انجمن های هواداران پرسپولیس

انجمن های هواداران پرسپولیس (http://www.arteshesorkh.com/forum/index.php)
-   مباحث عمومی داخلی (http://www.arteshesorkh.com/forum/forumdisplay.php?f=9)
-   -   بحث و مقالات و تحليل هاي روز پيرامون فوتبال ایران (http://www.arteshesorkh.com/forum/showthread.php?t=439)

zamara 02-03-2009 08:26 AM

دلايل غيرفنى مشكلات پرسپوليس
 
ناكارآمدى تيم بيرونى و عدم مديريت بحران

اگر به عنوان منتقد يا روزنامه نگار انگشت روى معايب پرسپوليس بگذاريم بى انصافى است كه همه مشكلات را متوجه كادر فنى كنيم.

در يك مجموعه همواره تاكيد بر اين بوده كه تيم بيرونى بايد قوى تر از تيم درون زمين باشد.
الان تيم بيرونى پرسپوليس مشاهده نمى شود و شايد هواداران با اسامى اين افراد تيم بيرونى را مى شناسند.
تيم نامرئى يا بيرونى شامل تيم مالى، تيم بين الملل، تداركات، حقوقى و بخشى از آن هيات مديره است اما علامت سوال بزرگ اينجاست كه آيا همه اين بخش ها كه بخش هاى تيم بيرونى را تشكيل خواهند داد كار خود را درست انجام مى دهند يا نه كدهايى كه ما دريافت مى كنيم، نشان مى دهد اين طور نيست و نيمه پنهانى كه ما همواره از آن حرف مى زنيم نقاط تاريك زيادى دارد.
وقتى در مسابقه با پيام مى بينيم بازيكن آرام و بدون حاشيه اى كه علاقه به مصاحبه ندارد چگونه تبديل به فردى شورشى و عصيان زده مى شود و آن طور واكنش نشان مى دهد يا پيش تر از آن بازيكنى مثل نيكبخت درگيرى فيزيكى را شروع مى كند، نشان از فشار روانى بالا در تيم دارد.
چارت تمرينات هر تيم به چهار بخش تكنيكى، تاكتيكى، آمادگى جسمانى و آمادگى روانى تقسيم مى شود كه اين آخرى مهم ترين و تاثيرگذارترين عامل در هر تيمى است.
باب اين مطالب مى تواند باز باشد و در كنار آن مى توان به تحليل كادر فنى پرسپوليس پرداخت.
همواره در تيم ها حتى تيم هاى بزرگ دنيا كه بسيارى از تحليل هاى رسانه ها را به خود اختصاص مى دهند بحران وجود دارد اما مديريت بحران هم هست.
اگر بخواهيم مثال بزنيم، رئال مادريد را مطرح مى كنيم كه در هفته هاى اخير تنش را از بين برده و به عبارتى آدرس درست را پيدا كرده است. هرچند ممكن است رئالى ها قهرمان لاليگا نشوند اما مسير را درست مى روند و نتايج هفته هاى اخيرشان هم اين را به خوبى نشان مى دهد.
در شادى ها همه شريك هستند اما در زمان بحران بايد مديريت بحران وجود داشته باشد.
اصلا در مورد توانايى يا عدم توانايى كادر فنى پرسپوليس نمى خواهم صحبت كنم چرا كه قضيه مشكلات اين تيم گسترده تر از اين مسائل است. در زمان ويژه اى مى توان به اين مسائل پرداخت اما عوامل بيرونى تاثير بسيار زيادى در تيم پرسپوليس دارد. وقتى بازيكن اين تيم مى گويد كه آنقدر استرس داشته كه نمى توانسته به توپ ضربه بزند بايد دنبال عوامل بيرونى بود و عوامل ايجاد استرس را پيدا كرد.
در اروپا هيچ كس نمى تواند بگويد برند شوستر مربى بدى است يا خوانده راموس در تاتنهام بد بوده اما باشگاه با مديريت بحران مى خواهد تصويرى كه در ذهن بازيكنان ايجاد شده را تغيير دهد و در اين راه منافع باشگاه در نظر گرفته مى شود.
درست مثل كارى كه روانپزشك ها انجام مى دهند، روان درمانگر تصوير ذهنى بيمار خود را تغيير مى دهد و توهمات، شك، سوء ظن و موارد ديگر را از بين مى برد.
وقتى تيم بيمار مى شود افراد بيرونى بايد قدرت تغيير را داشته باشند و مديريت را بحران كنند.
من به عنوان مشكل اصلى روى مسائل روانى و ذهنى پرسپوليس فوكوس كردم و اينكه چرا بازيكنان و كادر فنى اين تيم نمى توانند كار خود را درست انجام دهند.
با اين وجود اصلا نمى خواهم ضعف هاى پرسپوليس در مقوله فنى را پوشش بدهم چرا كه تمام اين مسائل در نهايت به هم مرتبط است.
---------------------------
منبع : ايران ورزشي
بقلم : امير حاج رضايي

zamara 02-04-2009 08:49 AM

رخنه سرگرمي خرافه پرستان جامعه به استاديوم‌ها
 
فوتبال اسير رمل و اسطورلاب

1) از دست فوتبال شاكي‌اند. يك ژست روشنفكرانه گرفته‌اند و جادو و جمبل‌گرايي سر مربيان و بازيكنان ليگ برتري را تقبيح مي‌كنند. چنان متعجبانه با موضوع برخورد مي‌كنند كه انگار به عمرشان چنين پديده‌اي نديده‌اند: «نه... جادوگر استخدام كردند؟ واي»!

