تيم مي گردد و بعد از افشاي فشارهايش به مصطفوي براي استعفا، حالا هم گويا همين رويه را در قبال انصاري فرد در پيش گرفته است.

رئيس هيأت مديره پرسپوليس که «در سايه» براي مدافع عنوان قهرماني ليگ برتر نسخه مي پيچد، تبديل به استخواني در گلوي پرسپوليس شده که هضم و دفعش ناممکن مي نمايد.

او که به آرزوي تملکش بر پرسپوليس نرسيده، حالا ادامه خدمت رساني اش به سرخپوشان را منوط به اعمال سليقه هاي شخصي اش کرده و حاشا که در اين زمينه به اندازه ديگران نيز بازخواست نمي شود!

5 ) اين برگ زرين را هم به آخرين صفحات افتخارات مديران پرسپوليس بيفزاييد. هواداران اين تيم «رفتن جان از بدن» تيمشان را مي بينند و قطره قطره آب مي شوند. اما بيشترين انرژي در همين مجموعه صرف تغيير يک فقره «بله قربان گو» مي شود. «خدا» آخر و عاقبت همه را به خير کند!
-------------------------
منبع : روزنامه قدس
بقلم :رسول بهروش

zamara 01-27-2009 07:52 AM

حمایت مشکوک قلعه نویی از سازمان لیگ

مهر سازمان لیگ به یکباره به دل امیر قلعه نویی و مجید بصیرت دو منتقد بزرگ عزیزمحمدی افتاد، عزیزمحمدی که از عوامل فشار به برنامه نود بود.


« من باید تشکر کنم از سردار عزیزمحمدی به خاطر برنامه‌ریزی منظم لیگ.» امیر قلعه نویی پس از برد صبا ، بیش از 5 بار این جمله را تکرار کرد.

این واکنش عجیب از امیر قلعه‌نویی به‌قدری اغراق‌ آمیز به نظر می‌رسید که همگان تصور کنند ، حمایت از تصمیمات سازمان لیگ ، ابلاغیه‌ای جدید از سوی سازمان ورزش است نسبت به اتفاقات برنامه های اخیر نود.
برنامه‌ریزی بازی‌های لیگ برتر یکی از دلایلی بود که عادل فردوسی پور مجری نود برای آن با رئیس سازمان لیگ برتر جنگ لفظی پیدا کرد و سردار محمدی وقتی در برابر انتقادات عادل حرفی برای گفتن نداشت ، بحث را ارزشی کرد و او را متهم به زیر پاگذاشتن ارزشهای نظام ، دور شدن از آرمان‌های شهدای جنگ تحمیلی کرد.
پس از جنگ نود با سازمان ورزش و فدراسیون فوتبال که منجر به صدور دستورالعمل تحریم نود شده بود .
گفته‌های قلعه نویی که در پایان بازی تیمش با برق یکی از کسانی لقب گرفت که نود را تحریم کرد ، در حمایت از عزیز محمدی شک برانگیز بود.
شک برانگیز از این جهت که شاید او دستور جدیدی را اجرا می کند، فازی جدید در تقابل با خواست مردم. قلعه نویی دوبار در کنفرانس مطبوعاتی وپس از آن در گفت و گو با تک تک برنامه های تلویزیونی گفت:
« باید از سردار تشکر کنم که بسیار منظم برای تیم ما برنامه ریزی کرده است. برنامه های لیگ هرچند فشرده است اما به بهترین شکل چیده شده و ما را در رسیدن به موفقیت در بازی‌های لیگ ، لیگ قهرمانان و جام حذفی یاری می کند.»
امیر قلعه نویی خود اولین کسی بود که در چند هفته گذشته به شدت از برنامه ریزی سازمان لیگ برای بازی های لیگ برتر انتقاد می کرد اما این بار او به یکباره تغییر موضع داده بود.
آن هم در شرایطی که تیمش بر اساس همین برنامه در تاریخی داربی را برگزار کند که فقط 24 ساعت پس از بازی سنگین تیم ملی با کره جنوبی ، داربی برگزار می‌شود و دو هفته بعد از این اتفاق آنها باید در بازه ای 12 روزه دو بازی خارج از خانه برابر ذوب آهن و پیکان داشته باشند و درست پس از این چالش دشوار به جده سفر کنند تا مقابل الاتحاد ، اولین بازی آسیایی امسال شان را برگزار کنند.

