انجمن های هواداران پرسپولیس
بازگشت   انجمن های هواداران پرسپولیس > فوتبال داخلی > کلوپ پرسپولیس
اطلاع رسانی


آخرين ارسالهاي انجمن
پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش

#21

                      قدیمی 10-13-2010, 01:16 PM
Ahmad.taj
مدير بازنشسته
Ahmad.taj آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
ارسال ها: 587
تشکر: 240
تشکر شده 1,635 بار در 504 نوشته
بازیکن مورد علاقه: بوفون*مسی
مربی مورد علاقه: لیپی*هیدینگ
Ahmad.taj is on a distinguished road
Exclamation سرمربی پرسپولیس برای مهار این سه نفر چه خواهد کرد؟




در چند سال اخیر هیچ تیم پرسپولیسی مثل پرسپولیس این فصل دایی مستعد شکست در داربی نشان نداده است. تیمی که دایی این روزها به زمین می‌فرستد آماده ذبح شدن مقابل حریف ابدی است.می‌خواهم بگویم مظلومی مربی‌خوش شانسی است که در بهترین زمان ممکن به این پرسپولیس می‌رسد
.


پرسپولیسی که خط دفاعی‌اش چون ژله‌ای سرخ رنگ هر مهاجمی را گرسنه گل‌زنی می‌کند. حالا از بد حادثه این ژله سرخ رنگ روز جمعه قرار است روی میز مهاجمان تند و تیز استقلال سرو شود. این یعنی جفت شدن نقطه ضعف پرسپولیس با نقطه قوت استقلال. آرش برهانی و میلاد میداوودی با آن سرعتها و تکنیک خیره کننده شان بعید است جلوی مهاجمان کند و بی‌آزار پرسپولیس برای گلزنی مشکلی داشته باشند.


تازه به این جمع گرگ باران دیده‌ای چون فرهاد مجیدی را هم اضافه کنید که چه در گلسازی و چه در گلزنی این روزها در لیگ برتر رو دست ندارد. دایی برای خنثی کردن این مثلث مرگبار چه تدابیری اندیشیده و اساسا چه ابزاری در اختیار دارد.

دایی یک بار در درابی سال قبل استقلال را شکست داد.آیا آن برد شیرین را باید به حساب قدرت مربیگری دایی نوشت یا گل‌های پرسپولیس را به یاد آورد که یکی روی اشتباه امیرآبادی و دیگری روی ضربه بی‌نظیر باقری بدست آمد؟ واقعیت این است که دایی در این مدت به وضوح نشان داده که نه تنها مربی خارق العاده‌ای نیست که در مواقع حساس از قدرت ریسک و تصمیم گیری پایینی برخورداد است.

شکست پرسپولیس برابر ملوان به طرز آشکاری در شطرنج مربیان رقم خورد. فرهاد پور غلامی سرمربی ملوان تیم خود را با بیشترین انگیزه و بهترین تمهیدات فنی برابر پرسپولیس آرایش داده بود و با توجه به اینکه چهار عنصر تهاجمی به نامهای مهران جعفری، محمد حیدری، محمد نزهتی و مهرداد اولادی را جلوتر از دو هافبک میانی تیم (پژمان نوری و محمد رستمی) در ترکیب داشت، کاملاً مشخص بود تیم خود را برای گل زدن و امتیاز گرفتن به میدان فرستاده است، اما گویا دایی شناخت چندانی از ملوان نداشت و هرگز هم در طول مسابقه فکری به حال پر کردن فضای میان یک سوم دفاعی و میانی تیمش نکرد.

ملوان سه گل به پرسپولیس زد و دست کم سه فرصت گل دیگر هم داشت که با سراسیمگی آن را از دست داد وگرنه چه بسا شکست خانگی پرسپولیس فاجعه بار می شد؛ آن هم در آستانه داربی تهران که پیامدهای آن بسیار سنگین‌تر می‌شود.

هافبکهای میانی و بالهای کناری ملوان به آسانی در نیمه زمین پرسپولیس جولان می دادند و به هجده قدم میزبان می رسیدند، بی‌آنکه مهره‌های میانی پرسپولیس بر سر راه آنان سدی ایجاد کنند. در همین گیر و دار به نظر می‌رسید مهره‌هایی مثل محمد پروین و فشنگچی کارایی لازم برای اثرگذاری در این نبرد سنگین را ندارند و محمد نوری هم از جریان بازی خارج بود، اما دایی تعویض مؤثری برای ترمیم این ضعف نکرد و به میدان فرستادن مهره هایی مثل هادی نوروزی و اشپیتیم آرفی را هم باید تعویض‌های احساسی برای زدن گل تساوی قلمداد کرد که البته به جایی هم نرسید.

مقابل استقلال هر کدام از این اشتباه‌ها تاوان سنگینی دارد و البته شکست در داربی را می‌توان به منزله باز شدن درهای خروجی باشگاه مقابل دایی بر شمرد.

در هر صورت ناکامی‌های اخیر پرسپولیس آنقدر زجرآور بوده‌اند که شکست در داربی کاسه صبر آنها را لبریز کند و شعارهای کلی را به شعارهای فردی تبدیل کند. پرسپولیس به قدرت عمل، جسارت بیشتر و نیز برنامه ریزی فنی بهتری برای ادامه فصل نیاز دارد و این را فقط علی دایی می‌تواند به تیم خود اضافه کند. آن هم پس از درک واقعیتهای موجود در تیم...
* * *
جواد رستم‌زاده
«شبکه ایران»
__________________
حاصل عمر بجز مهر علی چون آه است
وقت مرگم به لبم زمزمه آن شـاه است



To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.

Ahmad.taj آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر برای پست مفید ازAhmad.taj تشکر به عمل آورده است:

#22

                      قدیمی 10-14-2010, 11:20 PM
Ahmad.taj
مدير بازنشسته
Ahmad.taj آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
ارسال ها: 587
تشکر: 240
تشکر شده 1,635 بار در 504 نوشته
بازیکن مورد علاقه: بوفون*مسی
مربی مورد علاقه: لیپی*هیدینگ
Ahmad.taj is on a distinguished road
Exclamation اتفاق بزرگ به دعوا، تاكتيك، خلاقيت و البته شانس؛ وابسته شده




باختن قبل از دربي، همه چيز را به‌هم ريخته. بعضي‌ها مي‌گويند باخت ملوان شوك به‌موقعي بود و پرسپوليسي ها را بيداركرد اما به نظر مي‌رسد عوارض منفي ناشي از اين باخت خيلي راحت دست از سر پرسپوليس برنخواهد داشت
.

سه روز قبل از دربي بيشتر از هر چيز استرس است كه در رفتار و تمرين بازيكنان و حتي كادر فني پرسپوليس ديده مي‌شود. علي دايي مي‌خواست بلافاصله بعد از باخت به لحاظ رواني تيمش را ريكاوري كند. حبس يكساعته در رختكن شروع اين ريكاوري بود، حبيب كاشاني هم كه استاد اين كارها است. جلسه دوم ريكاوري ديروز ظهر در محل باشگاه انجام شد. حال خروجي اين جلسه چقدر در دربي به كمك دايي و بازيكنانش بيايد، بايد منتظر بود و تماشا كرد.

