انجمن های هواداران پرسپولیس

انجمن های هواداران پرسپولیس (http://www.arteshesorkh.com/forum/index.php)
-   مباحث عمومی داخلی (http://www.arteshesorkh.com/forum/forumdisplay.php?f=9)
-   -   بحث و مقالات و تحليل هاي روز پيرامون فوتبال ایران (http://www.arteshesorkh.com/forum/showthread.php?t=439)

zamara 12-22-2008 07:32 AM

بحث و مقالات و تحليل هاي روز پيرامون فوتبال ایران
 
يك دهه بحران در چارچوب دروازه‌ تيم‌ملي
طلسم 10 ساله بعد از خداحافظی عقابی با نام عابدزاده

پس از پايان جام‌جهاني 98 فرانسه، بحران در چارچوب دروازه‌ تيم‌ملي كليد خورد. احمدرضا عابدزاده كه حدود يك دهه به عنوان فرد شماره يك و البته مطمئن درچارچوب دروازه تيم‌ملي قرارداشت، پس از آخرين بازي ايران درجام‌جهاني 98 و مقابل تيم‌ملي آلمان، دستكش‌ها را آويخت. يك دهه از خداحافظي او مي‌گذرد و دروازه‌بان‌هاي متعددي با ويژگي‌هاي مختلف براي تيم‌ملي به ميدان رفته‌اند كه همه آنها به‌رغم موفقيت‌هاي مقطعي هرگز در حد و اندازه‌هاي يك دروازه‌بان مطمئن كه بتواند در تورنمنت‌‌هاي بين‌المللي از دروازه تيم‌ملي محافظت كند نشان ندادند.
دروازه‌بان‌هايي كه با پايان دوران حضورشان در تيم‌ملي، پايان تدريجي فوتبال باشگاهي‌شان هم رقم خورد و دوران افول آنها در تيم باشگاهي هم با سرعت بيشتري طي شد. غلامپور، برومند، فنايي، نكيسا و رودباريان دروازه‌بان‌هايي بودند كه بعد از عابدزاده پيراهن شماره يك تيم‌ملي را پوشيدند. امروز اما تيم ملي صاحب يك دروازه‌بان با ويژگي‌ها و استانداردهاي قابل قبول براي ايستادن درون دروازه شده است. سيدمهدي رحمتي كه با توجه به خصوصيات رفتاري‌اش جاي خود در تيم ملي را محكم كرده و با فاصله، بهترين دروازه‌بان فوتبال ايران لقب گرفته است.

درچنين شرايطي و بنا به دلايل غيرموجه، رحمتي به يك نيمكت‌نشين در تيم باشگاهي‌اش تبديل شده است. دروازه‌باني كه اگر از فرم ايده‌الش فاصله بگيرد، عملا هيچ گزينه مطمئني براي جايگزيني او وجود ندارد.
نيمكت‌نشيني رحمتي در مس مي‌تواند نگراني بزرگ تيم‌ملي و علي‌دايي باشد. ادامه اين روند، مي‌تواند شماره يك تيم ملي را كه پس از 10 سال نگراني در چارچوب دروازه را به حداقل رسانده است، به سرنوشت محتوم دروازه‌بان‌هايي دچار كند كه در همه اين سال‌ها مثل يك شهاب زودگذر بوده‌اند و هرگز به ستاره تبديل نشدند.
كريم بوستاني دروازه‌بان اسبق تيم ملي در دهه 50 كه داراي مدرك آموزش تخصصي دروازه‌بان‌ها از هلند است، باشگاه‌ها را عامل بزرگ فقر دروازه‌بان ششدانگ و با ثبات در فوتبال ايران مي‌داند:
«به اعتقاد من عابدزاده يك استثنا در تاريخ فوتبال ايران است و ما نبايد توقع داشته باشيم دروازه‌بان‌هايي كه بعد از عابدزاده در تيم ملي حضور داشته‌اند كيفيت او را داشته باشند عابدزاده يك دروازه‌بان خود ساخته بود كه بيشتر عمر فوتبالش را بدون مربي دروازه‌بان پشت‌سر گذاشت و به تنهايي تمرينات سخت و تخصصي را انجام مي‌داد و اين راز موفقيت و تداوم حضورش در تيم‌ملي بود.»

