نویسنده : ارتش سرخ
-
نظرات : 0 اظهار نظر
-
10 سال پیش
دایی: مرا به خاطر پوشیدن شلوار جین رد کردند/علی کریمی را دوست دارم
ارتش سرخ دات کام :
کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران گفت: هیچ وقت با علی کریمی اختلاف نداشتم و شاید او از من خوشش نمی آید چون کریمی را به عنوان فردی که توانسته مردم را خوشحال کند دوست داشته و دارم.
برنامه نود در این هفته به مناسبت 14 بهمن سالروز تولد علی دایی و قرار گرفتن او بین 48 اسطوره فوتبال دنیا توسط فیفا به سراغ کاپیتان پیشین تیم ملی رفت. عادل فردوسی پور در این برنامه به مصاحبه ای تفصیلی در خصوص موضوعات مختلف پرداخت که در چهار قسمت پخش شد. مشروح این مصاحبه را در زیر از نظر می گذرانید:
* درس و دانشگاه مسیر زندگی مرا عوض کرد و اگر در تهران قبول نمی شدم، علی دایی فعلی نبودم. من در سال های 66 و 67 دو بار در دانشگاه شریف قبول شدم؛ بار اول در رشته عمران قبول شدم، اما چون شلوار جین می پوشیدم، ردم کردند، اما سال بعد از آن دوباره قبول شدم. من سال آخر تحصیلم بود که با تیم متالورژی دانشگاه شریف به مصاف تیم مکانیکی رفتیم که جلال بشرزاد دروازه بان آن بود. بچه های تیم متالورژی با سایر واحدهای دانشگاه فرق داشتند، چون ما خشن تر از سایر گروه ها بودیم.
* من سه سال و نیم در خوابگاه زندگی کردم. مطمئن باشید اتفاقی نمی توان موفق شد و باید زحمت کشید. من شب ها درس می خواندم و فقط یک درس را افتادم که آن هم در ترم اول بود. من هم کار می کردم و هم درس می خواندم. من در کار تولید پوشاک بودم و شریک هم داشتم.
* پدرم خیلی دوست داشت مهندس شوم و به خاطر او مهندس شدم. پدرم از دوران کودکی روی من حساس بود. مادرم به من کمک کرد تا فوتبالیست شوم، چون حاجی مخالف بود. ما تابستان ها کار می کردیم و خرج یک سال مان را در می آوردیم. خدا را شکر می کنم جوری تربیت شدیم که پدرم دوست داشت. من مدیون پدر و مادرم هستم. حس می کنم الان هم پدرم دعایم می کند.
* محمد، برادر بزرگ من در استقلال اردبیل بود و من هم به این تیم رفتم. آن زمان من روی کری خوانی حساس نبودم. من هم یک سال پس از بازی در جوانان اردبیل به تیم استقلال اردبیل رفتم. پست من در آن زمان دفاع راست بود. جابر نعمتی، مربی آن زمان من بود و در یک بازی که مهاجم تیم مان نبود مرا به جلو برد و گل زدم. از آن پس همیشه به عنوان فوروارد بازی کردم.
* پاره شدن طحالم در بازی با بحرین در هیروشیما تلخ ترین خاطره ورزشی ام بود. 20 دقیقه به پایان بازی مانده بود. آن 20 دقیقه شاید 200 سال برایم طول کشید تا تمام شود. اولش فکر می کردم یک ضربه ای است که می آید و می رود، اما بعد متوجه شدم داستان چیز دیگری است. پس از بازی در رختکن بیهوش شدم و به بیمارستان رفتم. به یک مدیر که تلفن همراه داشت گفتم «اگر می شود تلفن همراه تان را بدهید تا به خانواده ام در ایران بگویم زنده ام». او دو بار با تلفنش تماس گرفت و گفت تلفن خانه تان اِشغال است و رفت. پس از آن امیر عابدینی آمد و یک تلفن در اختیارم قرار داد که با خانه تماس گرفتم و خیالم راحت شد. برای این اتفاق مادرم یک هفته برایم روزه گرفت. باید بگویم که عابدینی خیلی برایم زحمت کشید. شاید مردم باور نکنند چون رقابت های آسیایی تمام شد ما باید خودمان هزینه های بیمارستان را می دادیم. من موقع ترخیص مجبور شدم با لباس کیمونو از بیمارستان خارج شوم. باید یک هفته در هیروشیما می ماندم تا درمانم کامل می شد. من با سرم و کیمونو از بیمارستان بیرون آمدم.