***
ديروز و امروز كسي را نزديك تمرين راه نمي‌دادند اما مي‌شد از پشت ديوارهاي كوتاه ورزشگاه شركت واحد، پرسپوليس قبل دربي را ديد زد و فهميد در تيم سرخپوش دربي چه مي‌گذرد. فرض بگيريم كار مشترك دايي و كاشاني به لحاظ رواني روي تيم‌شان تاثير لازم را گذاشته اما حتي اگر اين اتفاق به بهترين شكل خود افتاده باشد تازه بايد ديد پرسپوليس در بحث فني چه حرفي براي گفتن دارد. در اين شرايط دايي بايد با دو جلسه تمرين سفت و سخت ضمن تشديد كار رواني و آماده كردن بازيكنان، به‌خصوص آنهايي كه طعم دربي را نچشيده‌اند، تاكتيك‌هاي شكست استقلال را در زمين چمن حداقل به‌‌صورت مختصر مرور كند.
***
خيلي‌ها مي‌گويند اين بازي بحث فني را برنمي‌تابد، هر كس دعواي وسط زمين را برد و از تك موقعيت‌ها استفاده كرد برنده است. اين تحليل كليشه‌اي هر سال قبل از هر دربي شنيده مي‌شود يا حتي روي كاغذ مي‌آيد اما گاهي هم شده كه مسابقه سنتي پايتخت كمي تا قسمتي تاكتيكي و پيچيده شود. اگر طبق نظر باتجربه‌هاي دربي پيش برويم همين كه دايي تيمش را به لحاظ رواني آماده اين بازي كند، كافي است. بقيه كار را مي‌توان به خلاقيت بازيكنان كارگشا، كارداني باتجربه‌ها و روحيه جنگندگي تيمي سپرد هرچند مطمئنيم تاكتيك هم هست اما گاهي آنقدر تحت تاثير جريان بازي و همان دعواهاي هميشگي و حساسيت‌ها قرار مي‌گيرد كه گم مي‌شود.
***
پرسپوليس مي‌خواهد دوباره برنده باشد، مثل بازي قبل. آنجا فوتبال خوب 25-20 دقيقه پاياني باز هم با تاكتيك به نتيجه نرسيد. باز هم خلاقيت بود و بس. يك شوت تماشايي از فاصله‌اي نسبتا دور كه با چرخش عجيب توپ اتفاقي را باعث شد كه در هفت بازي قبل از آن رخ نداده بود. حالا سوال اصلي اينجاست كه اين بار چه كسي پيدا مي‌شود تا همان كار بزرگ را در لحظه خودش انجام دهد؟ آقا كريم؟ غلامرضا رضايي؟ يا مثلا محمد نوري؟ اصلا آيا مي‌شود منتظر يك اتفاق بود؟ اگر باقري بازي نكند در تيم قرمز بازيكن بزرگي مي‌ماند كه عامل به‌وجود آورنده اتفاقي بزرگ باشد؟ شايد فراموش كردن عنصر خلاقيت، فاكتور شانس را پر رنگ‌تر كند. راستي دايي و تيمش جزو خوش‌شانس‌ها به‌حساب مي‌آيند؟
***
نگاه‌ها به علي دايي است. قبل از مسابقه بهمن ماه سال قبل كه دايي چند هفته‌اي تجربه حضور روي نيمكت پرسپوليس را مي‌چشيد، علي آقا هيچ وقت چهره موفقي مقابل استقلال نداشت. او در سال‌هاي اقتدار نيز نتوانست دروازه حريف آبي را بگشايد و اين در كارنامه آقاي گل فوتبال دنيا لكه‌اي خاكستري‌رنگ بود. فرياد پس از گل آقا كريم در دربي آنقدر شديد بود كه كت گرانقيمت علي آقا تا آستانه پاره شدن پيش رفت. دايي مثل دوران بازيگري دو دست را مشت كرد، بالا آورد و فرياد زد. هر كس كه دم دستش بود را در آغوش گرفت. انگار كه خودش گل زده، پس اين برد همه آن گل نزدن‌ها را به دست فراموشي مي‌سپرد.
***
همان برد غرور انگيز بعد از آن همه تساوي عذاب‌آور، فردا علي دايي را در موقعيت رواني بهتري قرار مي‌دهد اما حساب اين بازي جداست. دايي مي‌داند تيمش چه‌ها كم دارد، همان‌طور كه ضعف‌هاي مشهود استقلال را ديده و مي‌شناسد. مي‌گويند تيم او در شأن نامش بازيكن بزرگ ندارد و حتي به دانش فني او نيز ايراد مي‌گيرند. پرسپوليس او در تمام اين 10 هفته حتي با وجود ناكامي‌هاي اخير جايي در ميان صدرنشين‌ها دارد اما بردن استقلال تمام اين ناكامي‌هاي مقطعي را به‌دست فراموشي خواهد سپرد. گروهي مي‌گويند پرسپوليس و دايي با وجود تمام كاستي‌هايشان قدرت شكست استقلال را دارند. اگر پرسپوليس برد حتما اتفاق ويژه‌اي رخ داده، دايي دو بار پشت سر هم آبي‌ها را نقره‌داغ كرده، تيمش را به صدر جدول نزديك‌تر كرده و دوباره دل هواداران را به‌دست آورده است. آيا او و تيمش مي‌توانند از پس انجام اين اتفاق بزرگ بربيايند؟
* * *
محمد قراگزلو
«ایران ورزشی»
__________________
حاصل عمر بجز مهر علی چون آه است
وقت مرگم به لبم زمزمه آن شـاه است



To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.

Ahmad.taj آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

#23

                      قدیمی 10-17-2010, 09:37 PM
Rainyboy
سرپرست تيم
Rainyboy آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
ارسال ها: 2,349
تشکر: 1,888
تشکر شده 4,160 بار در 1,883 نوشته
Rainyboy is on a distinguished road
پیش فرض پاسخ : بررسی مسایل روز پرسپولیس

شيث رضايي، اولين تلفات پرسپوليس از داربي 69


در اختيار كميته انضباطي به دليل ضعف فني!




قابل پيش‌بيني بود كه شكست پرسپوليس در داربي بدون تلفات نخواهد ماند و به زودي اخبار غافلگير‌كننده‌اي از اين باشگاه به گوش خواهد رسيد. علي دايي پس از برگزاري اولين جلسه تمريني پرسپوليس بعد از داربي، شيث رضايي را از اين تيم كنار گذاشت و او را در اختيار كميته انضباطي باشگاه قرار داد. مدير روابط عمومي باشگاه پرسپوليس با اعلام اين خبر مي‌گويد:« آقاي دايي عملكرد فني بازيكنان در دو بازي مقابل ملوان و استقلال را بررسي كرد و طبق نظر ايشان شيث رضايي تا صدور حكم‌كميته انضباطي از حضور در تمرين پرسپوليس محروم است.» به احتمال زياد جلسه كميته انضباطي باشگاه پرسپوليس پس از بازي هفته دوازدهم اين تيم مقابل ذوب آهن برگزار خواهد شد و شيث تا آن زمان اجازه حضور در تمرينات را نخواهد داشت.

اختلافات هميشگي علي دايي و شيث رضايي كه از زمان حضور دايي در سايپا شكل گرفته بود موضوع دلخوري فني سرمربي پرسپوليس از شيث را به حاشيه مي‌برد. پس از حضور دايي روي نيمكت پرسپوليس خيلي‌ها منتظر بودند او شيث را به واسطه اختلافاتي كه با او داشت كنار بگذارد اما دايي نه تنها اين كار را نكرد كه در فصل نقل و انتقالات هم بر حفظ او تاكيد داشت. دوستي كوتاه مدت دايي و شيث زياد دوام نياورد و آنها در اردوي پيش فصل پرسپوليس در آلمان دوباره عليه هم جبهه گرفتند، آنچه به نيمكت‌نشيني طولاني مدت شيث رضايي در هفته‌هاي ابتدايي ليگ برتر منجر شد. شايد اگر سپهر حيدري محروم نشده بود دايي در بازي با استقلال هم از شيث رضايي استفاده نمي‌كرد اما فقر مهره در خط دفاعي دست او را بسته بود. خبر تاييد نشده اين است كه شيث رضايي به دليل حضور در يك مهماني شبانه در فاصله 48 ساعت مانده به داربي از پرسپوليس كنار گذاشته شده اما مسلما هيچ مقام مسئولي اين خبر را تاييد نمي‌كند. پرسپولیس فصل را با زوج سپهر حیدری و رضا نورمحمدی و نيمكت‌نشيني شيث رضايي آغاز کرد و در 7 دیدار اول فصل 7 گل خورد. نتایج ضعیف از دیدار مقابل پاس همدان در تهران و از دست دادن 2 امتیاز در لحظات پایانی، آغاز و همین سناریو در برابر شهرداری، ملوان و استقلال تکرار شد. دايي معتقد است شيث در صحنه مربوط به گل فرهاد مجيدي سهل انگاري كرده و مي‌توانست قبل از آنكه از او عقب بيفتد با يك خطاي ساده مهاجم استقلال را متوقف كند. بگو و مگو بر سر همين مسئله به يك درگيري خفيف بين شيث و دايي در رختكن پرسپوليس پس از پايان بازي انجاميد.

كنار گذاشتن كاپيتان دوم پرسپوليس بدون ترديد روزهاي پرحاشيه‌اي را براي علي دايي رقم خواهد زد اما سرمربي پرسپوليس كه به دليل نتايج ضعيف اخير روي لبه تيغ حركت مي‌كند چاره را در اتخاذ تصميمات انتحاري جست‌وجو مي‌كند. موافقان شيث به روزهايي اشاره مي‌كنند كه او بدون هيچ اعتراضي نيمكت نشيني را پذيرفت و تا هفته هفتم براي ورود به تركيب اصلي انتظار كشيد. دايي حتي در بعضي بازي‌ها شيث را در دقيقه 90 و براي اتلاف وقت به زمين آورد اما باز هم اعتراضي در كار نبود. در روزهايي كه انتقاداتي درباره غيبت شيث در اردوي تيم ملي به گوش مي‌رسيد دايي حتي يك بار هم از اين ماجرا حمايت نكرد و اكنون منتقدان سرمربي پرسپوليس معتقدند او با اخراج شيث فرار به جلو بعد از شكست در داربي را آغاز كرده و مي‌خواهد همه تقصيرها را به گردن يك بازيكن بيندازد. در نقطه مقابل اين نگاه، تعداد قابل توجهي از هواداران پرسپوليس هم با اخراج شيث موافقند و اين موضوع در نظرسنجي يكي از سايت‌ها به وضوح ديده مي‌شود. بسياري از هواداران پرسپوليس از خروج او از تيم استقبال كرده‌اند و معتقدند دايي مي‌تواند بدون شيث پراشتباه، پرسپوليس را به موفقيت برساند.

اينكه يك بازيكن به دليل ضعف فني به كميته انضباطي معرفي مي‌شود، اوج سردرگمي و هرج و مرج در باشگاه پرسپوليس را به تصوير مي‌كشد. تبعات داربي هنوز براي پرسپوليس به پايان نرسيده و علي دايي تنها در صورت پيروزي در بازي‌هاي حساس پيش رو مي‌تواند بازيكنان ناراضي را پشت خط تركيب اصلي نگه دارد.
__________________

Rainyboy آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

#24

                      قدیمی 10-21-2010, 06:24 AM
zamara
ریش سفید انجمن
zamara آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2008
نام حقیقی: اسماعيل
سن: 52
محل سکونت: مشهد
ارسال ها: 13,608
تشکر: 24,710
تشکر شده 25,976 بار در 8,947 نوشته
بازیکن مورد علاقه: علی کریمی
مربی مورد علاقه: هیچکس
حالت من:
Mehraboon
zamara will become famous soon enough
پیش فرض کاشاني؛ مغلوبي در جامه سرداران فاتح!