همه دروازه‌بان‌هايي كه پس از او به تيم‌ملي راه پيدا كردند به همان تمرينات نصفه‌و نيمه و پيش‌پا افتاده باشگاهي اكتفا كرده‌اند و به همين دليل موفقيت آنها مقطعي بوده است نكته جالب در مورد دروازه‌باناني كه اغلب عمر بازي‌شان در تيم ملي به يك سال هم نرسيده اين است كه به‌رغم داشتن تجربه بين‌المللي هركدام به نوعي ضعف‌ها و ايرادهاي تكنيكي داشته‌اند.
چه اينكه ابراهيم ميرزاپور هنوز هم براي بازي با پا مشكل دارد. بوستاني عدم آموزش صحيح به دروازه‌بان‌ها در تيم‌ملي پايه و باشگاهي را دليل اين ضعف‌هاي تكنيكي مي‌داند شايد كمتر كسي خبرداشته باشد كه هيچ يك از تيم‌هاي باشگاهي ايران در رده پايه مربي تخصصي براي دروازه‌بان‌ها ندارند و همين موفقيت‌هاي مقطعي كه از دروازه‌بان‌هاي تيم ملي شاهد بوده‌ايم حاصل تلاش و پشتكار شخصي آنها بوده است.»


بهزاد غلامپور:
پس از مصدوميت عابدزاده مقابل تيم‌ملي تايوان، فرصت مناسبي براي بهزاد غلامپور بود تا پس از چهار سال نيمكت‌نشيني، توانايي‌هاي خود را بروز دهد. غلامپور دروازه‌بان اول تيم‌ملي در مسابقات زيرگروه جام‌جهاني 94 شد. او در بازي‌هايي كه در كشور قطر انجام داد چنان متزلزل و تسليم‌پذير ظاهر شد كه خيلي زود همه حريفان به ضعف در چارچوب دروازه‌ ايران پي بردند. گل‌هايي كه او از كره‌جنوبي و ژاپن و از روي خط عرضي دروازه دريافت كرد تا امروز تكرار نشده است.

مربي دروازه‌بان‌هاي تيم‌ملي در مورد حضور مقطعي‌اش در تيم ملي مي‌گويد:
«اين يك اصل در فوتبال است كه دروازه‌بان حق اشتباه كردن ندارد به ويژه در كشور ما كه با يك اشتباه كوچك همه روي آن بازيكن زوم مي‌كنند و اعتماد به نفس او را به حد صفر مي‌رسانند. طي يك سالي كه من در تيم ملي حضور داشتم به دليل اشتباهاتي كه در بازي‌هاي مقدماتي جام‌جهاني 94 مرتكب شدم به حدي از من انتقاد شد كه ديگر نتوانستم در تيم ملي دوام بياورم.»

نيما نكيسا:
وقتي عنوان جوان‌ترين دروازه‌بان جام‌جهاني 98 فرانسه را كسب كرد، بسياري براين باور بودند كه او جانشين شايسته‌اي براي عابدزاده است. نكيسا پس از جام‌جهاني به باشگا اوگالوي يونان پيوست و كم‌كم از صحنه فوتبال ملي محو شد.
نكيسا اقرار مي‌كند كه تاوان انتخاب اشتباهش را پس مي‌دهد؛« پس از اينكه جوان‌ترين بازيكن جام‌جهاني شدم چند پيشنهاد از تيم‌هاي مختلف اروپايي به دستم رسيدكه هيچ كدام از آنها چشمگير نبود.
اگر زمان براي من به عقب بر مي‌گشت هرگز به ليگ يونان نمي‌رفتم و در انتخاب تيم‌هاي باشگاهي‌ام وسواس بيشتري به خرج مي‌دادم.»
نكيسا كه در سن 25 سالگي از سطح اول فوتبال ايران دور شد از پرداختن به مسائل حاشيه‌اي اظهار ندامت مي‌كند:
«به‌نظر خودم اگر وارد مسائل و حاشيه‌هاي مرسوم در فوتبال ايران نمي‌شدم مي‌توانستم سال‌ها دروازه‌بان شماره يك تيم ملي باشم. نمي‌توانم افسوس خودم بابت از دست دادن بهترين دوران فوتبالم را پنهان كنم.»