با این شرایط چرا قلعه نویی در تشکر از عزیزمحمدی اصرار داشت؟؛

« من بارها که احساس می‌کردم آنها ضعف داشتند انتقاد کردم اما حالا که احساس می‌کنم کارشان معقول است وظیفه ام می دانم که سپاسگذارشان باشم.» حتی در شرایطی که استقلال باید روز اول فروردین به میدان برود؟؛« بله ما به سازمان لیگ اعلام کردیم که اگر برنامه ای منسجم داشته باشند با آنها همکاری می‌کنیم و مشکلی هم برای بازی در روز اول فروردین نداریم.»

این تعریف‌ها درحالی از سوی قلعه نویی نصیب محمدی می‌شود که منابع آگاه درست در حین برگزاری بازی تیم های استقلال و صبا از تماس تلفنی یکی از مقامات ارشد سازمان ورزش با مدیر استقلال خبر دادند .
تماسی که در آن آخرین رهنمودها به مدیریت تیم پرطرفدار در اتخاذ موضع مناسب نسبت به برنامه نود اعلام شد.
لیدرها پس از این تماس توجیه شدند که پس از سوت بازی دیگر تحت هیچ شرایط نباید سکوها نامی از فردوسی پور به زبان بیاورند و توهینی به سازمان ورزش از سوی سکوها انجام نگیرد .
پس با توجه به چنین تماسی سخنان قلعه نویی هم شاید می توانست حکمی از بالا باشد.
حکمی که به احتمال فراوان به دیگر تیم های حاضر در لیگ قهرمانان هم می توانست ابلاغ شده باشد.
مجید بصیرت سرپرست سپاهان هم که هفته قبل به شدت از سازمان لیگ انتقاد کرده بود با موضع موافقش نسبت به سازمان لیگ این ظن را تشدید می کند؛
« واقعا برنامه ریزی در شرایطی که لیگ 18 تیمی است ، کار را سخت می کند. من فکر می کنم ،آقای عزیز محمدی بهترین تصمیم را گرفته اند.»

اما دلیل این همه چرخش در گفته های مسئولان این تیمها چه می تواند باشد؟

سردار عزیز محمدی در این باره به خبرآن‌لاین می‌گوید:
« قبل از هر چیز لطف آقایان قلعه نویی و بصیرت است اما خب ما برنامه‌ای را برای این تیم ها ریختیم که دیگر تغییر نمی کند و به رغم فشردگی مسابقات ، سعی زیادی شده تا این تیم ها بیشترین زمان استراحت را داشته باشند. این برنامه دیگر تغییر نمی کند و این دلیل است که رضایت مسئولان تیم ها را به همراه داشته است.»

برنامه ریخته شده برای تیم‌ها این قدر منظم است که حتی به گفته محمدی بازی‌های اول فروردین یعنی روز عید نوروز هم در تاریخ معین انجام می‌شوند.
البته بصیرت معتقد است که بازی اول فروردین آنها تاریخش عوض می‌شود ولی او در پاسخ به این سئوال که آیا توصیه ای به حمایت از سازمان لیگ شده که او اینگونه تغییر موضع داده است ، می گوید:
« هیچ توصیه ای نشده. من فقط خودم را جای عزیز محمدی می‌گذارم و در ک می کنم این برنامه ریزی چقدر دشوار است.»
جالب است که این هم ذات پنداری به یکباره در شرایط فعلی در بصیرت و قلعه نویی ایجاد شده است. افشین پیروانی سرمربی پرسپولیس که به نظر می رسید خیلی از فشردگی بازیها رضایت ندارد ، در پاسخ به سوال مشابه خبرآنلاین درباره برنامه لیگ سکوت کرد و خواست پاسخ این را در روزهای بعد بدهد.
---------------------------
منبع : خبر آنلاين

zamara 01-28-2009 09:02 AM

مولود نامبارك هياهو سالاري!
 