در مورد حاج حبيب و کوله بار ناکامي هايش ؛ کاشاني؛ مغلوبي در جامه سرداران فاتح!


1 ) حبيب کاشاني کلاً آدم «ويژه» اي است؛ آنقدر ويژه که مي تواند يک معلم باشد، اما به شوراي شهر تهران برود و البته يک نماينده باشد، ولي مديرعامل يک باشگاه دولتي هم بشود و البته مشاور رييس سازمان تربيت بدني باشد، اما ناگهان سر از هيأت رئيسه فدراسيون فوتبال هم در بياورد... آن هم در شرايطي که اندکي بيش از 40 سال دارد! وقتي شما با چنين انسان ويژه اي روبه رو باشيد، هيچ چيز عجيبي نيست اگر دوران سرپرستي «موقت» او در پرسپوليس، عمري به درازاي چند مديرعامل ريز و درشت داشته باشد و يا حتي شگفت انگيزتر از آن، طي اتفاقي که حتي در ايران هم بي نظير است، به عنوان مسؤول فعلي باشگاه، صاحب اختيار انتخاب اعضاي هيأت مديره سرخپوشان شود. حبيب کاشاني آدم ويژه اي است؛ آنقدر ويژه که به برکت حضورش، از زمين به آسمان ببارد و «نوک هرم» مسؤول تدارک ديدن «قاعده هرم» شود.
شايد درک ما از مديريت آنقدر ناچيز و نحيف باشد که اينها را نفهميم؛ هر چه هست اما، جنابش به تازگي فهرست هفت نفره اي از مديران مياني کشور را براي عضويت در هيأت مديره پرسپوليس به علي سعيدلو تقديم کرده است تا به احتمال فراوان، تني چند از آنان راهي ساختمان عاريه اي اداره تيمي شوند که هوادارانش کاخ رؤياهاي شان را برپايه هاي موفقيت آن استوار کرده اند.

2 ) حالا چيزي نزديک به يک سال از حضور حبيب کاشاني در باشگاه پرسپوليس مي گذرد و شايد بد نباشد اگر به همين مناسبت و نيز با توجه به تقارن خجسته اين رويداد، با حادثه شورانگيز فراهم شدن مقدمات انتخاب هيأت مديره، از آقاي سرپرست موقت بپرسيم بزرگترين دستاورد شما در اين قريب به 12 ماه زعامت تان در پرسپوليس چه بوده است؟ بله؛ ما خودمان داستان جام حذفي را خوب يادمان هست، با همه جزئياتش؛ حتي با آن «برق رفتگي» حيرت انگيز در ميانه هاي بزم پنالتي با صباي قم که از حيث «خوش اقبالي»، براي شما چيزي به ارزش آن گل به خودي شگفت انگيز ميثاق معمارزاده در آخرين دقايق بازي سايپا و پرسپوليس در ليگ هفتم بود و چه پيشاني بلندي که هر دو به قهرماني تيمهاي شما انجاميد !
غير از اين چه حاجي؟ مي توانيم بپرسيم پروژه «پرسپوليس کارت» به کجا انجاميد؟ خاطرتان مکدر شد؟ عذر مي خواهيم، پس دست کم بفرماييد افتخار تاريخي هو شدن اسطوره اي مثل علي کريمي توسط عده اي بوقچي گوش به فرمان را کجاي کتاب دوران مديريت شما بنويسيم؟ با داستان بي احترامي به پيشکسوتهايي که فقط قول مي شنيدند چه کنيم کاشاني جان؟ تعدادشان هم کم نيست استاد؛ احمدرضا عابدزاده، مجتبي محرمي، بابک معصومي و ديگران. داستان تحريم برنامه نود توسط حضرت تعالي به عنوان يکي از شاهکارهاي «مديريت پاسخگو» را کجاي دلمان بگذاريم حاجي؟ يا قصه تعامل دوگانه با علي دايي را؛ همان که روزهاي زوج از او حمايت مي کنيد و روزهاي فرد به انواع و اقسام روشها، عليه اش جو راه مي اندازيد. با اين همه افتخار، چطور کنار بياييم آقاي کاشاني عزيز؟ همان طور که صفحات يارانه اي روزنامه تان را وقف کوبيدن يوميه مدير پولداري کرده ايد که روزي شما را به دوگانگي قول و فعل، زبان و عمل و صورت و سيرت متهم کرد؟ واقعاً اين همه شاهکار را ظرف تنها يک سال زده ايد استاد؛ الحق که دست مريزاد. راستي چه خبر از پرسپوليس رؤيايي ليگ دهم عالي جناب؟ !



3 ) روزگار درازي از آن روز تلخ و نکبت بار نمي گذرد که عباس انصاري فرد تنها يک صندلي دورتر از علي سعيدلو، 20 دقيقه تمام در سالن 12 هزار نفري مجموعه ورزشي آزادي فحش خورد تا مرد مهربان بغل دستي اش- حاج حبيب کاشاني- ناگهان جاي او را در پرسپوليس بگيرد. امروز اما، وقتي به گذشته نگاه مي کنيم، به سوغات دندانگيري از بازگشت کاشاني به فوتبال برنمي خوريم؛ غير از به وجود آمدن برخي اختلافهاي درون خانوادگي، ياد و شقه شدن تيم و دورماندن بعضي ستاره ها از خانه اصلي شان، يا قرار گرفتن علي دايي، در آستانه دريافت شوکي بزرگتر از فاجعه اخراج از تيم ملي... آيا آن جام حلبي حذفي که با توجه به چيدمان رقباي پرسپوليس، بيشتر چيزي شبيه به فتح عنوان قهرماني يک تورنمنت کوچک در ليگهاي دسته اول و دوم کشور بود، ارزش اين همه هزينه را داشت؟ آيا کاشاني براي بازگرداندن باد به پرچمش، بار ديگر سکته خواهد کرد؟ و مهم تر از همه اينها، آيا مديريتي به اين سبک، مشکل گشاي ورزشي که حالا کاشاني براي رياست فدراسيون فوتبالش خيز برداشته، خواهد بود؟!
__________________

To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.
توجه به
To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.
و رعایت آنها نشانگر شخصیت خوب شماست.
با ورزش ، سلامتی و نشاط و زیبایی خود را حفظ كنید


*********************

پرسپولیس بی همتاست
پرسپولیس بی پرواست
پرسپولیس خون در رگهاست
پرسپولیس همیشه محبوب دلهاست
zamara آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر برای پست مفید ازzamara تشکر به عمل آورده است:

#25

                      قدیمی 10-21-2010, 05:43 PM
Ahmad.taj
مدير بازنشسته
Ahmad.taj آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
ارسال ها: 587
تشکر: 240
تشکر شده 1,635 بار در 504 نوشته
بازیکن مورد علاقه: بوفون*مسی
مربی مورد علاقه: لیپی*هیدینگ
Ahmad.taj is on a distinguished road
Exclamation پرسپوليس ساخته دايی- كاشانی با مشكلات فنی عديده‌ای روبروست




همه آنهايي كه تيم پرسپوليس دهه 60 و حتي 70 را به‌ياد مي‌آورند درباره تيم فعلي پرسپوليس مي‌گويند: «اين كجا و آن كجا؟ بازيكنان فعلي يك پاي دهه شصتي‌ها و امثال محمدخاني‌ها، درخشان‌ها، پنجعلي‌ها و ... نمي‌شوند

قياس، قياس مع‌الفارقي است پس تمام حرف‌هاي هواداران با اين تم و مضمون نمي‌تواند مبناي درستي براي قضاوت درباره كيفيت تيم فعلي پرسپوليس و قياس با تيم‌هاي كوچكي كه حالا به مدد تزريق پول، ثبات مديريت و تمركززدايي فوتبال پايتخت بزرگ شده و مي‌توان عنوان «رقيب» را مقابل نام آنها نوشت، باشد. امروز حتي همه آن بزرگان دهه 60 متفق‌القول روي اين مساله اساسي تاكيد دارند كه نسل به نسل از تعداد ستاره‌هاي فوتبال ايران و البته پرسپوليس پيش‌تر بزرگ كاسته مي‌شود، پس فقط ذكر خاطرات آن تيم رويايي و بازيكنان استثنايي‌اش هر از چند گاهي شيرين و جالب خواهد بود و بهتر است در مورد آنچه كه امروز در قالب تيم پرسپوليس وارد ميدان مي‌شود و فرزندان همان هواداران با القاب «زلزله» و ... تشويق‌اش مي‌كنند، حرف زد.