داوود فنايي:
دروازه‌باني كه اندام تركه‌اي و فيزيك يك دروازه‌بان را نداشت و حجم عضلات او بيشتر به قهرمانان پرورش اندام شبيه بود.
بازي‌هاي درخشان فنايي طي حضور چند ساله‌اش در پرسپوليس جلال طالبي را مجاب كرد تا او را به اردوي تيم‌ملي دعوت كند عمر حضور فنايي هم در تيم‌ملي به يك سال نرسيد؛
«به اعتقاد من در سال‌هايي كه حضور در تيم‌ملي را تجربه كردم حق را به حقدار نمي‌دادند. در اين كه عابدزاده دروازه‌بان شماره يك تيم‌ملي بود بحثي وجود ندارد، اما بعد از خداحافظي او، اين حق را داشتم كه بيشتر از چند بازي دوستانه به من ميدان مي‌دادند. آخرين بار در دوران برانكو بود كه به تيم ملي دعوت شدم و به‌رغم آمادگي خوبي كه داشتم از من استفاده نمي‌كرد. در آن سال‌ها حتي مقابل مالديو و نپال هم ميرزاپور دروازه‌بان شماره يك تيم‌ملي بود.»

این روزها باز هم صحبت از گزینه ای جدید به نام طالب لو است.
او همواره در ترکیب تیم باشگاهی اش عالی کار کرده است اما هنوز فروغ زیادی در تیم ملی نداشته است.

باید منتظر نشست و دید که آیا کسی این طلسم 10 ساله را خواهد شکست؟

zamara 12-22-2008 07:32 AM

نگاه آخر
 
فوتبال ؛ ثروتمندي تهيدست !

بحث خروج فوتبال از سيستم دولتي و خارج کردن هزينه هاي اين رشته ورزشي پرطرفدار از سبد هزينه دولت ، مدت هاست که جريان دارد و در اين راستا ، نشست ها ، جلسات و سمينارهاي متعددي تاکنون برگزار شده است و در تمامي اين گردهمايي ها، حاضرين پيرامون خصوصي سازي فوتبال بحث هاي فراواني را مطرح کرده و طرح هاي متعددي را هم پيشنهاد داده اند اما آنچه که پس از اين همه بحث و بررسي ديده مي شود ، فقط تشکيل جلساتي ديگر در اين باره بوده و هيچ گام موثري در راه اجرايي شدن موضوع به چشم نمي خورد.
درواقع اراده اي که بايد اين قضيه را از قالب حرف به عمل تبديل کند ديده نمي شود و فرآيندي که بايد به واسطه آن استارت خصوصي شدن فوتبال زده شود ، فقط به سمينار و جلسه هم انديشي ختم مي شود !
فوتبال به عنوان پرطرفدارترين رشته ورزشي، همواره کانون توجهات افکار عمومي بوده است در حالي که در کشورهاي پيشرفته، اين رشته ورزشي به خاطر ويژگي خاص خود بابت جلب توجه ، مدنظر بنگاه هاي اقتصادي مي باشد و درآمدهاي کلاني از حضور بخش خصوصي در آن حاصل مي شود،
در ايران اما به يک پديده هزينه بر و فاقد درآمدزايي تبديل شده است . فوتبال ايران همان طور که از نقطه نظر فني و متدهاي پيشرفته تاکتيکي از فوتبال روز دنيا الگو برداري مي کند،
در زمينه کسب درآمد و راه کارهاي اقتصادي مي تواند به مانند کشورهاي صاحب فوتبال عمل کرده و راه هاي آنان را امتحان کند.
فوتبال ايران اکنون به مانند ثروتمندي تهيدست مي ماند که با وجود پتانسيل فراوان در زمينه درآمدزايي ، دائما دست نياز خود را به سوي ارگان هاي دولتي دراز مي کند.
به هر حال دولتمردان و مسئولان امر براي اجرايي شدن بحث خروج فوتبال از سيستم دولتي بايد ابتدا به ساکن راه هاي خروجي را مشخص کرده و با برداشتن موانع غيرضروري قانوني،
راه را پيش پاي فوتبال بگذارند تا جلسات متعدد و همايش هاي خصوصي سازي، راه خروجي را پيش روي خود ديده و در امتداد اين مسير گام بردارند.
----------------------------
نويسنده:عليرضا دهقاني؛ جهان فوتبال