2) چرا فوتبال ما نبايد آلوده به جادو باشد؟
جادوگري و جادوگرايي در فوتبال مملكتي كه پررونق‌ترين صنعت زيرزميني‌اش فروش فال 200 توماني در مترو است، چندان عجيب به نظر نمي‌رسد. كافي است توي يكي از معابر عمومي پرتردد پايتخت دستت را از جيبت بيرون بياوري تا يك نفر روي هوا بزندش: «فالت بگيرم؟» بدبختانه بخشي از تفريح ثروتمندترين و پردرآمدترين آدم‌هاي جامعه ما را نشستن پاي حرف رمال‌ها تشكيل مي‌دهد. كف بين‌ها و آيينه نگرها نبض بازار را قرق كرده‌اند و در برخي از مناطق مرفه‌نشين وقت سه ماهه و چهار ماهه به متقاضيان پرشمار خود مي‌دهند. رمل و اسطورلاب كولاكي به پا كرده است. زن‌ها به جاي اينكه همسر بهتري براي مردان شان باشند، هزار جور كوفت و زهرمار توي غذايشان مي‌ريزند و كارمندها به عوض افزايش بهره‌وري و كيفيت كاري خود مي‌كوشند تا با هزار جور ورد و زمزمه مهر خود را به دل روساي شان بيندازند. در اجتماعي كه رمالش براي 45 دقيقه كف‌بيني 30 هزار تومان وجه رايج مملكتي طلب مي‌كند، فوتبال چرا بايد دامانش را پاك نگه دارد؟ وقتي از چاي و قهوه گرفته تا نخود و لوبيا، فال همه چيزي را براي هم مي‌گيريم، از بازيكن و مربي چه انتظاري داريم؟

3) فوتبال و اصحابش از كره مريخ در قلب زمين فرود نيامده‌اند. فوتباليست، مدير، مربي و دست‌اندركار باشگاه، شهرونداني عادي و معمولي به حساب مي‌آيند كه در همسايگي ما و شما زندگي مي‌كنند. وقتي در بسياري از جاها، نبض جامعه ما آلوده به اين مشكل است، چرا بايد فوتبال را از قاعده مزبور مستنثي بدانيم!

4) شايعات مربوط به توسل عده‌‌اي از آدم‌هاي اين فوتبال به جادوجمبل از زمان حضور دو گلر سرشناس در استقلال كه براي هم دعا مي‌نوشتند روي زبان‌ها افتاد و تا همين حالا به صورت افتان و خيزان ادامه داشته است. در ليگ هشتم اما چنين زمزمه‌هايي به اوج خود رسيده و دست كم در مورد پنج تيم ليگ برتري و حتي تيم ملي نيز مطرح شده است. با اين همه، چنانچه ذكرش رفت نمي‌توان از اين موضوع چندان شگفت‌زده بود. عمارت فوتبال در بطن جامعه بنا شده و نمي‌توان منكر تاثير و تاثر آن از رويدادهاي رايج اجتماعي شد.

5 ‌) با اين همه، قطعا واضح است كه شيوع اين آفت ريشه در فقدان ساختار استوار و مدرن در فوتبال ايران دارد.
نمي‌توان مربي را در فوتبالي كه براي فردايش برنامه ندارد، وادار كرد به كلاس برود، كتاب بخواند، فيلم ببيند و علمي رفتار كند. شايد لازم است حال بيمار‌هايي را درك كنيم كه به دعانويس پول مي‌دهند تا برايشان جادو كند؛ چه بسا مسابقه‌شان به واهي‌ترين دلايل لغو شود!
-----------------------------
منبع : روزنامه گل
نويسنده : رسول بهروش

zamara 02-07-2009 11:31 AM

در آستانه ديدار اتحاديه فوتبال با رييس مجلس شوراي اسلامي
 
كفاشيان: شايد اتحاديه را منحل كنيم

اتحاديه فوتبال برخلاف سال‌هاي گذشته كه در فوتبال نقشي خنثي را در جريانات مديريتي ايفا مي‌كرد، طي چند ماه اخير پررنگ‌تر از هميشه در صحنه‌هاي تصميم‌گيري ظاهر مي‌شود.
اتحاديه فوتبال به دليل چيدمان مديريتي در اين مدت اختلافات زيادي را با فدراسيون فوتبال داشت و سرآغاز اين تنش با نامه‌اي بود كه اتحاديه فوتبال به سران سه قوه، شهردار و رييس تشخيص مصلحت نظام ارسال كرد و براي بحث خصوصي‌سازي هيچ نظري از سازمان ورزش و فدراسيون فوتبال نخواست.
پس از ماجراي نرفتن برخي از مديران صنعتي به ديدار آيت‌ا... رفسنجاني كه گفته مي‌شد به دستور فدراسيون و وزارت صنايع بوده، صحبت‌هاي علي كفاشيان در برنامه راديو جوان اين شايعات را به واقعيت نزديك كرد:

«شايد تصميم گرفتيم هم خيال خودمان را راحت كنيم و هم اتحاديه را، اتحاديه را شايد منحل كنيم.»

اين جملات رييس فدراسيون كه با خنده‌هاي بي‌موقع هميشگي‌اش همراه بود تقابل اين دو نهاد فوتبالي را علني كرد.
سلسله ديدارهاي اعضاي اتحاديه فوتبال با مسوولان رده‌بالاي نظام مهم‌ترين دليل براي شروع درگيري‌هاي پنهان اتحاديه وفدراسيون بود و حتي فدراسيون از مديران باشگاه‌ها خواسته بود به جلسات اتحاديه فوتبال نروند.
به دنبال اين درگيري‌ها در آستانه ديدار اعضاي اتحاديه با رييس مجلس شوراي اسلامي، مصاحبه كفاشيان در خصوص انحلال اتحاديه مي‌تواند واكنش‌هاي تندي را از سوي مسوولان رده‌بالاي اتحاديه فوتبال برانگيزد.
صادق درودگر، معاون اجرايي اتحاديه فوتبال در خصوص صحبت‌هاي كفاشيان مي‌گويد:

«كفاشيان كلا آدم شوخ‌طبعي است و فكر كنم اين حرف را به شوخي گفته؛ چون ايشان قانونا چنين حقي ندارند.»
-------------------------
منبع: روزنامه گل
نويسنده : احد علوي

zamara 02-08-2009 07:38 PM

دست و پا زدن بين عِرق ملي و علاقه باشگاهي
 
عروسي فوتبال در آخر هفته زمستاني

بعضي‌ها دوست دارند خوشي‌هايشان كش پيدا كند. مثلا بله برون را يك روز مي‌گيرند، عقد را چند وقت بعد و عروسي را هم وقتي ديگر. خود عروسي‌هايشان هم چند روزي طول مي‌كشد. بعضي‌ها هم نه.