* داستان تصادفم عجیب بود. سرما خورده بودم و تصمیم گرفتم با ماشین خودم از اصفهان به تهران بیایم. پنج دقیقه قبل از تصادف محمد گفت «بگذار من رانندگی کنم» که من به او گفتم «بذار فعلاً من رانندگی کنم». در آن زمان شربت خورده بودم که خواب آور بود و ناگهان خوابم برد. پیش از آن حادثه طرز تفکرم نسبت به زندگی به شکل دیگری بود. وقتی در بیمارستان دخترم حضور پیدا کرد از خدا خواستم حالا حالاها مرگ را سراغم نفرستد. پس از تصادفم فهمیدم آدم برای خودش زندگی نمی کند و برای کسانی دیگر زندگی می کند که دوستش دارند.
* خدا ناصرخان حجازی را بیامرزد. او خیلی برایم زحمت کشید. وقتی به تیم تجارت رفتم در زمین دانشگاه تهران در امیرآباد شمالی تمرین می کردیم. او نیم ساعت بیشتر می ماند و با من اختصاصی تمرین می کرد. ناصرخان خیلی به من لطف داشت.
* وقتی شما در یکی از برنامه های نود فیلمی را پخش کردید که پلیورم را در شلوارم کرده و با یک دسته گل به دیدار ناصرخان رفتم، خانمم می گفت اگر آن موقع خواستگاری من می آمدی جواب رد می شنیدی! در آن روز هوا سرد بود و به همین خاطر پلیورم را داخل شلوارم کرده بودم.
* سه سال با بایرن مونیخ قرارداد داشتم که هرتابرلین پیشنهادی به من داد که رقمش سه برابر قراردادم با بایرن مونیخ بود. خدا را شکر می کنم در لیگ قهرمانان همراه با هرتابرلین خوب کار کردم. هیچ زمان فکر نمی کردم یک روز در تیم ملی فوتبال ایران بازی کرده و به فوتبال اروپا برسم.
* در بازی فینال لیگ قهرمانان اروپا بین بایرن مونیخ و منچستر یونایتد ما خودمان را برای قهرمانی آماده کرده بودیم، اما روی دو کرنر دو گل خوردیم و باختیم. ما خیلی بهتر از منچستر بازی کردیم. من هم خودم را برای جشن قهرمانی آماده کرده بودم، اما در نهایت باختیم. پاداش قهرمانی در لیگ اروپا 300 هزار مارک بود که در یک دقیقه پرید!
* در زمان حضور در بایرن هرگز بحث تبعیض گذاشتن بین بازیکنان را ندیدم. من در بایرن فیکس هم بازی کردم.کارستن یانکر در یکی از تمرینات بایرن مرا زد و انگشتم شکست. اوتمار هیتسفلد به دکترها گفته بود که او را باید به بازی های تیم برسانید، اما من تمرینات را رها کردم و 20 روز با تیم ملی بودم.
* گابور کرالی به ما می گفت از روز اول که فوتبالم را شروع کردم تا روزی که از فوتبال خداحافظی کنم چنین مدلی از شلوار را می پوشم. او دروازه بان خوبی بود و هنوز هم در تیم ملی مجارستان بازی می کند.
* سبیلم را وقتی در هرتا بودم زدم. آن زمان سبیل مد بود، اما الان به ندرت سبیل می بینیم. ما اردبیلی هستیم و براساس مد جلو می رویم. در آن زمان در بوندس لیگا جز من و کریم باقری هیچ بازیکنی سبیل نداشت. وقتی عکس های قدیمی ام را می بینم متوجه می شوم همه چیز خیلی عوض شده است.
* من زبان آلمانی را تا حدودی یاد گرفتم نا آنجا که کارهایم را خودم انجام می دادم، البته کمی هم انگلیسی بلد بودم. این موضوع خیلی مهم بود. اگر برخی از دوستان فوتبالیست من زبان می دانستند مطمئناً موفق تر می شدند. مطمئنم فوتبالیست های بهتری از من هم بودند، اما شاید من چیزهایی داشتم که آنها نداشتند. به عنوان مثال تلاش و کوشش من بیشتر از آنها بود. من در آلمان هیچ وقت 11 شب به بعد را نمی دیدم. در دوران فوتبالم همبازیان خوبی داشتم که بدون آنها آقای گل جهان نمی شدم. خداداد، مهدوی کیا،کریمی و کریم باقری گذشت کردند تا من به این رکورد برسم. من این رکورد را برای خودم نمی دانم. این رکورد برای ایران است. هر رکوردی برای بهبود بخشیدن است و یک روزی هم یکی رکورد مرا می زند.