zamara 12-22-2008 07:33 AM

سرمربيان سابق دو تيم ابومسلم و پيام آغازگر تعليق
 
زنگ خطر جدي براي تيم‌هاي مشهدي
نوشتن و پرداختن به مشكلات دو تيم مشهدي حاضر در ليگ برتر موضوعي نخ‌نما و پوسيده است اما اگر همين رويه ادامه داشته باشد از همين حالا بايد دو تيم ابومسلم و پيام را سقوط كرده‌هاي ليگ برتر به ليگ دسته اول دانست.
هر دو تيم ابومسلم و پيام در معرض خطري جدي به نام تعليق قرار دارند و جالب اينكه استارت اين موضوع اين بار از طريق سرمربيان سابق آنها زده شده است.
هادي برگي‌زر، سرمربي سابق ابومسلم چند روز پيش به دليل عدم پرداخت مطالباتش به كميته انضباطي شكايت كرد و قرار است امروز خداداد عزيزي، سرمربي محروم پيام با ارايه مدارك خود با حضور در كميته انضباطي عليه اين باشگاه شكايت كند.
پس از شكايت برگي‌زر از ابومسلم، رييس كميته انضباطي امروز دوشنبه را براي رسيدگي به اين پرونده تعيين كرده است و اين درحالي است كه مسوولان باشگاه ابومسلم با اولتيماتومي جدي از سوي مجتبي شريفي روبه‌رو شده‌اند.
رييس كميته انضباطي گفته:«در صورتي كه مسوولي از باشگاه ابومسلم در اين جلسه شركت نكند، فعاليت‌هاي اين باشگاه را به حالت تعليق درمي‌آوريم و هيچ تضميني براي برگزاري زودهنگام جلسه مجدد وجود ندارد.»
اما اوضاع و احوال در باشگاه ابومسلم پيچيده‌تر از آن است كه تصور مي‌شود.
اكثر جلسات كميته انضباطي پيشين باشگاه ابومسلم را معمولا خسرو منعمي، سرپرست اين تيم در آن شركت داشته اما او امروز به دليل اينكه در سوگ از دست دادن برادرش است نمي‌تواند در جلسه حضور يابد.
خود منعمي مي‌گويد:
«من الان 10 روز است كه از باشگاه ابومسلم هيچ خبري ندارم.»
در اين وضعيت اصغر رحيمي، مدير اجرايي باشگاه ابومسلم هم بي‌خبر از شكايت برگي‌زر است:
«من هيچ نامه‌اي از شكايت برگي‌زر و اينكه ما بايد در كميته انضباطي حضور پيدا كنيم، نديده‌ام.»
مهم‌تر اينكه خود مصطفي بني‌‌اسد، مديرعامل ابومسلم هم در چند روز گذشته شرايط خوبي را پشت سرنگذاشته و به عناوين مختلف پاسخگوي طلبكاران بوده است و دفتر اين باشگاه به حالت نيمه تعطيل درآمده است.
خداداد عزيزي هم امروز يكبار ديگر به كميته انضباطي خواهد رفت البته اين بار نه براي دفاع از خود در خصوص يك شاكي بلكه خداداد اين دفعه به خاطر طلبي كه از باشگاه پيام دارد از اين باشگاه شكايت خواهد كرد.
عزيزي 47 ميليون تومان از فصل گذشته و رقمي حدود 100 ميليون تومان براي 14 بازي‌ كه فصل جاري روي نيمكت پيام نشسته از اين تيم طلبكار است و براي دريافت آن به كميته انضباطي شكايت خواهد كرد.
گفته مي‌شود شريفي، رييس كميته انضباطي گفته در صورت شكايت خداداد مسوولان پيام را احضار مي‌كنيم و با اين وضعيت و در صورت عدم رفع مشكل، آنها هم در آستانه تعليق قرار دارند.
گرچه مسوولان سابق پيام اين تيم را به تربيت بدني واگذار كرده‌اند تا آنها تيم را سروسامان دهند ولي اگر اين تيم شاكي داشته باشد همچنان مسوولان سابق بايد پاسخگوي آن باشند.
علي صلاحي، مديرعامل سابق پيام در اين باره مي‌گويد:
«هنوز هيچ تغييري در سرپرستي باشگاه ايجاد نشده است. ما آقاي باغبان، رييس كميته انضباطي هيات فوتبال خراسان را وكيل خود قرار داده‌ايم و اگر شاكي وجود داشته باشد، او از جانب مالكان سابق به مسايل رسيدگي مي‌كند.»
با اين شرايط به نظر مي‌رسد گره مشكلات دو تيم ابومسلم و پيام هر روز كورتر مي‌شود و اگر اوضاع بر همين منوال باشد بايد منتظر خبرهاي عجيب‌تر و البته بدتري از مشهد باشيم.
------------------------------
نويسنده : مهدي ملكي