***
پرسپوليس امروز كه ساخته مشترك علي دايي و حبيب كاشاني است بعد از شروعي خوب در ليگ دهم، طي پنج هفته اخير از مجموع 15 امتياز فقط سه امتياز گرفته، انگار كه پرسپوليس يك بازي برده و 4 شكست متوالي داشته است. تمام اين نتايج كه البته بعضا به اشتباهات داوري، كمي بد اقبالي و اتفاقات جزيي ديگر وابسته است اوضاع تيم قرمز پايتخت را «بحراني» كرده و هر چقدر مسوول فني يا سرپرست باشگاه سعي در كتمان اين موضوع داشته باشند، كسي حرف‌شان را باور نمي‌كند. پرسپوليس نسبت به ابتداي فصل افت كرده و دوران افت اين تيم كه همراه با نتايج ضعيف بوده آنقدر طولاني شده كه بعد از شكست در دربي، راست كردن قامت تيمي كه چند هفته‌اي است به شدت نحيف شده دشوار مي‌نمايد. در اين راه البته نقاط ضعف كوچك و بزرگ بسياري در تيم پرسپوليس ديده مي‌شود كه چنانچه فكري به حال رفع آنها نشود، در ادامه راه كه بازي‌هاي دشوارتر هم مي‌شود بحران به اوج خود خواهد رسيد و آنگاه جمع و جور كردن بحران اتفاق بزرگي است كه معلوم نيست دايي و كاشاني به‌خوبي از عهده مديريت كردنش بربيايند و تيمي كه با هزار اميد و آرزو بسته شده بايد عطاي قهرماني و فراموشي ناكامي دو فصل گذشته در ليگ برتر را به لقايش ببخشد.
***
تيم پرسپوليس به لحاظ فني مشكلات زيادي دارد كه علت نتيجه نگرفتن در پنج بازي اخير را مي‌توان به آنها ربط داد
:

1)
پرسپوليس هافبك‌هاي دفاعي خوبي ندارد. ميزان دوندگي آنها از حد طبيعي دوندگي يك هافبك تدافعي كه حداقل بايد 5 كيلومتر در 90 دقيقه باشد- با توجه به معيارهاي فوتبال ايران و نه اروپا- كمتر است. نه زارع، نه بادامكي و نه تياگو فراگا اهل درگيري در ميانه ميدان نيستند و همين مساله باعث مي‌شود علاوه بر لو دادن توپ‌هاي زياد در خط هافبك، فشار زيادي به خط دفاعي وارد شود.

2) پرسپوليس در فاز دفاع با مشكل عدم تفكيك وظايف روبروست و علاوه بر دير جمع شدن و بد جمع شدن مهره‌هاي دفاعي تيم، بازيكنان خط دفاع نيز اشتباهات فردي زيادي انجام مي‌دهند كه پايه‌گذار بسياري از گل‌هاي حريفان بوده است.

3)
از خط دفاع پرسپوليس و به‌خصوص مدافعان مياني اين تيم ايراد زياد مي‌گيرند اما شايد مشكل اصلي اين منطقه تغييرات مكرري باشد كه علي دايي در قلب خط دفاع به‌وجود مي‌آورد، تغييراتي كه باعث شده هيچ يك از 4 مدافع مياني سرخ‌ها به ثبات لازم دست نيافته و پرسپوليس دو مدافع اصلي‌اش را نشناسد. اين اتفاق باعث شده مدافعان مياني با بازيكنان كناري‌شان هماهنگ نباشند و با وجود تجربه زياد به تعداد اشتباهات فردي‌شان اضافه شود.

4)
در فاز تهاجمي و با وجود بازيكنان سرعتي مثل نوروزي، رضايي، فشنگچي و علي عسگري اما سرعت انتقال توپ از دفاع به حمله پايين‌تر از حد تصور است. با دقت در بازي استقلال اين مشكل به وضوح مشهود بود. اين مساله به نوع پاس دادن‌ها نيز مرتبط مي‌شود. خيلي از پرسپوليسي‌ها يكي از اصول اوليه فوتبال يعني پاس دادن صحيح را درست نياموخته‌اند و پاس‌ها دير و كند به نفر بعدي مي‌رسد.

5) در اين پرسپوليس بسياري از بازيكنان بي صبر و حوصله هستند و هر كس مي‌خواهد خودش پاس آخر را بدهد، بنابراين تعداد توپ‌هايي كه در فضاهاي محدود لو مي‌رود، زياد مي‌شود.

6) در سيستم 1-3-2-4 دلخواه علي دايي، دو گوش چپ و راست علاوه بر اينكه به دو مدافع كناري‌شان كمك نمي‌كنند خيلي دير به موقعيت گل مي‌رسند يا اصلا در باكس حريف حضور ندارند. نمونه‌اش فرار رضايي از راست كه با پاس رو به جلوي او مي‌شد راحت‌تر از حد تصور به گل رسيد اما نوروزي، فشنگچي و حتي نوري (به عنوان مهاجم سايه) حدود 20 متر عقب‌تر از توپ ارسالي رضايي بودند.

7) در فاز حمله تنوع تاكتيك وجود ندارد. دايي در ابتداي فصل بناي حمله را بر سرعت مهاجمان سريع خود قرار داد اما در بسياري از اوقات ستون متمركز خط دفاع حريفان اجازه چرخيدن و فرار به مهاجماني چون رضايي و نوروزي را نمي‌دهند. در اين شرايط تنوع تاكتيكي هم ديده نمي‌شود چرا كه مهاجم متفاوتي در تيم وجود ندارد كه پرسپوليس را از راه ديگري به گل برساند.

8) فاصله خطوط پرسپوليس از هم زياد است و در نهايت مجموع محيطي كه بازيكنان در زمين پوشش مي‌دهند با استانداردهاي فوتبال روز دنيا مطابقت ندارد. اين اتفاق باعث نرسيدن پاس‌ها به مقصد، سخت شدن كارهاي تركيبي و در نهايت عدم موفقيت در فاز حمله مي‌شود.

9) مدافعان مياني پرسپوليس در پوشش فضاي پشت سرشان به شدت دچار مشكل هستند و همواره فضاي وسيعي بين آنها و دروازه‌بان خودي براي استفاده مهاجمان سريع حريفان باقي مي‌ماند. علاوه بر دير عمل كردن مدافعان، عدم هماهنگي با دروازه‌بان تيم نيز كار را سخت‌تر مي‌كند. فقط در يك بازي (مقابل شهرداري تبريز) رحمان احمدي از پس پوشش فضاي پشت دروازه خوب برآمد وگرنه در بسياري از بازي‌ها پرسپوليس از اين ناحيه ضربه خورده است.

10) انگار هافبك‌هاي پرسپوليس فقط عمق را مي‌بينند. حريف عمق را بسته و اجازه نفس كشيدن به مهاجمان را نمي‌دهد اما باز هم پاس عمق و لو رفتن توپ در مركز زمين، تيم را در معرض ضد حمله قرار مي‌دهد. با اين شرايط بسياري از اوورلپ‌هاي مدافعان كناري بيهوده و بي‌ثمر مانده و حتي جاي آنها به‌مراتب خالي مي‌ماند. در بسياري از دقايق هافبك‌هاي مياني پرسپوليس بازي با كناره‌ها را فراموش مي‌كنند و هنوز به اين نتيجه نرسيده‌اند كه به غير از سانتر با فوتبال تركيبي از جناحين هم مي‌توان راه‌هاي رسيدن به گل را آزمايش كرد.
***
نگاهي به تعويض‌هاي دايي در دربي
تغيير دادم تا بازي را نبريم!

برخي هواداران پرسپوليس و گروهي از اهالي فوتبال معتقدند علي دايي در كوچينگ و تغييرات درون زمين مربي خوبي نيست يا حداقل در هفته‌هاي اخير در اين مورد ضعيف عمل كرده است
.

بعد از شكست در دربي پايتخت آنقدر حواس همه به اشتباه كمك داور مسابقه و گل مردود پرسپوليس معطوف شد كه هيچ‌كس به دلايل فني شكست پرسپوليس نپرداخت. در واقع وقتي همه پرسپوليسي‌ها آنقدر گفتند: «ما خوب بوديم، حق‌مان باخت نبود و اگر آن گل پذيرفته مي‌شد شرايط فرق مي‌كرد» كه هيچ‌كس سراغ اين نرفت كه ببيند چطور تيمي كه از دقيقه 50 تا 90 مالكيت توپ و ميدان را در اختيار دارد نتوانسته از برتري‌اش در تمام خطوط به‌خوبي و به درستي استفاده كرده و به گل برسد؟


علاوه بر ضعف‌هايي كه گفته شد و مي‌توان به دربي تعميم‌اش داد، اينكه چطور خط هافبك و مهاجمان پرسپوليس علي‌رغم مالكيت توپ از پس خط دفاع ضعيف استقلال برنيامدند، چندين و چند سوال را در ذهن ايجاد مي‌كند كه به سختي مي‌توان پاسخ مناسبي براي آنها يافت. هر چند بيش از 5 روز از اين مسابقه گذشته و پرونده دربي 69 به نوعي بايگاني شده اما به غير از ضعف فني مورد اشاره در سطور بالا تعويض‌هايي كه علي دايي در نيمه دوم انجام داد به هيچ وجه در جهت رسيدن به پيروزي نبود. دايي در دقيقه 60 يك مدافع مياني را با مدافع مياني ديگري جابجا كرد و به عبارتي يك تعويض تيم در جهت رسيدن به پيروزي را سوزاند. عده‌اي از تعويض شيري و حضور نورمحمدي در ميدان به عنوان اعتراف دايي به اشتباهش در چيدن تركيب اوليه ياد مي‌كنند. تعويض بعدي در گوش چپ مثلث سه نفره انجام شد و اميرحسين فشنگچي كه در نيمه اول و دقايقي از نيمه دوم بارها آندره لوييز را دور زده و برعكس 2 بازي قبلي نمايشي اميدواركننده را ارائه كرده بود از بازي بيرون كشيد و منصوري را بازي داد. عدم موفقيت منصوري در دقايق باقي‌مانده هم نشان داد دايي انتخاب درستي نداشته است و در نهايت حضور باقري در زمين هر چند به لحاظ روحي بازيكنان پرسپوليس و هواداران را در وضعيت بهتري قرار داد اما قطع يقين اگر به جاي باقري يك‌مهاجم به تركيب پرسپوليس اضافه مي‌شد و فشار سرخ‌ها با توجه به مالكيت توپ بيشتر مي‌شد، خط دفاع متزلزل استقلال بالاخره اشتباه مي‌كرد و مي‌شد منتظر گل برتري پرسپوليس ماند. علي دايي البته در قبال اين پرسش كه تعويض باقري محتاطانه و اشتباه بود گفت: «اين نظر شخصي شماست.»