* در عرصه ملی بازی های خوبی انجام دادیم، اما فکر می کنم بازی با کره جنوبی، آمریکا و استرالیا جزو مسابقات خاطره انگیز من است که مردم همیشه از آن به نیکی یاد می کنند. پا س هایی را که به خداداد مقابل استرالیا و به مهدوی کیا مقابل آمریکا دادم، خیلی دوست دارم.
* علی دایی در مورد ضربه برگردانی که در نهایت منجر به حذف ایران برابر کره جنوبی شد گفت: آنطور که می گویند هم نبود و خیلی حرکاتم باعث نجات تیم شد. این اتفاقات هم ممکن است رخ دهد.
* وی در مورد رفتار حرفه ای بازیکنان و مقایسه آن با زمانی که خودش فوتبال بازی می کرد، اظهار داشت: فوتبال یک شکل کوچک جامعه است. تمام اتفاقاتی که در جامعه می افتد در فوتبال هم می افتد و فوتبال چون مخاطب دارد و همه روی آن زوم هستند کوچکترین اتفاق سوژه می شود. شاید خیلی کارها که برای بعضی ها بد نباشد ما باید مراقب باشیم که انجام ندهیم.
* مهاجم سابق تیم ملی در مورد اینکه گفته می شد دوست داشته تمام پاس ها به او ختم شود تاکید کرد: جواد کاظمیان یک بار در این خصوص مصاحبه کرده اما بعد خودش آمد و گفت کسی او را تحریک کرده است. در مورد جام جهانی هم باید بگویم برخی بازیکنان تیم ملی که در چشمم نگاه می کردند و به من پاس نمی دادند از من حلالیت طلبیدند. آنها حتی در آلمان جلسه گذاشتند اما سوال این است چرا من به عنوان کاپیتان نباید در آن حضور داشته باشم. چرا مرا دعوت نمی کردند، آنها می دانستند اگر علی دایی حرفی بزند روی آن می ماند. اگر همدلی بود خیلی بهتر نتیجه می گرفتیم. این برای من بزرگترین تجربه است. برای همین وقتی در تیمی حضور پیدا می کنم تلاش می کنم همدلی و رفاقت را در تیم ایجاد کنم.
* علی دایی در مورد اینکه اگر زمان به عقب بازگردد در جام جهانی حضور پیدا می کند، گفت: مطمئنا باز هم به فوتبال ادامه می دادم و در جام جهانی بازی می کردم. یک سری اتفاقات رخ داد تا نتوانیم آنطور که باید نتیجه زحمات مان را بگیریم. نیمکت نشینی ام در بازی با پرتغال را برانکو تصمیم گرفته بود. او به من گفت به خاطر جوی است که علیه من درست کرده اند. برانکو هیچ وقت مرا بیرون نمی گذاشت.
* هیچ وقت با علی کریمی اختلاف نداشتم و شاید او از من خوشش نمی آید. من علی کریمی را به عنوان فردی که توانسته مردم را خوشحال کند دوست داشته و دارم. او شاید با من مشکلی داشته و از من چیزی دیده است اما من تمام کسانی که باعث خوشحالی مردم شوند را دوست دارم.
* وی در مورد آشتی کنان کذایی اش با علی کریمی اظهار داشت: باید دل ها به هم نزدیک باشد و با این آشتی کنان ها نمی شود.
* دایی در مورد حضورش دلیل حضورش برروی نیمکت تیم ملی گفت: من اصلا نمی دانستم با آقای قطبی مذاکره اند و ... . زمانی که بر سر تمرین سایپا بودم کفاشیان بیش از 10 بار با من تماس گرفت و گفت مهندس می خواهد تورا ببینید گفتم کدام مهندس گفت مهندس علی آبادی می خواهند شما را ببینند. من بعد از یک روز فکر کردن تصمیم گرفتم این پیشنهاد و حضور در تیم ملی را قبول کنم.
* وی در مورد شرایطی که باعث برکناری اش از تیم ملی شد خاطر نشان کرد: من آدم سیاسی نیستم. من از جنبه ورزشی نگاه کردم و چنین اتفاقی رخ داد. حتی علی آبادی هم بعد چند سال مصاحبه کرد و این موضوع را تایید کرد.کفاشیان هم مصاحبه کرد و گفت هیات رییسه تصمیم گرفته است.کفاشیان اصلا موضوع را نمی دانست و قبل از اینکه او به من بگوید من می دانستم اخراج شدم و از بچه هایم خداحافظی کردم. او به من گفت با قدرت به کارم ادامه دهم اما به او گفتم من اخراج شده ام. اگر بودم شاید به جام جهانی می رفتیم و شاید هم نمی رفتیم و من نمی توانم بگویم دقیقا چه اتفاقی رخ می داد و فوتبال را نمی توان پیش بینی کرد.