فرشاد برقي شد، پرسپوليس آسوده؛

1) دندانش را از روي خرخره كادر فني پرسپوليس بيرون كشيد.
برق را انگار خدا رسانده بود. بدون شك حتي خانواده فرشاد پيوس نيز از شنيدن خبر پيوستن او به تيم شيرازي به اندازه افشين پيرواني خوشحال نشدند! همان فرشته اقبالي كه ابتداي فصل پيرواني را جانشين استيلي كرد تا با رفتن قطبي، پست سرمربيگري به وي برسد، اكنون نيز بار ديگر به مدد اين مربي شيرازي آمده تا با رفتن پيوس به برق، سايه سنگين بزرگترين آلترناتيو و منتقد كادر فني سرخپوشان از سر آنها كم شود.
آقاي گل سالهاي گذشته پرسپوليس، به نام عشق و دلسوزي كابوس قرمزها شده بود و حالا شايد متوليان فني مدافع عنوان قهرماني، فرصتي براي تنفس و تمركز پيدا كنند!

2) قصه اما فقط قصه پيوس نيست.
پرسپوليسي ها با درخشان چه خواهند كرد؟ استقلالي ها حجازي و روشن را كجاي دلشان خواهند گذاشت؟ آيا صورت صحيح تعامل يك پيشكسوت با تيم سابق و ظاهراً محبوبش همين است كه امروز وجود دارد؟ گمان نمي كنيم!

3) هنوز طنين صداي پيوس در گوشمان خاموش نشده است.
ستاره سابق فوتبال ايران همين چندي پيش اعلام كرده بود، در صورت نشستن روي نيمكت پرسپوليس مي تواند اين تيم را با 10 امتياز اختلاف قهرمان كند. ملالي نيست. بسم ا...! اين گوي و اين هم ميدان. دست بر قضا نارنجي و قرمز هر دو از يك طيف رنگي هستند. كسي از پيوس انتظار ندارد تيم تازه اش را قهرمان كند يا حتي به آسيا ببرد. كافي است او بتواند برق را ليگ برتري نگه دارد و البته آبرومندانه اين كار را بكند. آيا اين انتظار گزافي است از مردي كه مي خواست قلعه نويي را با 10 امتياز اختلاف جا بگذارد؟

4) عصر ادعا- دست كم در مورد فرشاد پيوس- به سر آمد.
منتظر خواهيم نشست تا كم و كيف نتيجه گيري او را با برق تماشا كنيم. سرمربي سابق شهيد قندي يزد و مربي پيشين پاس تهران، بايد نشان بدهد كه دست كم نيمي از آنچه به زبان آورده بود را در كف دارد. عاقبت پيوس مي تواند راهگشاي ساير پيشكسوتان منتقد و هميشه مخالف هم باشد. آيا اگر فرشاد آقاي گل در نتيجه گيري با برق موفق عمل نكند، ديگر هم قطاران اوهمچنان به بدگويي از عملكرد پيرواني و «منم منم كردن» ادامه خواهند داد؟

5) آنچه اما در اين بين آزار دهنده تر مي نمايد، سر و شكل اعتماد كردن مديران باشگاهها به مربيان فوتبال است.
اولين پرسشي كه پس از حضور پيوس در برق به ذهن متبادر مي شود، اين است؛ مسؤولان تيم شيرازي چگونه به اين جمع بندي رسيدند كه مهاجم اسبق پرسپوليس بهترين انتخاب براي نجات تيم شان است؟ آيا جز اين است كه راه يافتن فرشاد به جلد روزنامه هاي ورزشي و انتشار مصاحبه هاي رنگارنگ از نامبرده، نامه وي را به عنوان گزينه اصلي روي ميز مديران برق قرار داده است؟!