خواستگاري و عقد و عروسي و همه را يك روزه مي‌گيرند تا سر و ته‌اش را زودتر هم بياورند. گذاشتن داربي پشت‌بند بازي تيم ملي مقابل كره هم يك جورايي مثل اين است.

تعارف كه نداريم، من روزنامه‌نگار دوست دارم به بهانه اين مسابقات چند روزي بيشتر تنور فوتبال را داغ كنم و اميدوار باشم كه محصولم را بيشتر مي‌فروشم.
چرا كه نه.
عروسي فوتبالي همين تك مسابقات است.
مگر اين ملاقات‌هاي صد هزار نفري سالي چند بار اتفاق مي‌افتد كه ما دو مورد از مهمترين موارد را در سه روز خرج مي‌كنيم؟

كاري نمي‌شود كرد.
بازي تيم ملي را كه روز و ساعتش دست ما نبود و داربي هم كه بود آنقدر انعطاف به خرج نداديم كه در اين دو مقوله خلط مبحث نشود.

هفته عجيبي است.
بين علايق رنگي و عِرق ملي گير افتاديم.
كداميك را بنويسيم؟
آمار كدام را در بياوريم؟
چه تيتري بزنيم؟
مخاطب سليقه‌اش كداميك را بيشتر مي‌طلبد؟
اگر تنور داربي را داغ كنيم متهم مي‌شويم به غفلت از تيم ملي.
و اگر تيم ملي را بچسبيم از مهم‌ترين رويداد باشگاهي سال غافل مانده‌ايم.
اصلا جاي انتخاب ندارد. وقتي اين لغزش و غش كردن به سمت يكي از اين دو پديده قلم روزنامه نگارش را تهديد مي‌كند از آن تماشاگري كه روي سكو نشسته چه توقعي مي‌توان داشت؟
اگر به سرش زد كه روز بازي با تيم ملي به استقبال داربي‌اش برود چه؟
جواب آن جو آلوده احتمالي را چه كسي خواهد داد و چگونه؟
اجازه دهيد نفوس بد نزنيم.
و به پيشواز اتفاق ناگوار نرويم.
شايد بشود از يك حس دوگانه هم لذت برد.
شايد بشود تمام دق و دل يك سال فوتبال بي رنگ و بو را ظرف همين يكي، دو روز درآورد.
همان مثل قديمي كه مي‌گفت:«عروسي به كوچه ما هم مي‌رسد» بالاخره رسيده.
چند تا چند تا هم رسيده. مي‌توانيم خودمان را امتحان كنيم.
كه چقدر مي‌توانيم بين علايق‌مان خط كشي كنيم. اينكه بفهميم چقدر از دلمان را علاقه‌هاي ملي گرفته و چقدر ديگرش پر از رنگ‌هاست.
مي‌شود؟
كار نشد ندارد. مي‌توانيم از هر دوي آنها لذت ببريم و يك آخر هفته غرق در فوتبال را تجربه كنيم.
پرسپوليسي‌هايي كه تيم ملي را دوست دارند و استقلالي‌هايي كه براي تيم ملي‌شان مي‌ميرند.
هر دو حس را مي‌توان پيدا كرد و كنار هم گذاشت بدون زد و خورد و درگيري لذت ديدن داربي بعد از برد تيم ملي دو چندان است.
مي‌شود از هر دوي آنها نوشت مي‌شود تيتر زد.
«عروسي فوتبال در آخر هفته زمستاني»
-----------------------------------------
منبع : روزنامه گل
نويسنده : رضا خدادادي (دبير تحريريه)

zamara 02-09-2009 09:17 AM

کلاف سردرگم داور شهرآورد در فدراسيون هزار بلندگو ؛ ايراني است، اما خارجي است !

عنايت: نمي توانيم داور خارجي بياوريم

رئيس کميته داوران فدراسيون فوتبال در مورد ايراني يا خارجي بودن داور دربي اظهار داشت: نظر سازمان تربيت بدني و فدراسيون فوتبال، استفاده از داور ايراني براي دربي 66 است و به نظر من، اين بهترين زمان براي حضور داور ايراني دراين مسابقه است.

مسعود عنايت افزود: حقيقت اين است که فرصتي براي دعوت از داوران خارجي نداريم، با اين حال با چند گزينه خارجي نظير «روشن ايرماتوف» ازبکستاني، بهترين داور سال 2008 آسيا و يکي دو گزينه ديگر مذاکراتي انجام داده ايم تا درصورت تغيير نظر مسؤولان فدراسيون بتوانيم دربي را با داورخارجي برگزار کنيم.