zamara 12-22-2008 07:33 AM

نظارت هوشيارى است نه مچ گيرى

يكى از مشكلات نظام اجرايى ورزش، برداشت هاى نامناسب از مفاهيم كليدى و اثرگذار در امر مديريت است.

نظارت و كنترل به تعبيرى پاشنه آشيل مديريت و از مهمترين كاركردهاى مديريت براى اطمينان از حركت سازمان ها به سوى اهداف يا دستيابى به اهداف است.

امروزه روش هاى ارزيابى پيشرفته اى در سازمان هاى ورزشى پيشرو مورد استفاده قرار مى گيرد.
ارزيابى و كنترل در حوزه هاى مختلفى قابل اجرا است از جمله ارزيابى وضع موجود براى اصلاح و تدوين برنامه ها، ارزيابى ساختار براى اطمينان از كارآمدى سازماندهى، ارزيابى كاركنان براى اطمينان از به كارگيرى صحيح نيروى انسانى و وجود انگيزش مناسب كار در ميان آنان، ارزيابى منابع مالى براى اطمينان از انجام هزينه ها در راستاى اهداف ، ارزيابى روش هاى مديريت براى اطمينان از به كارگيرى مناسب آنها، ارزيابى كاربرد امكانات براى اطمينان از استفاده مناسب از تجهيزات و امكانات، ارزيابى پس از عمليات به منظور اطلاع از حصول ميزان نتايج و...
مهمترين كاركرد همه اين انواع ارزيابى ها و نظارت ها ايجاد اطلاعات بازخوردى مناسب به منظور اصلاح روندها و بهبود آنها است.
با اين اطلاعات مديران تصميم بهترى اتخاذ خواهند كرد و سازمان خود را با سرعت بيشترى به سمت اهداف هدايت خواهد كرد.
متأسفانه اين واژه و مفهوم بسيار مهم در امر مديريت در موارد زيادى به مفهوم «مچ گيرى» مبدل شده است.
برخوردهاى نامناسب با نتايج برخى از عملكردها و اطلاعات ناشى از برخى ارزيابى ها، موجب شده است تا بسيارى از كاركنان و دست اندركاران سازمان هاى ورزشى، نسبت به مفهوم «كنترل و نظارت» احساس منفى پيدا كنند.
براى رفع اين مشكل مى توان از اطلاعات ناشى از ارزيابى ها به نحوى استفاده كرد كه منجر به پيشرفت و افزايش توانايى كاركنان شود. با اين رويكرد كاركنان و مديران به زبان مشتركى از مفهوم «كنترل و نظارت» خواهند رسيد و خواهند پذيرفت كه «نظارت هوشيارى است نه مچ گيرى.»
-----------------------------
*كارشناس مديريت ورزش
دكتر حميد قاسمى

zamara 12-22-2008 07:34 AM

در انتقاد به مجيد جلالى
 
خوب بازى كردن امتياز ندارد

نبايد ذره اى شك به دل راه داد كه مجيد جلالى در زمره مربيان «اخلاق گرا» و «نوانديش» است كه توانسته در سايه اين فاكتورها به يك معلم دوست داشتنى و اكتيو تبديل شود.