* او در مورد شادی گل های بهزاد غلامپور که با پریدن روی سر او به نمایش گذاشته می شود، تاکید کرد: ما دیگر به این حرکات بهزاد عادت کردیم، از زمانی که او سبک وزن این مساله را تجربه کردیم تا امروز که دیگر سنگین وزن شده است. من او را مثل برادرم دوست دارم و همیشه گفته ام اینقدر گل بزنید که بهزاد همیشه روی سر و کول من باشد.
* دایی در مورد انتقادی که در خصوص حضور برادرش در کادرفنی وی می شود، عنوان کرد: محمد تحصیلکرده است ضمن اینکه مدرک Aa آسیا را هم دارد. مگر من مدرک او را گرفته ام. در ضمن او برادرم است و به او اعتماد کامل دارم و اگر از او استفاده نکنم از چه کسی استفاده کنم؟
* وی در مورد بهترین گلی که زده نیز گفت: گلی که به مصر، کویت و پاراگوئه زدم را خیلی دوست دارم. در آن زمان ما با تمام وجود بازی می کردم و به این مساله فکر نمی کردیم که این حرکت شاید موجب مصدومیت ما شود. گلی که به چلسی زدم هم از نظر گل باشگاهی دوست دارم و همه مربیانم را دوست دارم و البته ناصرخان چیز دیگری بود. بهترین همبازی ام هم خیلی ها بودند اما با افشین پیروانی رابطه بهتری داشتم.
* وی در ادامه در مورد اینکه در مصاحبه هایش اعلام می کند تیمش بهتر از حریف بوده نیز گفت: همیشه اینطور نبوده و وقتی تیم بد بوده گفته ام.
* فردوسی پور در این زمان بازی برابر نفت تهران را مثال زد که تیم حریف سه گل زد و دو بار نیز به تیرک دروازه زد و لک هم دو تک به تک گرفت، که با واکنش دایی مواجه شد: من زندان بودم تیم نفت دو تیرک به ما زد؟ در آن بازی بازیکنانم اینقدر در زدن ضربات نهایی بی دقت بودند که در محوطه جریمه تمام کلاغ های در آسمان را زدند.
* دایی در مورد تکیه کلام هایش و در ادامه محرومیتی که باعث شده بود او در مورد آلودگی هوا صحبت کند،گفت: شما به من بگویید کجای دنیا یک مربی را ممنوع المصاحبه می کنند.
* وی در مورد اختلافش با مایلی کهن تصریح کرد: ما قبل از بازی با سوریه صعود کرده بودیم. در این بازی تصمیم گرفته شده بود من و پیروانی بازی نکنیم. دقیقه 20 بازی بود که تیم عقب افتاد و مایلی کهن خواست درون زمین بروم که گفتم حاج آقا بهتر است در بین دو نیمه گرم کنم. در پایان بازی هم وقتی از من درباره نیمکت نشینی ام سوال شد گفتم در مورد خودم صحبت نمی کنم اما اگر مربی بودم پیروانی را بازی می دادم. این اتفاق ادامه پیدا کرد تا به اینجا رسید.
* کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران در مورد آرزوهای دست نیافته اش نیز گفت: من به چیزهایی کهدر خواب هم نمی دیدم، رسیدم. مادرم همیشه به من می گوید هیچ وقت کتی که آستینش کوتاه بود و با آن به دانشگاه تهران آمدی را یادت نرود و مطمئن باشید هیچ وقت از یادم نخواهد رفت. خدا لطفی که به من کرده را هیچ وقت نمی توانم از یاد ببرم.
واکنش کوتاه دایی به برخی از نام ها:
علی پروین: اسطوره
علی کریمی: اسطوره، هم بازی و رفیق
مایلی کهن: بزرگتر
کی روش: بادانش ما مربیان
بهزاد غلامپور: دوست خوب
ایویچ: بر باد رفته ( ظلمی که به او شد را هیچ وقت نمی دیدم و نمی بینم)
نورا: عشق و زندگی
برانکو: معلم
بزرگترین حسرت: گل نزدن در جام جهانی
بزرگترین اشتباه: خیلی اشتباه کردم که همه آنها بزرگ بود.