1 ) قلمفرسايي پيرامون اتفاقهاي عجيب و غريبي که در فدراسيون فوتبال مي افتد، کم کم به عادت کارشناسان و روزنامه نگاران تبديل مي شود.
در مجموعه متولي اداره فوتبال کشور، آن قدر رخداد باور نکردني به وقوع مي پيوندد که مي توان دوستان دست اندرکار در اين نهاد را صاحب رکوردي استثنايي قلمداد کرد ! آخرين رشته از سلسله رفتارهاي غيرقابل هضم فدراسيون به موضوع کشدار انتخاب داور شهرآورد بازمي گردد.
2 ) اظهارنظرهاي متفاوت و متناقض پيرامون مليت قاضي شهرآورد به بخشي از دستور کار فدراسيون نشين ها تبديل شده است. بعد از برگزاري هفته 25 ليگ برتر باشگاه هاي کشور و حادث شدن اشتباه هاي فراوان داوري در شهرهاي گوناگون، موضع قرص و محکم برخي از مقامهاي فدراسيون در زمينه گماردن داور ايراني براي شهرآورد دستخوش تغيير شد.
مهدي تاج، در شرايطي با اعلام نارضايتي از عملکرد قاضيان وطني، شانس داوري اين ديدار را براي يک خارجي متصور دانست که عزيز محمدي به طور همزمان با قاطعيت هر چه تمام تر روي مواضعش بر انتخاب داور وطني پافشاري مي کرد !
اوج اين تضادها در آخرين برنامه «ورزش از نگاه دو» قابل رديابي بود؛ جايي که نخست سخنان تاج در زمينه مذاکره با چند داور خارجي روي آنتن رفت و کمي بعد رئيس سازمان ليگ در يک گفتگوي زنده تلفني سخنان نايب رئيس فدراسيون را وتو کرده و از اهتمام اين مجموعه براي انتخاب داور ايراني خبر داد ! اوضاع اما وقتي جالب تر شد که صبح روز بعد از برنامه، دوباره در گفتگوهاي منتشر شده از سوي سردار عزيز محمدي احتمال حضور داور خارجي تأييد و اعلام نظر نهايي به صبح دوشنبه (امروز) موکول شد ! واقعاً در اين فدراسيون فوتبال چه خبر است؟ !
3 ) در ميان سيل اظهارنظرهاي رنگارنگ و متنوع مسؤولان مختلف فدراسيون فوتبال، آنچه بشدت جلب توجه مي کند سکوت مطلق کميته داوران است ! در واقع همه دست اندرکاران مربوط زماني که نظرات خود را مطرح مي کنند در نهايت کار را به کميته داوران احاله مي نمايند، اما در عمل کوچکترين نشاني از ردپاي سران اين کميته وجود ندارد. در شرايطي مسعود عنايت محض رضاي خدا در حد يک جمله از منويات کميته داوران رونمايي نمي کند که اصولاً و از نظر منطقي، دست اندرکاران اين مجموعه صلاحيت بسيار بيشتري نسبت به سازمان ليگ و يا زعماي فدراسيون در راه چينش داوران شهرآورد دارند. وقتي چنين تقسيم کار ساده اي در هزار توي روابط مرموز فدراسيون نشين ها قرباني مي شود، چگونه مي توان از اين نهاد انتظار معجزه داشت و چشم به راه اتفاقهاي خوش تري براي فوتبال ايران بود؟ اگر حرف اول و آخر در مورد مليت داور اين بازي را رئيس سازمان ليگ مي زند، آيا بهتر نيست اعلام زمان و مکان بازيهاي ليگ برتر هم به کميته داوران سپرده شود؟ !
4 ) شايد تنها کشوري باشيم که در فاصله چهار روز مانده به يک مسابقه حساس باشگاهي، هنوز نمي دانيم داور بازي مزبور چه تابعيتي دارد ! با اين همه، اگر فدراسيوني ها همچنان در کش و قوس استفاده از قاضي وطني هستند، به آنها توصيه مي کنيم از مرکب مربوط نزول کنند و به همان داور خارجي رضايت بدهند، زيرا اصولاً اتخاذ تصميمات بزرگ مستلزم بهره گيري از قاطعيتي مثال زدني و استواري عقيده است. در چنين شرايطي، هرگز ثبات مربوط در اهالي فدراسيون فوتبال براي شکستن يک تابوي 14 ساله رؤيت نمي شود و چه بهتر که عزيزان مسؤول با يک دنيا ترديد و ابهام، از خير اين سنت شکني بگذرند و با خرج يک دسته ديگر از دلارهاي موجود، داور وارداتي را براي اين رويداد مهم به کار بگيرند؛ چه اينکه مبادرت به چنين اقدامهاي بزرگي سزاوار آدمهايي است که تاريخ مصرف حرف شان کمي از 24 ساعت افزون تر است !
---------------------
منبع: سايت روزنامه قدس
نويسنده :رسول بهروش

zamara 02-15-2009 07:48 AM

آنها كه شهرآورد را كشتند
 
بزرگ ترها مى ترسند!

ترس و نگرانى را به راحتى مى شد در چهره هاى مربيان دو تيم ديد حتى وينگادا كه با پرچم قرمز سعى مى كرد احساسات خودش را نسبت به تيم قرمزپوش نشان دهد و امير قلعه نويى كه سابقه باخت در دربى را ندارد.ترس و احتياط دربى را خراب كرد، نبود شجاعت و ريسك پذيرى در نيمكت دو تيم شهرآورد را كشت. چند سالى است كه وضع به همين منوال پيش مى رود و اگر اين روند تساوى هاى بحث برانگيز و فاقد بار فنى و كار تاكتيكى ادامه داشته باشد فقط بايد براى تماشاگران افسوس خورد كه هر بار نقره داغ شده و سرخورده به منزل خود باز مى گردند.

قلعه نويى دير فهميد
از لحظه اى كه ليست پرسپوليسى ها به دست قلعه نويى رسيد او فهميد كه اين بار مثل هميشه حدس و گمان او درست نبوده و دانست كه ۴۵ دقيقه اول را بايد بدون برنامه بازى كند. غافلگيرى كادر فنى پرسپوليس در چينش خط دفاعى افكار قلعه نويى را به هم ريخت و براى عوض كردن بازى و نفرات استقلال او ديگر وقت كافى نداشت و اين نكته نشان مى دهد كه اكثر مربيان ما مثل بازيكنان يك پسته هستند. قلعه نويى پيش بينى و طراحى بازى با ۳ دفاع پرسپوليس و ... را نداشت و لذا ۴۵ دقيقه را از دست داد.