***
واقعا چه كسي مقصر است؟
كابوس گل‌هاي 90 به بعد!


پرسپوليس اين روزها تبديل به تيم عجيبي شده كه گاهي اوقات از دقيقه 90 به بعد پيروزي را با مساوي عوض مي‌كند يا حتي در ثانيه‌هاي تلف شده تن به شكستي تلخ مي‌دهد. عجيب اينجاست كه اين اتفاق تلخ براي سرخ‌ها در هر 4 مسابقه اخيرشان رخ داده است
.

سرخ‌ها دقيقه 96 بازي برده را مقابل پاس و در زمين خودي مساوي كردند. عين اين اتفاق در تبريز و مقابل شهرداري هم افتاد تا 2 امتياز ديگر نيز مقابل اين تيم قعر جدولي از دست برود. اتفاق بدتر آنجايي بود كه پس از به تساوي كشاندن بازي مقابل ملوان، اين بار گل شكست در دقايق تلف شده روييد و سرانجام تيمي كه در دربي سنتي پايتخت سوار ميدان بود سناريوي تلخ بازي‌هاي قبل را تكرار كرد تا ثابت شود از دقيقه 90 به بعد واقعا اتفاقي براي پرسپوليس مي‌افتد.


حالا همه مي‌پرسند علت چيست؟ آيا پرسپوليس از لحاظ بدني مشكل دارد؟ بازيكنان خوب توجيه نمي‌شوند؟ فقط بدشانسي است و علت خاصي ندارد؟ يا ... البته عدم تمركزي كه بازيكنان در مصاحبه‌هايشان مي‌گويند جوابي كليشه‌اي و براي فرار از واقعيت است. با بررسي مسابقاتي كه پرسپوليس در اين چهار هفته انجام داده به نظر مي‌رسد علت اصلي وادادن در دقايق پاياني و تلف شده مربوط به ضعف تاكتيكي، عدم تنوع تاكتيك و تغييرات بعضا اشتباه بوده است. به‌طوري كه اگر تيم نياز به حفظ برتري داشته، تغييرات در جهت حفظ برتري انجام نشده يا اگر مهره‌هايي براي انجام اين وظايف به زمين آمده‌اند خوب توجيه نشده‌اند، آماده نبوده‌اند يا ضعف بدني داشته‌اند. اگر هم هدف بازي كسب سه امتياز بوده تعويض‌ها و جابجايي‌هاي انجام شده در جهتي نبوده كه بتوان به كسب گل برتري اميدوار بود. بدين ترتيب تيم دايي به جاي اينكه به خاطر برخورداري از شرايط بدني مناسب، فشار تماشاگر و بازي در زمين خودي در دقايق پاياني بوي گل بدهد، فقط گل مي‌خورد و امتيازها را يكي يكي از دست مي‌دهد.


نكته
: اين مطلب ساعاتي قبل از بازي با نفت محمودآباد نوشته شد اما در كمال شگفتي شاگردان دايي سناريوي ويژه هفته‌هاي قبل‌شان را دوباره و اين بار در ورزشگاه خالي آزادي اجرا كردند!

* * *
محمد قراگزلو
«ایران ورزشی»
__________________
حاصل عمر بجز مهر علی چون آه است
وقت مرگم به لبم زمزمه آن شـاه است



To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.

Ahmad.taj آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر برای پست مفید ازAhmad.taj تشکر به عمل آورده است:

#26

                      قدیمی 11-01-2010, 06:02 PM
Rainyboy
سرپرست تيم
Rainyboy آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
ارسال ها: 2,349
تشکر: 1,888
تشکر شده 4,160 بار در 1,883 نوشته
Rainyboy is on a distinguished road
پیش فرض پاسخ : بررسی مسایل روز پرسپولیس

نقش جديد و پنهان كاپيتان نيمكت‌نشين در پرسپوليس



كريم باقري دستيار جديد علي دايي!







«چند هفته درخشش، مصدوميت ناگهاني و نيمكت‌نشيني طولاني‌مدت» اين تصوير تكراري از كاپيتان پا به سن گذاشته سرخ‌هاي پايتخت است كه در ذهن عموم اهالي فوتبال حك شده. اين روال از دوران مربيگري افشين قطبي در پرسپوليس آغاز و طي دوران نلو وينگادا و ديگران نيز ادامه داشت. در آن مقطع البته هواداران پرسپوليس به درخشش گاه و بي‌گاه كريم باقري دل خوش كرده بودند و او به رغم سن بالا يك‌تنه سرنوشت چند بازي را رقم مي‌زد. امروز اما از درخشش ناگهاني كريم باقري هم خبري نيست و طول درمان او بيشتر از گذشته زمان مي‌برد. آخرين بار حدود يك ماه و اندي پيش بود كه كريم باقري به عنوان بازيكن ثابت پرسپوليس مقابل شهرداري تبريز به ميدان رفت. او از هفته نهم ليگ برتر به يك نيمكت نشين محض تبديل تبديل شده است. ابتدا عده‌اي دليل نيمكت‌نشيني كريم باقري را در فاصله زماني كوتاهي كه تا داربي بزرگ پايتخت مانده بود جست‌وجو مي‌كردند. حتي وقتي او در بازي خداحافظي‌اش مقابل برزيل تنها چند دقيقه به ميدان رفت عده‌اي ردپاي دايي را در اين ماجرا مي‌ديدند. چه آنكه به‌رغم سن بالاي كريم باقري، دايي به عنوان يك وزنه روحي و تاثيرگذار روي حضور او در دقايق پاياني حساب باز مي‌كرد. اين ترفند البته در چند هفته گذشته موثر نبوده و به ميدان آمدن كريم باقري در آخرين دقايق بازي با پاس و استقلال به قيمت از دست رفتن برتري پرسپوليس تمام شد. مدتي قبل مهرداد ميناوند از سن و سال واقعي كريم باقري پرده برداشت. ميناوند در گفت‌وگو با يك نشريه هفتگي صراحتا اعلام كرد كه كريم باقري 45 ساله است در حالي‌كه پيش از اين گفته مي‌شد او 38 سال بيشتر ندارد. نگاهي به چين و چروك‌هاي صورت كريم باقري مشخص مي‌كند كه گرد پيري بر چهره تنها بازيكن باقي مانده از نسل قديم فوتبال ايران نشسته. آنقدر كه او اكنون در جريان تمرين و مسابقه در مواجهه با بازيكنان جوان پرسپوليس مثل محمد پروين، حميد علي عسگر و عليرضا حقيقي رفتار پدرانه‌اي پيشه مي‌كند.



يك روايت در مورد نيمكت‌نشيني طولاني و سكوت كريم باقري اين است كه او بعد از اتفاقات بازي با شهرداري تبريز و هتاكي تماشاگران تبريزي به صرافت افتاده بود تا پس از پشت سر گذاشتن چند فصل پرفراز و نشيب از فوتبال خداحافظي كند.


اين شايعه با خاموش شدن تلفن همراه كريم باقري و خارج شدن او از دسترس خبرنگاران يك قدم به واقعيت نزديك شد.


صحبت‌هاي خصوصي و درخواست دوستانه علي دايي، پروسه خداحافظي كريم باقري را تا پايان ليگ دهم به تعويق انداخت. با اين حال كريم باقري هنوز هم در تمرينات پرسپوليس نقش پررنگي دارد. او با اينكه كنار دست دايي نيست اما نظراتش در مورد مسائل فني را ارائه مي‌دهد و از روي نيمكت هم نگاه ويژه‌اي به بازيكنان داخل ميدان دارد.




قريب به اتفاق تماشاگراني كه اين روزها در تمرينات پرسپوليس آفتابي مي‌شوند كاپيتان نيمكت‌نشين تيم‌شان را با شمايل جديد مي‌بينند. آقا كريم كه طبق ادعاي مهرداد ميناوند به مرز 45 سالگي رسيده ديگر توان حضور در تمرينات طاقت‌فرساي گروهي را ندارد و اغلب زمان تمرينات را با توصيه‌هاي فني به بازيكنان پرسپوليس مي‌گذراند. كريم باقري كه تا چندي قبل از تمام بازيكنان در زمين تمرين زودتر حاضر مي‌شد و پا به پاي بازيكنان جوان در تمرينات مي‌دويد و مي‌جنگيد اين روزها دست به كمر مي‌ايستد و هرازگاهي با دايي پچ پچ مي‌كند. بعد از بازگشت مهدي تارتار به راه‌آهن، بحث انتخاب دستيار جديد براي دايي مطرح شد اما با گذشت چند روز خبر تازه‌اي از دل باشگاه پرسپوليس به بيرون درز پيدا نكرد. اين در حالي است كه نام دوستان قديمي دايي مثل يحيي گل‌محمدي و محمد احمد‌زاده در فهرست مربياني كه قرار بود جانشين مهدي تارتار شوند به چشم مي‌خورد. نزديكان باشگاه پرسپوليس خبر مي‌دهند پس از نشست سه‌جانبه دايي، كاشاني و كريم باقري بحث انتخاب دستيار جديد به كلي بسته شد و طبق قرار و مداري كه در اين نشست گذاشته شد، كريم باقري قبول كرد در سكوت خبري و بدون حكم رسمي، دستياري دايي را تا پايان فصل جاري بپذيرد. كما اينكه مشاهدات عيني يك تماشاگر عادي هم اين موضوع را تاييد مي‌كند و توصيه‌هاي فني كريم باقري و حرف شنوي بازيكنان پرسپوليس به اين شايعه قوي دامن مي‌زند.