6) متأسفيم از اينكه در فضاي هياهو سالار فوتبال ايران، هنوز هم باد در پرچم آناني مي افتد كه سينه سپر كرده اند و ادعايي افزونتر دارند.
امثال بيژن ذوالفقارنسب، رسول كربكندي و مهدي مناجاتي بيرون گود مي مانند، چون انتظار داشتند كه مطابق با رزومه شان به آنها مراجعه شود، اما يكي مثل پيوس پس از چند صباح جولان در مطبوعات تيم ليگ برتري پيدا مي كند، بديهي است كه اين همه، ربطي به كم بودن توانايي فرشاد يا توانمندتر بودن باقي مربيان بيرون از گود مانده ندارد، بلكه همه حرف ما اين است كه اي كاش رمز بقا و توفيق در فوتبال ايران از مسير جنجال عبور نمي كرد.

7) اميدواريم خون فرشاد به خون برقي ها بسازد تا اين تيم ريشه دار شيرازي همچنان ليگ را روشن نگه دارد.
در عين حال به آينده فوتبال با اين استراتژي هاي ناميمون چندان اميدوار نيستيم. اي كاش شناسنامه آدمها، شايستگي هايشان بود، نه حجم جنجالي كه توليد مي كنند!
------------------------
منبع: روزنامه قدس
بقلم:رسول بهروش

zamara 01-29-2009 08:22 AM

تمام راه حل هاى مديريتى پرسپوليس
 
كسى را نبين، با كسى حرف نزن و شايعه بساز!

فقط بايد چشمان مان را ببنديم و دچار يك توهم كوركورانه شويم تا در رؤياهاى مان باور كنيم آنچه در پرسپوليس و بر نيمكت رهبرى اين تيم مى گذرد، خالى از هر تنش و استرس است و فضايى توأم با آرامش را مى توان در اين مجموعه ديد.

انكار و تكذيب امروز مديران باشگاه پرسپوليس در مورد تغيير كادر فنى و جابه جايى مربيان روى نيمكت اين تيم، دقيقاً مشابه داستان كتمان استعفا يا اخراج داريوش مصطفوى است.
مديرعاملى كه هيچ كس نفهميد براساس چه پارامترهايى شايسته جانشينى گروه قهرمانان سال گذشته شد و البته كسى ندانست چرا تا اين حد در تيررس رييس هيات مديره باشگاه قرار گرفت!
افشين پيروانى اما قابل قياس با داريوش مصطفوى نيست. مصطفوى براساس تغيير ديدگاه هاى مديريتى ورزش ايران در حد فاصل سال هاى ميانى دهه ۷۰ خورشيدى و براساس رويكردهايى سياسى به كرسى هاى مديريتى مى رسيد اما افشين پيروانى در فضايى كاملاً فوتبالى از خانواده اى صرفاً ورزشى و اصيل راهى تهران شد.
داريوش مصطفوى خواسته يا ناخواسته در مديريت فوتبال فارسى به عنوان چهره اى شناخته شد كه درست يا غلط، حقيقى يا مجازى و راست يا دروغ، به حواشى و پشت پرده فوتبال، اهميتى همپا با اصل آن مى داد معرفى شد.
افشين پيروانى اما امروز از اينكه غلام پيروانى (نماد سلامت فوتبال ايرانى) را برادر و الگو و پايه ريز تشخص فوتبالى اش مى بيند، احساس زجر و ناراحتى مى كند.
اين شايد محصول مدينه اى است كه قرار بود در پرسپوليس با عنوان فاضله شناخته شود! پيروانى از برادرى اش با غلام از اينكه به دست او ساخته شده، پشيمان است!
نهايت اين جدل، به شكست ضعيف تر منتهى خواهد شد. داريوش مصطفوى با وجود تمامى تجربه اش و با نهايت تلاشى كه براى فرار از بحران و بقا در اتاق مديريت انجام داد، چون ضعيف تر بود از بدنه باشگاه جدا شد.
چه تصور بيهوده اى است كه افشين پيروانى را روى همين صندلى تصور كنيم. بازى مهره ها، جابجا كردن و يكى پس از ديگرى بيرون راندن و جذب كردن، تا روز پايانى فصل تداوم خواهد داشت.
مديرعامل و سرمربى دم دستى ترين گزينه هاى ممكن هستند، چون ضعيف ترين عناصر پيش روى هيات مديره تلقى مى شوند.
چطور انتظار داريد تيمى كه مديرعامل و سرمربى اش به زنده ماندن سمت خود تا يك ساعت ديگر كمترين اطمينانى ندارند، مدعى قهرمانى باشند امروز افشين قطبى را بهتر از قبل درك مى كنيم... او حيثيت نيمه مانده اش را برداشت و فرار كرد!