وينگادا هوشيار بود
تغييرات در سيستم و چينش پرسپوليس نشانگر اين نكته بود كه وينگادا اهل فكر و مشورت است. او با سود جستن از نقطه نظرات كادر فنى خود فهميد كه بايد برخلاف پيش بينى هاى حريف كار كرد و او بود كه با يك تغيير توانست استقلال و قلعه نويى را ۴۵ دقيقه گيج كند گرچه نيمه اول فاقد بار فنى بود و با برترى كم رنگ سرخ ها همراه بود اما براى تيمى كه هفته هاى پر فراز و نشيب را پشت سر گذاشته و به زعم اكثر كارشناسان روى كاغذ و براساس حدس و گمان بازنده بود اين يك حركت مثبت بود كه بازى به نيمه دوم (مربيان) بكشد و خود وينگادا با پوست و گوشت خود دربى را از نزديك حس كند كه همين طور هم شد.

جاى شكورى كجاست
اينكه بخواهيم همه چيز را به گردن عليزاده انداخته و نتيجه تساوى را به اين و آن نسبت داده و يك سناريوى مضحك از لابى و ساخت و پاخت را رقم زد ابتدا بايد به نقش مربيان اشاره كرد، جايى كه سرخ ها به جوانان كم نام و نشان خود اعتماد كرده و در مقابل امير قلعه نويى براى رهايى از زير فشار توپ هاى ارسالى پرسپوليسى ها يك مهاجم قد بلند را براى سرزنى به ميدان فرستاد. اين درحالى است كه هادى شكورى مى توانست به عنوان يك مدافع سر زن بهتر عمل كند و يا حتى عليرضا عباسفرد را به ميدان بفرستد.
حال سوال ما اين است كه اگر قلعه نويى در ليگ قهرمانان آسيا نياز به حفظ نتيجه داشت اين بار چه خواهد كرد و خلأ نبود مدافع سرزن را با مهاجم قد بلند كه تخصص در بازى با دست را دارد به كار خواهد گرفت در هر حال با اين تساوى ها فوتبال ما دچار ضرر خواهد شد لذا بايد فضا را براى مربيان خوش فكر و جسور باز گذاشت، قلعه نويى هم در عين پختگى محتاط و محافظه كار شده و ديگر از آن سر نترس خبرى نيست.
-----------------------------
منبع: ايران ورزشي
نويسنده:على قراخانلو

zamara 02-17-2009 08:03 AM

مربيان، بازيكنان و داوران محترم هميشه مثل داربي؛آقا باشيد

داربي 66 با تمام اتفاقات حاشيه‌اي ريز و درشتش باز هم براي پنجمين‌بار متوالي با تساوي يك بر يك به پايان رسيد تا اين‌بار به شدت احساس مغبون شدن كنيم.
گويا هميشه قرار است اين مسابقه با نتيجه يك بر يك تمام شود مگر اينكه خلاف آن ثابت شود.
اما در اين ميان نقطه عطف داربي روز جمعه قضاوت يك تيم داوري ايراني بود، موردي كه پس از 14 سال و 19 روز بار ديگر تكرار شد و صد‌البته برخلاف گمانه‌زني‌هاي اوليه با كمترين مورد حاشيه‌اي به پايان رسيد تا حداقل محسن تركي به همراه رضا سخندان و حسن كامراني‌فر وارد فهرست اليت مردم و داوران قابل اعتماد شوند.
هرچند براي بازگشت داوران ايراني به صحنه داربي تمهيدات زيادي انديشيده بود و صحبت‌هاي توجيهي و حتي تهديدي زيادي با بازيكنان و مربيان و تماشاگران بابت عدم اعتراض به داوري انجام شده بود ولي به هر حال تمام عناصر درگير داربي هم خويشتنداري لازم را در مقابل چند اشتباه جزيي و غير‌تاثيرگذار تيم داوري انجام دادند، تا جشن بازگشت جامعه داوري به صحنه اين مسابقه سنتي خراب نشود.
فقط اميدواريم وقتي ديگر چنين حساسيتي روي داوران ايراني وجود نداشت، باز هم عناصر درگير در اين رقابت ويژه مثل روز 25 بهمن 87 با قضيه كنار بيايند تا پرونده داوران ايراني كه با زحمت زياد دوباره مفتوح شده به سرعت برق و باد بار ديگر به بايگاني سپرده نشود چون ما عادت كرده‌ايم به جاي حل هر مشكلي، صورت مساله را پاك كنيم و اگر خداي ناكرده در داربي‌هاي بعدي اتفاقات ديگري از نوع اعتراض به داوري و جنجال‌هاي بعدي پيش نيايد دوباره پرونده داربي با داور خارجي مفتوح نشود. اما به نمايش داوري داربي مي‌توان به چشم ديگري هم نگاه كرد.
بدون تعارف قضاوت بازي روز جمعه سرخابي‌ها يكي از كم‌اشتباه‌ترين قضاوت‌هاي ديده شده در ليگ هشتم و حتي بهترين داوري اين ليگ از هفته نخست تا به حال بوده است.
تيم داوري با آمادگي كامل همواره در بهترين موقعيت تشخيص خطاها و قضاوت صحيح قرار داشتند و همانطور كه پيشتر ذكر شد هيچ اشتباه تاثير‌گذار و حتي واضح ولي غير‌تاثير‌گذار در نتيجه را مرتكب نشدند.
در حالي كه در هفته‌هاي گذشته ليگ به كرات شاهد قضاوت‌هاي مساله‌دار و پر‌اشتباه داوران بوديم و حتي چند هفته را سراغ داريم كه به شهادت كارشناسان داوري برنامه نود نتايج بيش از نيمي از بازي‌هاي يك هفته با اشتباهات داوري كاملا عوض شده است.
آيا نمي‌شود داوران محترم حاضر در ليگ‌برتر هميشه مثل تيم داوري داربي آماده و سرحال باشند و همه تيم‌ها را به چشم استقلال و پرسپوليس نگاه كنند؟
باور كنيد راه‌آهن، پيام، برق، مقاومت، فولاد و... هم عين سرخابي‌ها تيم‌هاي ليگ‌برتري هستند و تنها اشكالشان اين است كه هوادارانشان به مراتب كمتر از دو تيم قرمز و آبي پايتخت است.
از طرف ديگر اي‌كاش مجموعه استقلال و پرسپوليس در بقيه بازي‌ها هم مثل داربي تهران باشند، توجيه شده و بدون اعتراض و پر‌خاش به داوران محترم.
اي‌كاش امير قلعه‌نويي بداند كه تمام بازي‌هاي استقلال پخش مستقيم مي‌شود و وقتي بر سر يك پرچم اشتباه روي اوت دستي با تمام وجود بر سر كمك‌داور نگون‌بخت فرياد مي‌كشد همه ايران او را مي‌بينند.
اي‌كاش عليرضا واحدي نيكبخت در تمام بازي‌ها مثل داربي آرام بوده و فقط روي بازي خود متمركز شود تا داوران از دست غرغرهاي دائمي و پرخاشگري‌هاي او در امان باشند.
چه اشكالي دارد كه تك‌تك عناصر اين دو باشگاه فكر كنند قبل از بقيه بازي‌ها هم جلسه توجيهي برگزار شده و كلي بگير و ببند راه افتاده تا داوران راحت و بي‌دردسر قضاوت كنند؟
آنها بايد باور كنند كه در صورت پاك كردن فايل اعتراض به داور از ذهن خود مي‌توانند به مراتب بهتر از قبل روي كيفيت بازي خود و مسايل فني تمركز كنند.
البته اگر بعضي‌ها كه تاثيرگذاري روي داوران جزو توانايي‌هاي فني‌شان محسوب مي‌شود، كوتاه بيايند و اجازه دهند داوران با خيال راحت و بدون استرس قضاوت كنند.
-------------------------
منبع : سايت روزنامه گل
نويسنده : آرش رستم‌نمدي