كريم باقري قبلا در پاسخ به خبرنگاران كنجكاوي كه دلمشغولي او پس از پايان دوران بازيگري را جست‌وجو مي‌كردند صراحتا گفته بود علاقه چنداني به حرفه مربيگري ندارد و قصد دارد پس از دو دهه پر فراز و نشيب در كنار خانواده‌اش روزگار بگذراند. با اين حال اگر كريم باقري در تصميم قبلي‌اش تجديد نظر كرده باشد، شروع كار مربيگري‌اش آن هم با دستياري علي دايي چهره اسطوره‌اي او نزد اهالي فوتبال را خدشه‌دار مي‌كند. شايد براي كريم باقري كه اين روزها آرام آرام علاقه‌اش به حرفه مربيگري را بروز مي‌دهد، بهتر باشد كه مثل علي دايي بدون پشت سرگذاشتن يك پروسه طولاني‌مدت و پذيرفتن پست نازل دستياري، وارد عالم مربيگري شود. از سوي ديگر كريم باقري به واسطه رابطه دوستانه‌اش با حبيب كاشاني و حضور در محافل دوستانه و نشست‌هاي رسمي باشگاه پرسپوليس به مرد مورد وثوق سرپرست موقت باشگاه براي در دست گرفتن يكي از پست‌هاي كليدي تبديل شده است. چنان‌كه با توصيه‌هاي مكرر كاشاني به‌عنوان يكي از اعضاي هيات رئيسه فدراسيون فوتبال، كريم باقري به عنوان عضو كميته فني فدراسيون فوتبال مشغول به كار شد. از گوشه و كنار خبر مي‌رسد اگر در انتخابات مجمع فدراسيون فوتبال كه حدود يك‌سال ديگر برگزار مي‌شود، اصلاحات مد نظر مديران ارشد دستگاه ورزش به سرانجام برسد و مسند رياست فدراسيون فوتبال به حبيب كاشاني برسد، يكي از پست‌هاي كليدي باشگاه پرسپوليس يا فدراسيون فوتبال براي كريم باقري كنار گذاشته مي‌شود. حبيب كاشاني در آخرين اظهار نظر رسمي‌اش گفته كه كريم باقري بايد مديرعامل باشگاه پرسپوليس شود.
__________________

Rainyboy آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

#27

                      قدیمی 11-01-2010, 06:13 PM
Rainyboy
سرپرست تيم
Rainyboy آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
ارسال ها: 2,349
تشکر: 1,888
تشکر شده 4,160 بار در 1,883 نوشته
Rainyboy is on a distinguished road
پیش فرض پاسخ : بررسی مسایل روز پرسپولیس

پيراهني كه هويت نمي‌سازد


اولين پرسپوليس مشكي تاريخ




هر تابستان پیش از آغاز فصل جديد فوتبال، تیم‌های بزرگ لیگ‌های اروپايی پیراهن تازه خود را در مراسمی خاص رونمايی می‌کنند و طراحی پیراهن، به نوعی هویت تیم پرطرفدار را به تصوير مي‌كشد. مثلا پیراهنی که منچستریونایتد در فصل گذشته لیگ انگلستان و اروپا به تن کرد، به مناسبت100ساله شدن این باشگاه، شبیه طرح کلی پیراهن این تیم در 100 سال پیش طراحي شده بود. در واقع هویت دیروز و امروز یونایتد را می‌شد در طرح پیراهن تازه اين تيم ديد. اين نگاه در ميان تيم‌هاي ايراني تا چه اندازه صدق مي‌كند و آيا مي‌توان پيراهن يك تيم ايراني را بخشي از هويت آن باشگاه تلقي كرد؟


9 سال از برگزاري ليگ برتر گذشته و ليگ دهم هم رفته‌رفته به نيمه‌ راه نزديك مي‌شود. شايد اگر در سال‌هاي ابتدايي ليگ‌برتر تيم‌هاي ليگي براي هر بازي‌ يك لباس به تن مي‌كردند خيلي عجيب نبود اما با گذشت 10 سال هنوز هم مديران بعضا غيرفوتبالي تيم‌هاي ليگ برتري به مناسبت‌هاي مختلف براي تيم‌هايشان لباس‌هاي جديدي سفارش مي‌دهند و فكر مي‌كنند اين طور تيم‌شان جذاب‌تر به نظر مي‌رسد! دم‌دستي ‌ترين مثال بازي‌هاي رودرروي استقلال و پرسپوليس است.


كمتر پيش آمده كه بازيكنان استقلال و پرسپوليس در ديدارهاي رودررو لباس‌هايي بپوشند كه پيش از آن در ديگر ديدارهاي ليگ هم استفاده ‌كرده اند. هيچ‌كس به ياد نمي‌آورد كه منچستريونايتد در بازي با بلكبرن از يك پيراهن استفاده كند و در بازي با منچسترسيتي و براي خوش‌آمد هواداران، لباس جديد ديگري را به تن كنند؛ چون براي آنها لباس‌ها سمبل و نماد باشگاه‌شان محسوب مي‌شوند. آنها پس از معارفه پيراهن‌هاي هرفصل‌شان نمونه‌اي از آن را در اختيار فدراسيون فوتبال كشورشان قرار مي‌دهند و اگر باشگاهي در طول فصل لباسش را بي‌دليل عوض كند، قطعا با جريمه‌هاي تعيين‌ شده‌اي مواجه خواهد شد اما در اينجا عزيز محمدي، رئيس سازمان ليگ رسما اعلام مي‌كند اين تغيير ظاهر پيراهن‌ها از نظر او مشكلي ندارد و هيچ‌ ايرادي ندارد كه تيمي مثل پرسپوليس ناگهان هوس كند كه در يكي از بازي‌هايش پيراهن مشكي به تن كند و وارد ميدان شود: «باشگاه‌ها فقط رنگ پيراهن اول، دوم و سوم‌شان را به ما اعلام مي‌كنند و طراحي اين لباس‌ها اهميتي ندارد. مثلا ديديد كه پرسپوليس در بازي با استقلال لباسش راه راه پوشيد. درباره بازي با استيل‌آذين هم بايد بگويم درست است كه پيراهن دوم پرسپوليسي‌ها سفيد است اما باشگاه‌ها مختارند در صورت هم‌رنگ بودن پيراهن اول‌شان با تيم ميزبان، به دلخواه از پيراهن دوم يا سوم‌شان استفاده كنند و محدوديتي براي آنها وجود ندارد.»


اين درحالي است كه سازمان ليگ به راحتي مي‌تواند با وضع قوانين تازه‌اي باشگاه‌ها را مجبور كرد كه با پيراهن‌هاي يكسان از ابتدا تا انتهاي مسابقه‌ها حضور داشته باشند، به اين دليل كه در همه‌جاي دنيا لباس و پيراهن يك تيم سمبل و نماد باشگاه‌ها محسوب مي‌شوند. نمادي كه بعضي وقت‌ها حتي مهم‌تر از لوگوي باشگاه هم به حساب مي‌آيد. شايد با اعمال اين قانون ليگ‌برتر ما هم حرفه‌اي‌تر به نظر برسد.
__________________

Rainyboy آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

#28

                      قدیمی 11-06-2010, 07:25 AM
zamara
ریش سفید انجمن
zamara آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2008
نام حقیقی: اسماعيل
سن: 52
محل سکونت: مشهد
ارسال ها: 13,608
تشکر: 24,710
تشکر شده 25,976 بار در 8,947 نوشته
بازیکن مورد علاقه: علی کریمی
مربی مورد علاقه: هیچکس
حالت من:
Mehraboon
zamara will become famous soon enough
پیش فرض پاسخ : بررسی مسایل روز پرسپولیس


توصيه ات به قطبي را فراموش کردي حاج حبيب؟

ماجراي کاپيتان بي خانمان و رفتار دوگانه دايي!