هيچ تفكر و برنامه دور انديشانه اى وجود ندارد.
عباس انصارى فرد روى كاغذ و براساس آنچه به امضا رسيده است، مديرعامل اين باشگاه شناخته مى شود ولى تا امروز حتى يك بازيكن يا مربى پرسپوليس با او رخ به رخ نشده و صدايش را نشنيده است.
او منطقى ترين راه حل را براى بقا در اتاق مديرعاملى برگزيده. سكوت و محو شدن... كسى او را نمى بيند، نه در راهروهاى باشگاه، نه در تمرين و نه در جلسات بازيكنان و سفرهاى برون شهرى! عباس انصارى فرد در حقيقت منطقى ترين راه حل را برگزيده است.
كسى او را نمى بيند، صدايى از او نمى شنود، از اينكه آيا در چارت داخلى باشگاه هيچ قدرتى براى تصميم گيرى دارد يا خير خبرى ندارد و در يك كلام خودش را از كورس خبرى باشگاه دور نگه مى دارد. پس در روزهاى شكست احتمالى آينده، مورد مواخذه هم قرار نخواهد گرفت.
شايد اين بهترين پلتيك مديريتى مديرى است كه لااقل در اخبار و ادعاهاى شفاهى هيات مديره بايد خونى جديد به پيكره باشگاه تزريق مى كرد! چه خون جديدى چه شوك تازه اى ! قفل شدن در اتاق مديرعامل، ممنوع الورود شدن بازيكنان به ساختمان باشگاه و به راه افتادن شايعات هر روزى در مورد مذاكره با مربيان جديد تنها رفتارهاى مديريتى اين «سايه» است!

برادران بيانى انگار ذاتاً فوتباليست زاده شده بودند، مثل برادران پيروانى كه انگار زاده شده اند براى مربيگرى. از اين دست اخوان، در حوزه مديريتى هم به چشم مى خورند. انصارى فرد خانواده اى است با گرايش مديريتى كه البته در بسيارى از موارد شباهت هايى غيرقابل انكار دارند.
مديران اين خانواده بى صدا و در اوج ناباورى مى آيند. بعد از مدتى سياست توسل به نام هاى بزرگ مانند آرى هان و دنيزلى و شنول گونش يا لوكا بوناچيچ و زاكرونى را در پيش مى گيرند و ناگهان به لايه هاى سكوتى خود فرو مى روند. توپ در حساس ترين زمان ها به زمين ديگرى افتاده و آنها از هياهو دور شده اند!

نگاه !!
اين است پرسپوليس

ديروز ساعت ۹ صبح خبر مى رسد كه مذاكره با لوكا از سر گرفته مى شود البته پنهانى! ساعت ۱۱ صبح خبر مى آيد كه پيروانى فقط تا دربى روى نيمكت خواهد بود و نتايج اين بازى ها است كه سرنوشت او را معين مى كند. ساعت ۱۳ خبر مذاكره با گئورگى هاجى از در وارد مى شود و ساعت ۱۵ مى گويند: «افشين پيروانى تا پايان سال تحت هر شرايطى مربى اين تيم خواهد بود...» نام چنين باشگاهى پرسپوليس است.... تيمى كه سال قبل بدون نمونه اى كوچك مشابه اين موارد، قهرمان شد!
------------------------------
منبع: ايران ورزشي
بقلم:پيام يونسى پور

zamara 02-02-2009 07:14 PM

داستان فوتبال ايران ، داستان بنز و ژيان است !
 
http://www.ipna.ir/thumbpic.aspx?src...=150&w=200&c=p

اكبر عبدي با حضور در تحريريه ايپنا: داستان فوتبال ايران ، داستان بنز و ژيان است !