برنامه نود در این هفته به مناسبت 14 بهمن سالروز تولد علی دایی و قرار گرفتن او بین 48 اسطوره فوتبال دنیا توسط فیفا به سراغ کاپیتان پیشین تیم ملی رفت. عادل فردوسی پور در این برنامه به مصاحبه ای تفصیلی در خصوص موضوعات مختلف پرداخت که در چهار قسمت پخش شد. مشروح این مصاحبه را در زیر از نظر می گذرانید:
* درس و دانشگاه مسیر زندگی مرا عوض کرد و اگر در تهران قبول نمی شدم، علی دایی فعلی نبودم. من در سال های 66 و 67 دو بار در دانشگاه شریف قبول شدم؛ بار اول در رشته عمران قبول شدم، اما چون شلوار جین می پوشیدم، ردم کردند، اما سال بعد از آن دوباره قبول شدم. من سال آخر تحصیلم بود که با تیم متالورژی دانشگاه شریف به مصاف تیم مکانیکی رفتیم که جلال بشرزاد دروازه بان آن بود. بچه های تیم متالورژی با سایر واحدهای دانشگاه فرق داشتند، چون ما خشن تر از سایر گروه ها بودیم.
* من سه سال و نیم در خوابگاه زندگی کردم. مطمئن باشید اتفاقی نمی توان موفق شد و باید زحمت کشید. من شب ها درس می خواندم و فقط یک درس را افتادم که آن هم در ترم اول بود. من هم کار می کردم و هم درس می خواندم. من در کار تولید پوشاک بودم و شریک هم داشتم.
* پدرم خیلی دوست داشت مهندس شوم و به خاطر او مهندس شدم. پدرم از دوران کودکی روی من حساس بود. مادرم به من کمک کرد تا فوتبالیست شوم، چون حاجی مخالف بود. ما تابستان ها کار می کردیم و خرج یک سال مان را در می آوردیم. خدا را شکر می کنم جوری تربیت شدیم که پدرم دوست داشت. من مدیون پدر و مادرم هستم. حس می کنم الان هم پدرم دعایم می کند.
* محمد، برادر بزرگ من در استقلال اردبیل بود و من هم به این تیم رفتم. آن زمان من روی کری خوانی حساس نبودم. من هم یک سال پس از بازی در جوانان اردبیل به تیم استقلال اردبیل رفتم. پست من در آن زمان دفاع راست بود. جابر نعمتی، مربی آن زمان من بود و در یک بازی که مهاجم تیم مان نبود مرا به جلو برد و گل زدم. از آن پس همیشه به عنوان فوروارد بازی کردم.
* پاره شدن طحالم در بازی با بحرین در هیروشیما تلخ ترین خاطره ورزشی ام بود. 20 دقیقه به پایان بازی مانده بود. آن 20 دقیقه شاید 200 سال برایم طول کشید تا تمام شود. اولش فکر می کردم یک ضربه ای است که می آید و می رود، اما بعد متوجه شدم داستان چیز دیگری است. پس از بازی در رختکن بیهوش شدم و به بیمارستان رفتم. به یک مدیر که تلفن همراه داشت گفتم «اگر می شود تلفن همراه تان را بدهید تا به خانواده ام در ایران بگویم زنده ام». او دو بار با تلفنش تماس گرفت و گفت تلفن خانه تان اِشغال است و رفت. پس از آن امیر عابدینی آمد و یک تلفن در اختیارم قرار داد که با خانه تماس گرفتم و خیالم راحت شد. برای این اتفاق مادرم یک هفته برایم روزه گرفت. باید بگویم که عابدینی خیلی برایم زحمت کشید. شاید مردم باور نکنند چون رقابت های آسیایی تمام شد ما باید خودمان هزینه های بیمارستان را می دادیم. من موقع ترخیص مجبور شدم با لباس کیمونو از بیمارستان خارج شوم. باید یک هفته در هیروشیما می ماندم تا درمانم کامل می شد. من با سرم و کیمونو از بیمارستان بیرون آمدم.
* داستان تصادفم عجیب بود. سرما خورده بودم و تصمیم گرفتم با ماشین خودم از اصفهان به تهران بیایم. پنج دقیقه قبل از تصادف محمد گفت «بگذار من رانندگی کنم» که من به او گفتم «بذار فعلاً من رانندگی کنم». در آن زمان شربت خورده بودم که خواب آور بود و ناگهان خوابم برد. پیش از آن حادثه طرز تفکرم نسبت به زندگی به شکل دیگری بود. وقتی در بیمارستان دخترم حضور پیدا کرد از خدا خواستم حالا حالاها مرگ را سراغم نفرستد. پس از تصادفم فهمیدم آدم برای خودش زندگی نمی کند و برای کسانی دیگر زندگی می کند که دوستش دارند.
* خدا ناصرخان حجازی را بیامرزد. او خیلی برایم زحمت کشید. وقتی به تیم تجارت رفتم در زمین دانشگاه تهران در امیرآباد شمالی تمرین می کردیم. او نیم ساعت بیشتر می ماند و با من اختصاصی تمرین می کرد. ناصرخان خیلی به من لطف داشت.