در نقطه مقابل، اين مربى فهيم بعضا در مواقعى كه تيمش (فولاد) تن به شكست مى دهد حرف هايى به زبان مى آورد كه اولا تكرارى است و ثانيا عذر بدتر از گناه را در ذهن هر كسى پديدار مى كند.
اشتباه نشود، وى با اين حرف ها اصلا بنا ندارد كه به شكست تيمش و تفكراتش سرپوش بگذارد و از واقعيت ها فرار كند بلكه ناخواسته بر ضعف هاى پياپى خود صحه مى گذارد.
آقا مجيد در چند نوبت و به حالت تكرارى تأكيد كرده كه تيمش مستحق باخت نبوده بلكه فوتبال حساب شده اى ارائه داده و مى بايست فاتح آن بازى باشد.
ولى نگاه تيزبينانه به اين بازى ها به خوبى گواه اين واقعيت است كه فولاد خوب بازى مى كند اما در نقطه مقابل خوب هم مى بازد. تيمى كه خوب بازى مى كند ولى خوب گل نمى زند طبيعى است كه خوب هم گل مى خورد.
ضعف مفرط در گلزنى از يك سو و رسوخ پذيرى در ساختار دفاعى تيم فولاد در چهار هفته اخير به كرات به چشم آمد.
اگر به عملكرد فولاد در بازى هاى اخير توجه كنيد به خوبى به اين مسأله پى مى بريد كه تيم آقامجيد هنوز از هارمونى تيمى و وحدت تاكتيكى برخوردار نيست كه يقينا اين ضعف به تفكرات اين مربى بر مى گردد.
دو شكست اخير در اهواز مقابل راه آهن و مقاومت و باخت فولاد در كرج برابر سايپا، موارد ياد شده را بيش از پيش برملا ساخت.
لذا جلالى مى بايست در انديشه هايش تجديد نظر كند و بداند كه صرف خوب بازى كردن نمى تواند متضمن پيروزى باشد. در فوتبال نتيجه گراى ما، تنها زيبا بازى كردن ملاك نيست و اصولا به خوب بازى كردن پوئن نمى دهند.
تيمى كه زيبا بازى كند اما تيرش به سنگ بخورد و دست آخر با ناكامى مواجه شود، قطعا مشكلات فنى دارد و لذا جلالى بايد پيش از آنكه به فكر خوب بازى كردن باشد مى بايست خوب نتيجه گرفتن را به شاگردانش القا كند.
----------------------------
نويسنده مطلب : رضا ميرزاييان
ايران ورزشي

zamara 12-22-2008 07:34 AM

منوى ويژه دايى پيش روى شما است
 
نيمرو مى خورى يا بيف استراگانف !

تازه عروسى دنيا نديده را به خانه آورده ايم كه مى خواهد براى اولين پاگشاى خانوادگى اش ضيافتى ترتيب دهد. شروع به تمرين و كار مى كند. از نظافت تا آشپزى و آرايش دكوراسيون منزل! پنج روز و هر روز دو وعده غذايى ناهار و شام، قرمه و قيمه و كباب مى پزد.
يك بار شور، يك بار خشك، بار ديگر بى نمك، مرتبه ديگر پر آب، روز آخر وقتى چم و خم كار دستش آمد، وقتى خواست شام ميهمانى را ترتيب دهد، مدل غذايى اش را به خواست شما تغيير مى دهد.
خانواده تان نه قرمه مى خورند، نه قيمه... حالا فقط چند ساعت فرصت باقى است تا بيف استراگانوف سرآشپز آماده ميل شود. مطمئناً تا آخر عمر نيش زبان خواهيد شنيد!