در فوتبال امروز ايران يك تيم دنبال آن مي رود كه مربي ديگري را تخريب كند و يا دنبال فلان بازيكن تيم رقيب مي روند، پول هاي كلان مي دهند و خلاصه اصلاً به فكر جذابيت و رقابت نيستند.

تحريريه خبرگزاري‌هاي و روزنامه‌هاي ورزشي معمولاً عادت دارند مديران؛ مربيان يا بازيكنان را براي گفت‌و گوهاي اختصاصي به خود ببينند. شايد به نوعي حضور يك ستاره سينما در تحريريه ورزشي چندان مرسوم نباشد، اما تجربه مصاحبه با يك ستاره سينما آن هم در مورد فوتبال براي گروه مصاحبه كننده با يك بازيگر مطرح تئاتر و سينما بسيار جالب بود. حالا اگر اكبر عبدي كه به نوعي يك كاراكتر طنز محسوب مي‌شود، ميهمان يك تحريريه ورزشي باشد حتماً ديدگاه خاصي در مورد فوتبال دارد و گفت و گويي انجام مي‌دهد كه شايد تا به حال هيچ فوتباليستي در مورد فوتبال اين طور اظهارنظر نكرده باشد.
اكبرعبدي بازيگر معروف سينمايي ايران اين بار به جاي اينكه ميهمان نشريات سينمايي باشد در تحريريه خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا) حضور پيدا كرد و گفت‌و گويي مفصل اين بار به جاي سينما در مورد فوتبال انجام داد.
مشروح اين گفت و گو به شرح زير است :

*اكبرعبدي به عنوان هنرمند رابطه‌اي با ورزش دارد يا خير؟
هنر و ورزش دو مقوله‌اي هستند كه در راستاي يكديگر حركت مي‌كنند البته اگر وزن من را كنار بگذاريد بايد بگويم كلا اهل ورزش هستم و فوتبال را زياد دنبال مي كنم.

*فوتبال ملي يا باشگاهي؟
از پيگيري تيم هاي باشگاهي كمي سرد شدم و ديگر علاقه اي به دنبال كردنش ندارم.

*چرا؟
تيم هاي باشگاهي ظاهراً كمي سرد شده اند و ديگر با هيجان فوتبال بازي نمي كنند اين موضوع از نظر رواني روي من تماشاگر هم تاثير منفي مي گذارد و به اين ترتيب هم اكنون من چندان علاقه‌اي به پيگيري تيم‌هاي باشگاهي ندارم.

*اين بي تفاوتي كه از آن به عنوان يك مشكل اساسي نام مي بريد به نظر شما چرا اتفاق افتاده است ؟
من كارشناس فوتبالي نيستم اما به نظر من لج و لجبازي در بين تيم هاي باشگاهي زياد شده. مثلا تيم هاي باشگاهي به جاي اينكه مثل همه جاي دنيا با هم رقابت كنند، در ايران با هم لجبازي مي كنند. در فوتبال امروز ايران يك تيم دنبال آن مي رود كه مربي ديگري را تخريب كند و يا دنبال فلان بازيكن تيم رقيب مي روند، پول هاي كلان مي دهند و خلاصه اصلا به فكر جذابيت و رقابت نيستند.

*اكبر عبدي طرفدار كدام تيم است؟
من هميشه طرفدار تيم ضعيف هستم

* و حالا تيم ضعيف كدام است ؟
من آدم طنزي هستم مثلا اگر درجايي باشم و طرفداران قرمز كمتر باشند يا قرمز ضعيف تر باشد، طرفدار استقلال مي شوم و خلاصه اين چرخه ادامه دارد و هيچ وقت به طور ثابت طرفدار هيچ تيمي نيستم.
يك عده مي‌گويند عبدي استقلالي است ولي من همه جا تكذيب كردم، عده‌اي ديگر مي‌گويند من پرسپوليسي‌ام اما باور كنيد من طرفدار تيم مظلوم هستم مثل داستان ژيان و بنز و دعواي بين آنها.