zamara 02-18-2009 08:06 AM

بايد جدى تر حساس و نگران بود...
 
تيم ملى و شكست هايى كه پنهان مانده است

به رغم آنكه نايب رييس اول فدراسيون فوتبال معتقد است خرداد ماه سال ۸۸ مرگ يا زندگى تيم ملى رقم مى خورد، معتقديم مرگ و زندگى فوتبال ايران براى حضور در جام جهانى آفريقاى جنوبى در فروردين ماه رقم خواهد خورد.
ايران و عربستان هشتم فروردين ماه به مصاف يكديگر مى روند ونتيجه اين بازى تأثير مستقيم در سرنوشت تيم ملى و حتى على دايى خواهدداشت.
ناديده گرفتن بازى فروردين ماه و بى توجه بودن به اهميت كسب پيروزى در اين بازى منتج به ناكامى فوتبال ايران در صعود به جام جهانى خواهد شد.
به همين دليل تيم ملى بايد با رويكردى مقابل عربستان قرار بگيرد كه جز پيروزى و كسب ۳ امتياز هدف ديگرى را براى خود ترسيم نكرده باشد.
وضعيت كنونى تيم ملى به قدرى حساس است كه حتى برترى در اين بازى هم صعود تيم ملى كشورمان را به جام جهانى قطعى نخواهد كرد و فقط شانس ايران را افزايش خواهد داد زيرا ۳ بازى باقى مانده مقابل امارات در تهران و دو كره كه خارج از خانه انجام مى شود به قدرى دشوار جلوه مى كند كه نمى توان هيچ تضمينى در شكست نخوردن تيم ملى داد.

************
در اين ميان نوع گويش مسؤولان ما مى تواند تأثير مستقيم در شكل گيرى روحيه بازيكنان داشته باشد.
حدود يك هفته اى است مسؤولان تيم ملى عربستان سعى مى كنند با اظهارات خود فضا را براى بازيكنان كشورشان طورى جلوه دهند كه بازى با ايران برايشان حكم بازى نهايى را داشته باشد.
البته عربستان به لحاظ امتيازى پايين تر از تيم ملى كشورمان قرار دارد و اين نيز طلب مى كند تا مسؤولان فدراسيون فوتبال عربستان مدام بر حساسيت اين بازى تأكيد كنند اما آن چيزى كه باعث نگرانى ما شده تفاوت آشكار ميان اين اظهارات و حرف هايى است كه از سوى مسؤولان فوتبال كشورمان مى شنويم.
على كفاشيان رييس فدراسيون فوتبال معتقد است تيم ملى چون شكستى در كارنامه ندارد پس شرايطش ايده آل است و البته از ديدگاه او بحرانى وجود ندارد اما بايد محض اطلاع آقاى رييس گفت سه تساوى تيم ملى تفاوتى با دو شكست ندارد.
از اين رو مى بايست قدرى حساس تر و البته جدى تر با نتايج تيم ملى برخورد كرد.