* وقتی شما در یکی از برنامه های نود فیلمی را پخش کردید که پلیورم را در شلوارم کرده و با یک دسته گل به دیدار ناصرخان رفتم، خانمم می گفت اگر آن موقع خواستگاری من می آمدی جواب رد می شنیدی! در آن روز هوا سرد بود و به همین خاطر پلیورم را داخل شلوارم کرده بودم.
* سه سال با بایرن مونیخ قرارداد داشتم که هرتابرلین پیشنهادی به من داد که رقمش سه برابر قراردادم با بایرن مونیخ بود. خدا را شکر می کنم در لیگ قهرمانان همراه با هرتابرلین خوب کار کردم. هیچ زمان فکر نمی کردم یک روز در تیم ملی فوتبال ایران بازی کرده و به فوتبال اروپا برسم.
* در بازی فینال لیگ قهرمانان اروپا بین بایرن مونیخ و منچستر یونایتد ما خودمان را برای قهرمانی آماده کرده بودیم، اما روی دو کرنر دو گل خوردیم و باختیم. ما خیلی بهتر از منچستر بازی کردیم. من هم خودم را برای جشن قهرمانی آماده کرده بودم، اما در نهایت باختیم. پاداش قهرمانی در لیگ اروپا 300 هزار مارک بود که در یک دقیقه پرید!
* در زمان حضور در بایرن هرگز بحث تبعیض گذاشتن بین بازیکنان را ندیدم. من در بایرن فیکس هم بازی کردم.کارستن یانکر در یکی از تمرینات بایرن مرا زد و انگشتم شکست. اوتمار هیتسفلد به دکترها گفته بود که او را باید به بازی های تیم برسانید، اما من تمرینات را رها کردم و 20 روز با تیم ملی بودم.
* گابور کرالی به ما می گفت از روز اول که فوتبالم را شروع کردم تا روزی که از فوتبال خداحافظی کنم چنین مدلی از شلوار را می پوشم. او دروازه بان خوبی بود و هنوز هم در تیم ملی مجارستان بازی می کند.
* سبیلم را وقتی در هرتا بودم زدم. آن زمان سبیل مد بود، اما الان به ندرت سبیل می بینیم. ما اردبیلی هستیم و براساس مد جلو می رویم. در آن زمان در بوندس لیگا جز من و کریم باقری هیچ بازیکنی سبیل نداشت. وقتی عکس های قدیمی ام را می بینم متوجه می شوم همه چیز خیلی عوض شده است.
* من زبان آلمانی را تا حدودی یاد گرفتم نا آنجا که کارهایم را خودم انجام می دادم، البته کمی هم انگلیسی بلد بودم. این موضوع خیلی مهم بود. اگر برخی از دوستان فوتبالیست من زبان می دانستند مطمئناً موفق تر می شدند. مطمئنم فوتبالیست های بهتری از من هم بودند، اما شاید من چیزهایی داشتم که آنها نداشتند. به عنوان مثال تلاش و کوشش من بیشتر از آنها بود. من در آلمان هیچ وقت 11 شب به بعد را نمی دیدم. در دوران فوتبالم همبازیان خوبی داشتم که بدون آنها آقای گل جهان نمی شدم. خداداد، مهدوی کیا،کریمی و کریم باقری گذشت کردند تا من به این رکورد برسم. من این رکورد را برای خودم نمی دانم. این رکورد برای ایران است. هر رکوردی برای بهبود بخشیدن است و یک روزی هم یکی رکورد مرا می زند.
* در عرصه ملی بازی های خوبی انجام دادیم، اما فکر می کنم بازی با کره جنوبی، آمریکا و استرالیا جزو مسابقات خاطره انگیز من است که مردم همیشه از آن به نیکی یاد می کنند. پا س هایی را که به خداداد مقابل استرالیا و به مهدوی کیا مقابل آمریکا دادم، خیلی دوست دارم.
* علی دایی در مورد ضربه برگردانی که در نهایت منجر به حذف ایران برابر کره جنوبی شد گفت: آنطور که می گویند هم نبود و خیلی حرکاتم باعث نجات تیم شد. این اتفاقات هم ممکن است رخ دهد.
* وی در مورد رفتار حرفه ای بازیکنان و مقایسه آن با زمانی که خودش فوتبال بازی می کرد، اظهار داشت: فوتبال یک شکل کوچک جامعه است. تمام اتفاقاتی که در جامعه می افتد در فوتبال هم می افتد و فوتبال چون مخاطب دارد و همه روی آن زوم هستند کوچکترین اتفاق سوژه می شود. شاید خیلی کارها که برای بعضی ها بد نباشد ما باید مراقب باشیم که انجام ندهیم.