* داستان ژيان و بنز چيست؟
تا حالا نشنيده‌ايد؟

*خير؟ شما توضيح بدهيد....
نمي گويم ! در همين حد بدانيد كه دو تا آدم هستند كه يكي بنز دارد و ديگري ژيان. وقتي اين دو نفر با همديگر دعوا مي كنند قاعدتاً شما به طرفدراي از كسي كه ژيان دارد مي رويد تا ثابت كنيد انسان سالمي هستيد . من و همه آنهايي كه آنجا هستيم طرفدار راننده ژيان مي‌شويم چون مظلوم‌تر است در فوتبال هم چنين اتفاقي مي‌تواند رخ بدهد.

*هنوز هم منظور شما را از كلمه مظلوم و ربط آن به فوتبال نفهميديم.
مثلا يك تيم 100 ميليون پول دارد و در ليگ برتر مقابل تيمي بازي مي‌كند كه 5 ميليارد پول دارد و بازيكنانش همه ثروتمند و ستاره هستند. من دراين بازي طرفدار تيم ضعيف‌تر هستم كه به خاطر بي پولي مظلوم واقع شده است.

*حالا اين فصل استقلال مطلوم است يا پرسپوليس؟
شما كارشناس فوتبال هستيد.به نظر شما كدام يكي مظلوم بوده تا حالا؟

*ولي استدلال طرفداري از تيم مظلوم براي شماست و خودتان بهتر مي‌توانيد بگوئيد كدام تيم در اين فصل مظلوم است.
خب اين سوال پاسخ مشخصي دارد و همه مي‌دانند دراين فصل كدام تيم مظلومانه بازي مي كند و مظلومانه نتيجه مي گيرد. نمي‌خواهم اسم تيمي را بگويم چون پاسخ كاملا مشخص است.

* از بحث تيم هاي باشگاهي جدا شويم و برويم سراغ تيم ملي، نظر شما راجع به تيم ملي چيست؟
فقط همين موضوع را بايد بگويم كه علي دايي قدرتمندترين مرد فوتبال ايران است. او كارش را به خوبي مي‌داند و من با نظرات خيلي‌ها كه از او انتقاد مي‌كنند موافق نيستم.

* چه طور؟
اختيار فوتبال ايران با دايي است. فدراسيون، كفاشيان و تمام مسئولان فوتبالي قدرتي مثل دايي ندارند و او يك تنه تيم ملي و فوتبال ايران را مي‌چرخاند.

*اين تعاريف به خاطر همشهري بودن شما با دايي نيست؟
پارتي بازي نمي‌كنم. او همشهري من است اما اين واقعيت است و بايد قبول كنيم كه فوتبال ايران با علي دايي معني دارد. اصلا من مي‌خواهم بپرسم كه به جز علي دايي، چه كسي از ايران در فيفا سرشناس است و قبولش دارند؟ خودم هم پاسخ مي دهم كه فيفا به جز دايي از ايران كسي را قبول ندارد.

* برنامه 90 را هم دنبال مي كنيد؟ اين روزها مي دانيد حاشيه‌هاي زيادي درباره اين برنامه مطرح شده بود.
بله ؛ اما متاسفانه جنجالي‌ترين قسمت برنامه 90 را نديدم.

* نظرتان راجع به برنامه 90 چيست؟
اين برنامه شبيه فيلم‌هاي اكشن و پرطرفدار است. اگر به من بود دوست داشتم براي فوتبال يك برنامه طنز بسازم.

* دوست داشتيد فوتباليست شويد؟
از همين شرايط راضي هستم فكر مي‌كردم اگر فوتباليست مي‌شدم از آن دسته بازيكناني بودم كه مدام به خودمان گل مي زدم.
----------------------------------------
منبع : ايپنا
گفت و گو از : سعيد پيرمحمويي


اکنون ساعت 12:09 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


انجمن هواداران پرسپولیس توسط سرور مجازی گروه کامپایلر هاست و میزبانی میشود