************

انتقاد كوركورانه، كوبيدن و تاخت و تاز به سوى تيم ملى هدف ما نيست و مى دانيم اساسا نتايج خوشى هم در بر نخواهد داشت اما تأكيد بر حساسيت ها و ابراز نگرانى و گفتن آنچه اشكال ديده مى شود، مى تواند راهگشا و كارساز باشد.
پس از بازى با كره جنوبى سياست رسانه ها با همه نگرانى هايى كه به وجود آمده است حمايت از تيم ملى و سرمربى اش است.
اين فضا طلب مى كند على دايى و ديگر مسؤولان فدراسيون خود با حساسيت و دقت بيشترى كار را دنبال كنند و در روزهاى باقيمانده تا بازى با عربستان اقدام لازم براى تقويت هر چه بيشتر تيم ملى در همه سطوح را انجام دهند و دست كم با اظهارنظرهاى خود به گونه اى به شنونده القا كنند كه نه تنها از شرايط فعلى راضى نيستند بلكه حساس تر از همه ما در تدارك بازى با عربستان هستند...
-------------------------
منبع: ايران ورزشي
نويسنده: حميد رضا عرب

سرخ پوش 02-28-2009 09:00 PM

خوش به حال حريفان آسيايي
 
جنازه ملي‌پوشان به باشگاه‌ها مي‌رسد

خسته شديم از بس شعارهاي رنگارنگ حمايت از باشگاه‌ها را شنيديم. مدام مي‌گويند:«باشگاه‌هايي كه در ليگ آسيايي حضور دارند، در حكم تيم ملي هستند و همه جوره از آنها حمايت مي‌كنيم.» اگر مي‌خواهيد معني اين حمايت را بدانيد همين قدر مطلع باشيد حمايت يعني اينكه در فاصله يك هفته‌اي دو بازي مهم در ابتداي ليگ قهرمانان آسيا، ملي‌پوشان چهار نماينده كشورمان را بگيريم و يك بازي تداركاتي با يك تيم بي‌خاصيت مثل قطر برگزار كنيم و بعد دوباره آنها را به باشگاه‌هايشان تحويل دهيم و توقع داشته باشيم در ليگ قهرمانان قاره با تمام قوا حاضر شوند.
صباي قم سه‌شنبه 20 اسفند ماه جاري در عربستان با الهلال اين كشور ديدار مي‌كند، حتي اگر اين تيم چهارشنبه خود را به تهران برساند، ملي‌پوشان صبا يعني غلامرضا رضايي و محمد نوري بايد بلافاصله به اردوي تيم ملي بروند، شنبه با قطر بازي كنند و بعد دوباره به اردوي تيمشان در قم ملحق شوند تا روز سه‌شنبه 27 اسفند ماه در اين شهر با الاهلي امارات ديدار كنند.
پرسپوليس هم دقيقا مثل صبا روز سه‌شنبه 20 اسفند با الشارجه در تهران بازي دارد، بعد بايد كريم باقري و مازيار زارع را تحويل تيم ملي بدهد و بعد از بازي روز شنبه با قطر هم بلافاصله آنها را تحويل گرفته و به عربستان سفر كند تا روز سه‌شنبه 27 اسفند در يك ديدار حياتي و مهم مقابل الشباب اين كشور به ميدان برود.
استقلال روز چهارشنبه 21 اسفند ماه در عربستان يك ديدار سنگين مقابل الاتحاد اين كشور دارد، حتما آبي‌ها هم بايد انبوه ملي‌پوشان خود مثل طالب‌لو، قرباني، كاظمي، اكبرپور، برهاني و شايد خسرو حيدري را تحويل تيم ملي بدهند و بعد از بازي با قطر دوباره آنها را بگيرند تا چهارشنبه 28 اسفند ماه در آزادي پذيراي الجزيره امارات باشند.

و بالاخره سپاهان هم كه چهارشنبه 21 اسفند با الشباب امارات بازي دارد، بعد از بازي با قطر بلافاصله بايد نفراتي چون عقيلي، بنگر و حاج‌صفي را جمع و جور كرده و راهي عربستان شود تا چهارشنبه 28 اسفند ماه مقابل الاتفاق اين كشور به ميدان برود.
حتما با اين توضيحات مسبوط معني حمايت از باشگاه‌ها را فهميديد كه به خاطر بازي با قطر آن هم از نوع دوستانه، هر چهار باشگاه را طي يك هفته ريكاوري و ترميم نقاط ضعف بعد از بازي اول و قبل از بازي دوم بدون ملي‌پوشانشان رها مي‌كنيم و توقع داريم بازيكنان ملي‌پوش اين تيم‌ها طي يك هفته سه بازي و حداقل چهار پرواز انجام داده و در تمام مسابقات كيفيت مطلوب داشته باشند.
جناب آقاي تاج هم معتقد هستند كه با باشگاه‌ها تعامل دارند و هيچ مشكلي وجود ندارد.
نايب رييس محترم فدراسيون فوتبال و رييس كميته تيم‌هاي ملي؛ مسلما مشكلي پيش نمي‌آيد، چون باشگاه‌ها به خاطر ترس از عواقب سرپيچي از دستور فدراسيون همه گونه همكاري خواهند كرد ولي آيا فكر نكرده‌ايد با اين بازي عجيب و غريب تداركاتي براي تيم ملي عملا آب به آسياب حريفان چهار نماينده كشورمان در ليگ آسيايي ريخته‌ايد؟
آيا مي‌توانيد تصور كنيد كه ملي‌پوشان اين تيم‌ها با كدام توان و انرژي در بازي دوم تيم‌هاي خود در ليگ قهرمانان آسيا ظاهر مي‌شوند؟ اصلا كدام بازيكن ايراني را سراغ داريد كه بتواند چنين برنامه پرفشاري شامل سه بازي و چند پرواز طي هفت روز را تحمل كند و كيفيت مناسب خود را حفظ كند؟
جناب آقاي تاج لطفا تيم‌هاي اروپايي را مثال نزنيد، چون اولا امكانات و بعد مسافت ما با آنها اصلا قابل قياس نيست و ثانيا به قول سرمربي محترم تيم ملي «اينجا ايران است!»
دست شما درد نكند چون اگر با اين برنامه‌ريزي حال تيم‌هاي خودمان را گرفته‌ايد و مربيان آنها را به فكر فرو برده‌ايد كه چگونه از اين نفرات فرسوده خود استفاده كنند، در عوض كلي باعث خوشحالي نمايندگان عربستان و امارات در ليگ قهرمانان آسيا شده‌ايد و جا دارد بابت شاد كردن آنها مراتب صميمانه سپاسگزاري خود را تقديم شما كنيم!
-----------------------
منبع
نويسنده : آرش رستم‌نمدي

zamara 03-02-2009 08:30 AM

در حاشيه آشتي قريب‌الوقوع علي‌آبادي و دادكان
 
درسي تاريخي براي همه مديران فوتبالي!