* مهاجم سابق تیم ملی در مورد اینکه گفته می شد دوست داشته تمام پاس ها به او ختم شود تاکید کرد: جواد کاظمیان یک بار در این خصوص مصاحبه کرده اما بعد خودش آمد و گفت کسی او را تحریک کرده است. در مورد جام جهانی هم باید بگویم برخی بازیکنان تیم ملی که در چشمم نگاه می کردند و به من پاس نمی دادند از من حلالیت طلبیدند. آنها حتی در آلمان جلسه گذاشتند اما سوال این است چرا من به عنوان کاپیتان نباید در آن حضور داشته باشم. چرا مرا دعوت نمی کردند، آنها می دانستند اگر علی دایی حرفی بزند روی آن می ماند. اگر همدلی بود خیلی بهتر نتیجه می گرفتیم. این برای من بزرگترین تجربه است. برای همین وقتی در تیمی حضور پیدا می کنم تلاش می کنم همدلی و رفاقت را در تیم ایجاد کنم.
* علی دایی در مورد اینکه اگر زمان به عقب بازگردد در جام جهانی حضور پیدا می کند، گفت: مطمئنا باز هم به فوتبال ادامه می دادم و در جام جهانی بازی می کردم. یک سری اتفاقات رخ داد تا نتوانیم آنطور که باید نتیجه زحمات مان را بگیریم. نیمکت نشینی ام در بازی با پرتغال را برانکو تصمیم گرفته بود. او به من گفت به خاطر جوی است که علیه من درست کرده اند. برانکو هیچ وقت مرا بیرون نمی گذاشت.
* هیچ وقت با علی کریمی اختلاف نداشتم و شاید او از من خوشش نمی آید. من علی کریمی را به عنوان فردی که توانسته مردم را خوشحال کند دوست داشته و دارم. او شاید با من مشکلی داشته و از من چیزی دیده است اما من تمام کسانی که باعث خوشحالی مردم شوند را دوست دارم.
* وی در مورد آشتی کنان کذایی اش با علی کریمی اظهار داشت: باید دل ها به هم نزدیک باشد و با این آشتی کنان ها نمی شود.
* دایی در مورد حضورش دلیل حضورش برروی نیمکت تیم ملی گفت: من اصلا نمی دانستم با آقای قطبی مذاکره اند و ... . زمانی که بر سر تمرین سایپا بودم کفاشیان بیش از 10 بار با من تماس گرفت و گفت مهندس می خواهد تورا ببینید گفتم کدام مهندس گفت مهندس علی آبادی می خواهند شما را ببینند. من بعد از یک روز فکر کردن تصمیم گرفتم این پیشنهاد و حضور در تیم ملی را قبول کنم.
* وی در مورد شرایطی که باعث برکناری اش از تیم ملی شد خاطر نشان کرد: من آدم سیاسی نیستم. من از جنبه ورزشی نگاه کردم و چنین اتفاقی رخ داد. حتی علی آبادی هم بعد چند سال مصاحبه کرد و این موضوع را تایید کرد.کفاشیان هم مصاحبه کرد و گفت هیات رییسه تصمیم گرفته است.کفاشیان اصلا موضوع را نمی دانست و قبل از اینکه او به من بگوید من می دانستم اخراج شدم و از بچه هایم خداحافظی کردم. او به من گفت با قدرت به کارم ادامه دهم اما به او گفتم من اخراج شده ام. اگر بودم شاید به جام جهانی می رفتیم و شاید هم نمی رفتیم و من نمی توانم بگویم دقیقا چه اتفاقی رخ می داد و فوتبال را نمی توان پیش بینی کرد.
* او در مورد شادی گل های بهزاد غلامپور که با پریدن روی سر او به نمایش گذاشته می شود، تاکید کرد: ما دیگر به این حرکات بهزاد عادت کردیم، از زمانی که او سبک وزن این مساله را تجربه کردیم تا امروز که دیگر سنگین وزن شده است. من او را مثل برادرم دوست دارم و همیشه گفته ام اینقدر گل بزنید که بهزاد همیشه روی سر و کول من باشد.