«معاوضه با حسن اشجاري در پايان نيم فصل اول»
اين آخرين شايعه تکذيب شده اي است که در مورد آينده مبهم شيث رضايي در برخي محافل فوتبالي مطرح شده و حتي با واکنشهاي مثبتي نيز از سوي مدافع استيل آذين و بازيکن مورد علاقه علي دايي همراه شده است.
حالا بيش از هر زمان ديگري روشن مي شود که علي دايي براي شيث آينده اي در پرسپوليس خودش متصور نيست و تمام تلاشش را به کار گرفته تا از رهگذر نخواستن او، بالاترين سود را به دست بياورد.
واقعاً چه کسي مي توانست تصور کند سرنوشت کاپيتان پرسپوليس در ليگ دهم، چنين سر و شکل پر ابهام و نامعلومي به خودش بگيرد؟

موضوع حواشي پيش آمده براي شيث رضايي، از چند منظر قابل بررسي است.
آنچه در نگاه اول به ذهن متبادر مي شود، اين است که اين بازيکن پرسپوليس سابقه جنجال آفريني هاي زيادي در کارنامه اش دارد و اصولاً به خاطر يکي از همين دردسرها بود که مجبور شد قهرماني تيمش در ليگ هفتم را از روي سکوها جشن بگيرد.
به اين ترتيب، شيث بازيکني مستعد در زمينه حاشيه سازي لقب مي گيرد که رفتار «چکشي» کادر فني کنوني با او نيز موجه قلمداد خواهد شد. اما اين، همه ماجرا نيست. در اينکه فرهنگ بسياري از بازيکنان ما از اساس ايراد دارد، شکي نيست، اما از ياد نبريم در اغلب موارد يک مربي کاردان و با درايت مي تواند مهار ستاره سرکش تيمش را به دست بگيرد و او را در مسير منافع مجموعه به حرکت در بياورد.
ايراد بزرگ مربيان ما آن است که از ربع قرن کار توأم با افتخار الکس فرگوسن با استارهاي ريز و درشت تاريخ منچستر يونايتد، تنها از همان لحظاتي الگو گرفته اند که مرد اسکاتلندي در اوج خشم، با لنگه کفش به صورت بکام کوبيد! اين طرز تفکر مسموم و سطحي نگر، ديگر کاري به اين ندارد که «فرگي» در همه اين سالها از عصيانگرهايي نظير کانتونا و روني، چه سربازان کارآمدي ساخت و چگونه توانست خشم، هيجان و احساسات آنها را مديريت کند. نتيجه هم اين است که به محض وقوع کوچکترين اختلافي، ستاره ها طي يک شاهکار فرگوسن وار به سمت درهاي خروجي هدايت مي شوند يا اگر زور کادر فني نرسد، با معجوني از غضب و بي تفاوتي، مسير زوال در پيش مي گيرند.
راستي کسي به اين فکر کرده که چرا عمر مفيد بسياري از ستاره هاي معاصر فوتبال ما از علي کريمي تا نيکبخت واحدي اين قدر کوتاه بوده است؟

دوست داريم از علي دايي بپرسيم او در ماجراي اخراج شيث، به خودش چه نمره اي مي دهد؟
حالا سرمربي پرسپوليس خيلي خوشحال است که دو بازي پس از اخراج مدافع سرشناس تيمش، سرخپوشان دو پيروزي ارزشمند به دست آورده اند و از آن مهمتر، دروازه شان را هم بسته نگه داشته اند، اما آيا اين همه فراز و نشيب رفتاري براي آينده حرفه اي دايي- که در ابتداي مسير پرپيچ وخم مربيگري به سر مي برد- خطرناک نيست؟
چگونه سرمربي قرمزها رضايي را به خاطر اشتباهش در مهار نکردن مجيدي تنها در يک صحنه، چنين مورد خشم قرار مي دهد، اما 90 دقيقه بعدتر، در تفسير پنالتي سوخته اميرحسين فشنگچي در برابر ذوب آهن، از تعبير نادر «فداي سرش» استفاده مي کند؟
آيا غير از اين است که تمام تفاوت اين دو بازيکن خاطي آن بود که از بدشانسي شيث، پرسپوليس داربي را باخت، اما از خوش اقبالي فشنگچي، ذوب را شکست داد؟
پس چرا بايد رفتار دايي با اين دو مورد بسيار شبيه به هم، اين قدر متفاوت باشد؟ ممکن است سرمربي پرسپوليس از چاشني تخلفات انضباطي شيث در توجيه اين دوگانگي و تبعيض رفتاري سود ببرد، اما اين نيز چيزي بيشتر از «عذر بدتر از گناه» نخواهد بود؛
چه اينکه بلافاصله اين پرسش جديد متولد مي شود که «پس چرا بازوبند کاپيتاني تيمت را روي دست او بستي»؟ دايي که چهار سال قبل در ليگ سابقه درگيري با شيث را داشت و در همين فصل جاري در مقطعي او را روي سکوها نشاند، نمي تواند مدعي باشد که رضايي را نمي شناخته و به اين ترتيب هيچ توجيهي براي انتخاب وي به عنوان «سرگروه» از جانب شهريار نمي تواند وجود داشته باشد.

اما سخن ديگري هم هست، اين بار با آقاي حاج حبيب کاشاني معلم ساده و بي پيرايش مدرسه!
حاجي شما که دو ماه قبل در کنفرانس مطبوعاتي ات به صراحت مدعي بوده که شيث عوض شده و بارها آشکارا از قطبي خواستي او را به تيم ملي دعوت کند، آيا نسخه هاي مديريتي شما فقط براي ديگران شفابخش است؟ راستي آقاي کاشاني، شما مي داني «عالم بي عمل» به چه ماند؟!
__________________

To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.
توجه به
To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.
و رعایت آنها نشانگر شخصیت خوب شماست.
با ورزش ، سلامتی و نشاط و زیبایی خود را حفظ كنید


*********************

پرسپولیس بی همتاست
پرسپولیس بی پرواست
پرسپولیس خون در رگهاست
پرسپولیس همیشه محبوب دلهاست
zamara آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

#29

                      قدیمی 11-09-2010, 05:12 AM
zamara
ریش سفید انجمن
zamara آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2008
نام حقیقی: اسماعيل
سن: 52
محل سکونت: مشهد
ارسال ها: 13,608
تشکر: 24,710
تشکر شده 25,976 بار در 8,947 نوشته
بازیکن مورد علاقه: علی کریمی
مربی مورد علاقه: هیچکس
حالت من:
Mehraboon
zamara will become famous soon enough
پیش فرض پاسخ : بررسی مسایل روز پرسپولیس


روزهايي که «قانون» بي حيثيت شده است!

با دوختن دهان دايي مشکلات حل مي شود؟


1 ) اشتباه هاي داوري در ليگ برتر فوتبال ايران همچنان قرباني مي گيرد؛ حتي بدون آنکه مسابقه اي برگزار شود! ماجرا اين است که علي دايي هم پس از اعتراض به وضعيت داوريهاي ليگ، به سرنوشت عباس مرادي دچار و از سوي فدراسيون فوتبال «ممنوع المصاحبه» شد.
به سکوت فرا خواندن اجباري علي دايي نيز پس از اعتراض کاملاً طبيعي اش به مشکلات داوري در مسابقات اخير پرسپوليس، از تاکتيکهاي سختگيرانه مجموعه است که با انواع سلاحها، از منشور به اصطلاح اخلاقي گرفته تا هيأت بررسي تخلفات حرفه اي و از احکام سنگين جزايي در کميته انضباطي گرفته تا توپ و تشر و تهديد به مهار معترضانش مي پرداخته است.
بله آقايان؛ اصلاً به فرض که دهان دايي را هم مثل بقيه دوختيد. آيا مشکلي حل خواهد شد؟

2 ) اينکه از نظر رياضي، احتمال تصادفي بودن اشتباه هاي پي در پي داوري- بويژه گرفتن دو پنالتي «خنده دار» در مسابقه با ملوان و نفت- عليه تيمي که سرمربي اش منتقدترين چهره فدراسيون محسوب مي شود، چند در صداست خودش يک بحث مفصل و مجزاست.
با اين حال اشتباه هر طوري که واقع شده باشد، بايد به طرف متضرر حق داد لب به شکايتي باز کند و از پايمال شدن حقوقش بگويد.
اعتراض به اشتباه هاي داوري هم اتفاقاً از آن دست رخدادهايي است که در سراسر جهان وجود دارد و مي توان به راحتي از بين کنفرانسهاي مطبوعاتي برگزار شده در پايان ديدارهاي هر هفته مهمترين ليگهاي اروپا هم ده ها نمونه از اين دست واکنشها را پيدا کرد.
نه اصلاً؛ چرا اروپا گردي؟ کافي است آقايان تنها سخنراني هاي جناب خوزه مورينيو را در پايان هر کدام از مسابقات رئال مادريد پيگيري کنند تا با انواع و اقسام اعتراضها به نحوه داوري ها آشنا شوند.

3 ) چه امثال علي دايي و عباس مرادي حرف بزنند و چه حرف نزنند، فوتبال ما در جنگش با بزرگترين معضل اين روزها- داوري- يک راه بيشتر پيش رو ندارد؛ اينکه ابتدا قدرت رقيب گردن کلفتش را به رسميت بشناسد و قبول کند که غول اشتباه هاي داوري- از جمله عمدي يا سهوي- هر روز جان بيشتري مي گيرد و دوم آنکه با درايت و تيزبيني به مهارکردن آن بپردازند.

مسؤولان کميته داوران فدراسيون فوتبال بايد قبول کنند به جز توجيه و تفسير، راه هاي ديگري هم براي عبور از اين بحران وجود دارد؟
از جمله چينش دقيق تر داوران در مسابقات، تنبيه قاضيان متخلف، موشکافي در يافتن سوتهاي مشکوک احتمالي، برگزاري کلاسهاي آموزشي با کيفيت بالا و البته قائل شدن حق نقد و اعتراض براي قربانيان.
وقتي عمده گلايه هاي کساني که از ناحيه سوتها و پرچمهاي خطا متضرر شده اند، با سد «بي تفاوتي» روبه رو مي شود و دوستان دست اندرکار حتي خيلي جاها غلط هاي از روز روشن تر خودشان را گردن نمي گيرند، نتيجه اش همين فضاي خشم و عصبيت سراسري است که اکنون بر ليگ ما سايه افکنده و وقايع را طوري رقم مي زند که اهالي فوتبال، يک به يک با محروميت و محکوميت مواجه مي شوند.