اين آشكارترين نمونه است براى فوتبال ملى ايران. فوتبالى كه تيم ملى اش هر بار در هر وعده غذايى تمرينى، قيمه و قرمه مى پزد و روز اصلى ميهمانى، وقتى پاى آبرو و اعتبار و آينده به ميان مى آيد، مدل غذا و سرو آن فرق مى كند.
ساده است... به تورنمنت هاى دم دستى و بازى هاى تداركاتى تيم ملى در عمان نگاهى بياندازيد. آيا آن چه در عمان پخته شد، همان چيزى خواهد بود كه ما در تهران مقابل كره جنوبى ميل خواهيم كرد آيا قرار است با همين دست پخت آخر على دايى برابر اكوادور و چين به روزهاى حساس آينده سفر كنيم
على دايى با يك واقعيت بارز و آشكار روبه رو شد. او تيمى را به امارات برد كه تلفيقى بود از لژيونرها و بهترين هاى ليگ. ولى دقيقا از همين ناهماهنگى تازه واردها ضربه خورد.
او چقدر لژيونرها را كنار تيمش مى ديد چند بار توانست برنامه هاى تمرينى را براى نكونام، شجاعى، هاشميان و مهدوى كيا تكرار و بازگويى كند چون جواب عددى، كمتر از انگشتان يك دست است، نمى توان از غيبت اين هارمونى در حركت تيم ملى شگفت زده شد.
حالا مى خواهيم با كنجكاوى به ميان تفكرات على دايى برويم. مرد سرآشپز اين بار مى خواهد با چه منويى از حريفان ايران پذيرايى كند غذاى دلخواه او به مذاق ما ايرانيان خوش مى آيد يا برعكس، به دل جماعت كره اى و عرب و ژاپنى مى نشيند
فرصت باقى مانده براى على دايى غنيمت بزرگى است كه به دست او رسيده.
حضور در تورنمنت عمان، هرچند همراه با بار فنى زياد و فشار سنگينى براى تيم ملى نبود، ولى در اصل فرصت دوباره، يا شايد بهتر است بگوييم صدباره شناخت را براى دايى فراهم كرد.
پشت سر اين اردو، مى توانيم به دور اول انتخابى جام ملت هاى آسيا سفر كنيم.
جايى كه حريفانى مانند سنگاپور و تايلند را براى رسيدن به جام ملت ها پيش روى خود خواهيم ديد. آيا سنگاپور، حريفى تداركاتى نيست تايلند چقدر مى تواند براى ايران نقش يك دغدغه فكرى در راه رسيدن به جام ملت ها باشد شايد هيچ!

از دست رفتن اردوى اسپانيا براى على دايى تلخ ترين خبر و اتفاق ممكن بود. برافروختگى دايى شايد از روى همين اعتقاد او به يكى شدن منوى غذايى ميهمان با تمرينات غذايى هفتگى اش باشد.
على دايى كه بر اساس يك برنامه ريزى فشرده، سعى داشت تيم ملى را در روزهاى تعطيلى ليگ، ولو درغياب لژيونرها مقابل حريفانى از سبك ها و سياق هاى متفاوت فنى و فيزيكى قرار دهد، از دست دادن يك فرصت آماده سازى ديگر در اسپانيا را مثل گم شده تكه اى جواهر مى داند. او زمان كافى براى هماهنگ كردن گروه جديد و نوپايش ندارد.
اين واقعيتى است كه وقتى تيمى كاملاً متحول هنوز به مرز ايده آل شناخت نرسيده، شما به سراغ انتخاب هاى دم دستى برويد. مثل آشپزى كه غذايش در آخرين لحظه مى سوزد و يك ماهيتابه داغ را با روغن چرب مى كند و دو تخم مرغ در آن مى اندازد. راه حل ديگرى نيست! وحيد هاشميان، فريدون زندى، مسعود شجاعى و حتى رسول خطيبى، دقيقا حكم تخم مرغ هاى دم دستى در روغن داغ را دارند.
على دايى مى تواند برنامه اى را از نو تدوين كند. براى رسيدن به ايده آل ها راه زيادى باقى مانده است. ولى چاره اى جز گام برداشتن در اين راه و تغيير نسل تيم ملى وجود ندارد.
---------------------------------
منبع :ايران ورزشي
به قلم :پيام يونسى پور