1)بدون ترديد خبر موثق معرفي نام محمد دادكان به AFC براي كسب يكي از كرسي‌هاي بين‌المللي كه ديروز در روزنامه گل به چاپ رسيد، يكي از مثبت‌ترين تصميمات فدراسيون كفاشيان بوده و گامي رو به جلو محسوب مي‌شود.
فدراسيون فعلي فوتبال ايران، از لحاظ «وزن فوتبالي» مديران خود، با چالشي جدي مواجه بوده است و اكنون مي‌تواند با استفاده از ويژگي‌هاي منحصر به فرد دادكان، اين نقيصه را جبران و وزن فني را نيز پيدا كند.

2) هيچ شكي نيست تصميمي در اين سطح كه ابعادي بين‌المللي دارد، به تنهايي از سوي فدراسيون فوتبال ايران اتخاذ نمي‌شود، مگر آنكه با سازمان تربيت بدني و مديران بلند پايه آن هماهنگ شده باشد. بنابراين واضح است كه مهندس علي‌آبادي، رييس سازمان تربيت بدني با اقدامي شجاعانه، قابل تحسين و به ياد ماندني، به جاي پافشاري بر مواضع قبلي كه ناشي از اختلاف سليقه وي و دادكان بوده، حساب كدورت‌هاي شخصي را از تصميمات ملي جدا كرده و نشان داده كه «شايسته‌سالاري در ورزش ايران» صرفا يك شعار دهان پر كن و زيبا نيست و يكي از سياست‌هاي پايه‌اي معاون رييس جمهور محسوب مي‌شود.

3) چند سطري كه در بالا قلمي شده‌اند، بيانگر خشنودي ما (و قطعا بخش اعظم خانواده بزرگ فوتبال ايران) از اين رخداد است، اما به هيچ وجه نمي‌توانيم ناراحتي‌مان را از جدايي بلند مدت دو مديري كه با وجود نزديكي فكري و اعتقادي‌شان با يكديگر و انتساب‌شان به جناح سياسي اصول‌گرا و ارزش‌مدار، دو سال با يكديگر مشكل و اختلاف داشتند، پنهان كنيم! اگرچه نبش قبر و پرداختن، به علل بروز چنين مساله‌اي نه در حوصله اين مقال است و نه ما قصد پرداختن به آن را داريم، اما بايد ديد كه در اين مدت چه كساني از اين اختلاف سود برده‌اند و تا توانسته‌اند از اين وضعيت شلوغ به نفع خود استفاده كرده‌اند؟

4)محسن صفايي فراهاني، مديري كه در اوج دعواهاي علي‌آبادي و دادكان، از سوي فيفا عنوان رياست كميته انتقالي فدراسيون را از آن خود كرد و در مدت كوتاه مسووليتش، همه صندلي‌هاي بين‌المللي ايران را به خود اختصاص داد و بسيار آرام و بي‌سر و صدا تمام آنها را تحت اشغال خود درآورد! عضويت در كميته جوانان AFC، عضويت در كميته باشگاه‌هاي حرفه‌اي professional League و عضويت در فيفا براي او كافي نبود و به همين دليل صفايي كرسي بين‌المللي تيمسار ناصر نوآموز، نايب رييس فدراسيون فوتبال در زمان دادكان را هم از آن خود كرد!
و البته واضح و مبرهن است كه او مي‌توانست يكي از اين عناوين را به اشغال خود درآورده و ساير پست‌ها را با ايراني‌هاي واجدالشرايط ديگر تقسيم كند!
تمام اين اتفاقات در حالي رخ مي‌دهند كه محمد دادكان با داشتن سابقه حضور در تيم ملي و جام‌جهاني، برخورداري از تحصيلات عاليه ورزشي و بيش از سه سال رياست فدراسيون فوتبال، مي‌توانست جدي‌ترين نماينده ايران براي كسب اين عناوين باشد.
اما چون در آن زمان رابطه بين علي‌آبادي و دادكان شكر آب شده بود، فردي از جناح سياسي ديگر، از راه رسيد و تمام اين عناوين را به نام خود سند زد! جالب است كه صفايي فراهاني در اين مدت تمام افتخاراتي كه توسط فدراسيون كفاشيان (كه نماينده علي‌آ‌بادي در فوتبال ايران است!) كسب شده (مثل كسب عنوان بهترين فدراسيون سال قاره آسيا و به دست آوردن چهار سهميه در ليگ حرفه‌اي) را هم به باد انتقاد گرفته است!

5)اكنون مهمترين سوال اهالي جامعه فوتبال اين است: آيا اگر علي‌آبادي و دادكان در زمان اوج اختلافاتشان، با شناخت فضاي حساس، كمي منطقي‌تر با مسايل برخورد مي‌كردند، آيا باز هم اين فرصت طلايي در اختيار يكي از اعضاي بلندپايه جناح مخالف قرار مي‌گرفت؟

اما اكنون گذشته‌ها گذشته و آب ريخته را هرگز نمي‌توان جمع كرد.
پس اكنون فقط مي‌توانيم اميدوار باشيم كه نه تنها علي‌آبادي و دادكان، كه تمام مديران فوتبال ايران در حال حاضر و آينده، از اين واقعه و ماجرا كمال استفاده را ببرند و از آن درس لازم را بگيرند و بياموزند كه مديريت صحيح يعني شناخت شرايط و استفاده صحيح از اين شناخت! آيا چنين خواهد شد؟
-------------------------
منبع
نويسنده : ش. ابراهيمي


اکنون ساعت 01:49 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


انجمن هواداران پرسپولیس توسط سرور مجازی گروه کامپایلر هاست و میزبانی میشود