4 ) اما حرف ديگري هم هست. آيا دوستان عزيزي که ديروز علي دايي را ممنوع المصاحبه کردند، قدرت به اجرا درآوردن اين حکم را دارند؟
به روايت روشن تر، از فردا تا قبل از آنکه «اطلاع ثانوي» کميته انضباطي ابلاغ شود، هر يک کلمه اي که در ارتباط با فوتبال از زبان علي دايي در رسانه ها منتشر شود، پتک محکمي خواهد بود بر اعتبار فدراسيون فوتبال؛ مجموعه اي که متأسفانه طي سالهاي اخير آنقدر غيرکارشناسي، بند و ماده و تبصره به تصويب رساند و حکم کرد که ارزش و شأن مفهوم والاي «قانون» در اين فوتبال از ميان رفت.
يک روز براي پرداختهاي باشگاهي سقف قرارداد تعيين کردند و همه را عادت دادند به رد و بدل کردن زير ميزي هاي کار گشا و روزي ديگر هم افزايش قيمت بليت ورزشگاه ها را مقرر کردند تا هيچ شهري زير بار نرود و در تهران هم پس از چند هفته، شرايط به شکل قبلي برگردد!
حالا هم دوستان با همين رويه ممنوع المصاحبه شدن آدمي را «قانون» کرده اند که خودشان خوب مي دانند کسي نمي تواند جلوي زبان گزنده اش را به اين راحتي ها بگيرد.
------------------------
رسول بهروش
__________________

To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.
توجه به
To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.
و رعایت آنها نشانگر شخصیت خوب شماست.
با ورزش ، سلامتی و نشاط و زیبایی خود را حفظ كنید


*********************

پرسپولیس بی همتاست
پرسپولیس بی پرواست
پرسپولیس خون در رگهاست
پرسپولیس همیشه محبوب دلهاست
zamara آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

#30

                      قدیمی 11-14-2010, 08:30 AM
zamara
ریش سفید انجمن
zamara آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2008
نام حقیقی: اسماعيل
سن: 52
محل سکونت: مشهد
ارسال ها: 13,608
تشکر: 24,710
تشکر شده 25,976 بار در 8,947 نوشته
بازیکن مورد علاقه: علی کریمی
مربی مورد علاقه: هیچکس
حالت من:
Mehraboon
zamara will become famous soon enough
Exclamation درس گوانجو براي پرسپوليس



درس گوآنجو براي پرسپوليس

افتتاحيه بازيهاي گو آنجو با حاشيه زشت براي ايران آغاز شد كشور چين كه يكي از نزديك ترين كشورها به كشور ما در طي سالهاي اخير بوده و بخاطر اين نزديكي بخش بزرگي از بازار كالا و حجم قرار دادهاي تجاري ما را نصيب خود كرده است بار ديگر قصه ” نمك خوردن و نمكدان شكستن ” را اجرا كرد و در مراسم افتتاحيه از وا‍‍‍‍‍‍‍‍ژه ع = ر = ب= ي بعنوان پسوند در جلوي كلمه خليج بهره گرفت و آن را بجاي نام پر افتخار خليج پارس استفاده كردند و باعث شدند كه كاروان اعزامي ما مراسم را ترك كند كه پس از چند دقيقه با عذر خواهي رسمي چيني ها به مراسم بازگشتند .

اما خود اين حادثه مي تواند درسي براي ما باشد كه خواسته يا ناخواسته با اسمها و عنوانها و واژ ه ها خود سر جنگ داشتيم خوب بخاطر داريم روزگاري به شهر پهلوان پرور ” كرمانشاه ” باختران مي گفتند در حاليكه اين اسم هيچ ارتباطي به رژيم سلطنت نداشته است همين قصه را در بسياري از مسائل استفاده كرديم و با هر چه كه نمادي به زعم خودمان استعماري داشت مبارزه كرديم خوب خاطر داريم در اول انقلاب نام تيم تاج را به استقلال تغيير داديم و به نوعي اعلام كرديم كه تيم تاج تيم حكومت بوده است در حاليكه چنين چيزي به هيچ عنوان صحت نداشت و تيم تاج سابق و استقلال فعلي به همان اندازه مردمي و عاشق در ميان اقشار مختلف و خصوصا كم در آمد داشت كه مثلا تيم پرسپوليس و ملوان و نفت آبادان و … داشتند ولي با تغيير نام اين تيم از ” تاج ” به استقلال و گرفتن امكانات اين باشگاه به نوعي خواستيم آن را مردمي كنيم!! در حاليكه واژه ” تاج ” به هيچ عنوان مختص سلطنت نيست و همين امروز شاهديم كه به كاكل خروس ” تاج ” خروس و نه استقلال خروس و به ” تاج ” گل همان واژه خود گفته و خبري از ” استقلال ” گل نيست و حتي به مهدي تاج نايب رئيس فدراسيون فوتبال كسي مهدي استقلال نگفته است اما اين مسئله عنوان شد و جا افتاد و هيچ كسي اعتراض نكرد در حاليكه در جامعه به وفور نامهائي چون تاجبخش و تاج آبادي و تاج زاده … استفاده مي شود چند سالي است كه اين قصه در مورد پرسپوليس هم صدق مي كند پرسپوليس كه يك واژه ايراني است را با اصرار سعي دارند كه تبديل به ” پيروزي ” بكنند و در اين كار اغراق هم مي شود و بخوبي شاهديم كه گزارشگر جوان تلويزيون بخاطر تثبيت موقعيت شغلي و پذيرفته شدنش بعنوان يك چهره در سيما به اصرار در بازي پرسپوليس و نفت تهران بارها از واژه ” پيروزي ” و حتي گاهي مواقع به عناد استفاده مي كرد در حاليكه ديگر همكاران با تجربه اش كمتر اين كار را انجام مي دهند و از سوئي همه مي دانند اين تيم از اول به نام پرسپوليس بوده و پرسپوليس هم چون تاج يك نماد ايراني است و دليلي ندارد با واژه بي مسماي ” پيروزي ” از آن ياد شود و تيترهاي خنده داري چون” پيروزي باخت” و ” پيروزي مساوي كرد ” در جرايد خوانده و در رسانه هاي شنيداري شنيده و در نوع ديداري ببينيم اين روزها صحبت از خليج پارس به شدت چون يك بحث ملي است و بايد هم باشد و سخن از حفظ واژه هاي ملي و ارزشهاي ملي به شدت رواج دارد اين روزها صداها بالا مي رود وقتي كه مولانا را متعلق به كشور تركيه خوانده و بوعلي سينا و زكريا رازي و جوزاني … را عرب مي خوانند قصه امپراتور كوروش كبير به شدت در ميان مردم ما بعنوان يك بحث ملي مطرح است و همه اين اتفاقها نشان مي دهد كه اين درد را به تمامي حس كرديم كه دور كردن ما از هويت ملي هيچ دردي را درمان نمي كند كه هيچ بلكه درد بزرگي را مي افزايد پس بجا است كه از همين امروز خود زني ها را از ياد ببريم و از ارتباط دادن مسائل غير مرتبط به هم بپرهيزيم و در اولين قدم بيائيم و براي هميشه قصه پرسپوليس را تثبيت كنيم و براي هميشه بيانديشم كه كلمه پرسپوليس يك واژه ملي است و به قول شاعر من و تو خم نه درهم نه كم هم نه كه مي بايد با هم باشيم را اجرا كنيم حركت زشت چيني ها در افتتاحيه گوانگجو بايد زنگ هشداري براي ما باشد كه به واژه هاي ملي خود اهميت بيشتري دهيم و بيانديشيم كه تبديل نام پرسپوليس به پيروزي تنها دودش به چشم خود مان مي رود و همان طوري كه چيني ها حساسيت به نامهاي تايوان و هنگ كنگ دارند ما هم بايد به نامهاي خود عميقا احترام بگذاريم و اين گونه نباشد كه تبديل واژه ايراني پرسپوليس به پيروزي براي گزارشگر تازه كاري بعنوان پلي براي ترقي استفاده شود ! و يا مهمان سرشناس ايراني تلويزيون دوبي در ميان بازي ايران و برزيل روزه سكوت در قبال تكرار واژه خليج ع=ر= ب= ي مجري بگيرد بيائيم از اتفاق گوانگجو درس بگيريم و براي قدم اول براي هميشه قصه تبديل پرسپوليس به پيروزي را از ياد ببريم
__________________

To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.
توجه به
To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.
و رعایت آنها نشانگر شخصیت خوب شماست.
با ورزش ، سلامتی و نشاط و زیبایی خود را حفظ كنید


*********************

پرسپولیس بی همتاست
پرسپولیس بی پرواست
پرسپولیس خون در رگهاست
پرسپولیس همیشه محبوب دلهاست
zamara آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 نفر از این پست تشکر کرده اند :
پاسخ

کاربران تگ شده
""جادوگر"", *sohrab*, 6 تایی ها, A S Roma, A.R.Perspolisi, A.t.i, afabet, afshini, agha, Ahmad.taj, Aida_red, alaya, Ali TiFo30, alidadkhah, AlirezaaR, AM1NR3Z4, Amir_onlyperspolis, AnGeLiNa, Arjang, armond, ArtesheSorkh, ASAL, Ati/red, AYLAR, AYT@K

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 05:14 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

انجمن هواداران پرسپولیس توسط سرور مجازی گروه کامپایلر هاست و میزبانی میشود
vBulletin Optimisation by vB Optimise (Reduced on this page: MySQL 0%).