zamara 12-22-2008 07:35 AM

ابراهيم، از فرش به عرش
 
تحول توره، چطور و چگونه؟

1) ابراهيم توره يكي از خريدهاي گرانقيمت پرسپوليس بود كه در ابتداي فصل جاري، مسؤولان اين تيم را متقاعد كرد با پيشنهادي سنگين وي را از چنگ تيم رقيب در بياورند و رخت سرخ را بر تن او بپوشانند.
اين ستاره سابق پيكان اما، در ثلث اول ليگ هشتم چندان كه انتظار مي رفت توقعات را برآورده نكرد و البته با خروجي عجيب و غيبتي عجيب تر از باشگاه خود، همه را نااميد و مستأصل باقي گذاشت. همين ابراهيم توره اما در 6 هفته اخير و بعد از بازگشت از نزد مادرش(!) به ماشين گلزني غيرقابل مهاري تبديل شده است كه انواع و اقسام توپها را در شرايط گوناگون و متنوع به تور دروازه رقيبان مي نشاند. به راستي كدام عوامل در تحول بنيادين توره دخيل بوده اند؟

2) در گام نخست، بايد سراغي از دگرديسي فني تيم پرسپوليس بعد از خروج قطبي و حضور پيرواني در مسند كار بگيريم.
در واقع تغيير سيستم پايه مدافع عنوان قهرماني از 1-3-2-4 به 2-4-4 باعث شد در كنار ابراهيم توره - كه هرگز يك سانتر فوروارد شش دانگ نبوده است - يك مهاجم مكمل قرار بگيرد و او را از تنهايي كشنده در دام مدافعان حريف نجات بدهد. افشين قطبي به سياق فصل گذشته در صدد بود با تك مهاجم، تيمش را روانه مصاف با حريفان بكند و اين در حالي بود كه خصيصه هاي فني توره با خليلي متفاوت است. اگر خليلي مهاجمي بود كه در ميان خيل مدافعان مي توانست گليمش را از آب بيرون بكشد و ضربه كاري را به حريف وارد كند، توره بازيكني است كه در كنار يك مهاجم تكميل كننده، درگير و دونده به اوج مي رسد. كار سختي نيست كه درخشش توره را در كنار «كندو» در پيكان تهاجمي پيكان ليگ هفتم به ياد بياوريم. اتفاقاً در همين راستا هم بود كه در چينش تك فورواردي اوايل فصل، ابراهيم كاري از پيش نبرد و با به ثمر رساندن تنها دو گل، تا مرز ناپديد شدن هم پيش رفت!در همين شرايط اما تغيير تاكتيك پرسپوليس و استفاده از دو مهاجم، توره را متحول كرده تا جايي كه وي در كنار نيكبخت واحدي، درخشش را از سر گرفت و در 6 بازي اخير ليگ و جام حذفي، 7 گل براي تيمش به ثمر رساند!

3) در كنار مسايل فني، نبايد از ابعاد روحي و رواني در پروژه احياي ابراهيم توره صرف نظر كرد.
فارغ از اينكه حق با چه كسي بوده، به هر حال مهاجم سنگالي پرسپوليس با افشين قطبي به بن بست رسيده بود و البته خيلي شانس آورد كه پيش از رفتن به Doghous با اين سرمربي، وي باشگاه پرسپوليس را ترك كرد!
توره اما با تغيير كادر فني جديد، زندگي تازه اي را از سر گرفت. اينكه هيچكس روي نيمكت پرسپوليس قصد نداشت بدون در نظر گرفتن شايستگي هاي ابراهيم او را روانه سكوها كند و جايش را به بازيكني مثل دي كارمو بدهد(!)، به توره انگيزه اي مضاعف بخشيد تا هر چه بيشتر توانايي هايش را به اثبات برساند. نزديكان توره تصدي