* دایی در مورد انتقادی که در خصوص حضور برادرش در کادرفنی وی می شود، عنوان کرد: محمد تحصیلکرده است ضمن اینکه مدرک Aa آسیا را هم دارد. مگر من مدرک او را گرفته ام. در ضمن او برادرم است و به او اعتماد کامل دارم و اگر از او استفاده نکنم از چه کسی استفاده کنم؟
* وی در مورد بهترین گلی که زده نیز گفت: گلی که به مصر، کویت و پاراگوئه زدم را خیلی دوست دارم. در آن زمان ما با تمام وجود بازی می کردم و به این مساله فکر نمی کردیم که این حرکت شاید موجب مصدومیت ما شود. گلی که به چلسی زدم هم از نظر گل باشگاهی دوست دارم و همه مربیانم را دوست دارم و البته ناصرخان چیز دیگری بود. بهترین همبازی ام هم خیلی ها بودند اما با افشین پیروانی رابطه بهتری داشتم.
* وی در ادامه در مورد اینکه در مصاحبه هایش اعلام می کند تیمش بهتر از حریف بوده نیز گفت: همیشه اینطور نبوده و وقتی تیم بد بوده گفته ام.
* فردوسی پور در این زمان بازی برابر نفت تهران را مثال زد که تیم حریف سه گل زد و دو بار نیز به تیرک دروازه زد و لک هم دو تک به تک گرفت، که با واکنش دایی مواجه شد: من زندان بودم تیم نفت دو تیرک به ما زد؟ در آن بازی بازیکنانم اینقدر در زدن ضربات نهایی بی دقت بودند که در محوطه جریمه تمام کلاغ های در آسمان را زدند.
* دایی در مورد تکیه کلام هایش و در ادامه محرومیتی که باعث شده بود او در مورد آلودگی هوا صحبت کند،گفت: شما به من بگویید کجای دنیا یک مربی را ممنوع المصاحبه می کنند.
* وی در مورد اختلافش با مایلی کهن تصریح کرد: ما قبل از بازی با سوریه صعود کرده بودیم. در این بازی تصمیم گرفته شده بود من و پیروانی بازی نکنیم. دقیقه 20 بازی بود که تیم عقب افتاد و مایلی کهن خواست درون زمین بروم که گفتم حاج آقا بهتر است در بین دو نیمه گرم کنم. در پایان بازی هم وقتی از من درباره نیمکت نشینی ام سوال شد گفتم در مورد خودم صحبت نمی کنم اما اگر مربی بودم پیروانی را بازی می دادم. این اتفاق ادامه پیدا کرد تا به اینجا رسید.
* کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران در مورد آرزوهای دست نیافته اش نیز گفت: من به چیزهایی کهدر خواب هم نمی دیدم، رسیدم. مادرم همیشه به من می گوید هیچ وقت کتی که آستینش کوتاه بود و با آن به دانشگاه تهران آمدی را یادت نرود و مطمئن باشید هیچ وقت از یادم نخواهد رفت. خدا لطفی که به من کرده را هیچ وقت نمی توانم از یاد ببرم.
واکنش کوتاه دایی به برخی از نام ها:
علی پروین: اسطوره
علی کریمی: اسطوره، هم بازی و رفیق
مایلی کهن: بزرگتر
کی روش: بادانش ما مربیان
بهزاد غلامپور: دوست خوب
ایویچ: بر باد رفته ( ظلمی که به او شد را هیچ وقت نمی دیدم و نمی بینم)
نورا: عشق و زندگی
برانکو: معلم
بزرگترین حسرت: گل نزدن در جام جهانی
بزرگترین اشتباه: خیلی اشتباه کردم که همه آنها بزرگ بود.
لینک کوتاه : https://arteshesorkh.com/p/76371
نظرت رو بنویس
از حروف انگلیسی استفاده نکن
در حال حاضر فقط کاربرانی که در سایت ثبت نام کرده باشند میتوانند نظر ثبت کنند.
جهت ثبت نام میتوانید اینجا کلیک نمایید.
جهت ثبت نام میتوانید اینجا کلیک نمایید.
اولین نفری باشید که نظرش را ثبت می کند.
بازی های پرسپولیس
2-1
پرسپولیس
چادرملو
جمعه, 5 تیر
ساعت 20:30
ورزشگاه : پاس قوامین
داور : موعود بنیادیفرد
نظرسنجی
از انتخاب مهدی تارتار به عنوان سرمربی پرسپولیس راضی هستید؟
برنامه بازی ها
هفته 23 لیگ برتر
پنجشنبه, 07 اسفند
| تراکتور | 1 - 0 | گل گهر | 19:15 |
جمعه, 08 اسفند
| خیبر خرمآباد | 0 - 2 | چادرملو | 19:00 | |
| شمس آذر | 0 - 2 | فولاد | 19:00 | |
| پیکان | 0 - 0 | سپاهان | 19:00 | |
| استقلال | 2 - 1 | فجرسپاسی | 19:15 |
شنبه, 09 اسفند
| مس رفسنجان | - | آلومینیوم | تعویق | |
| ذوب آهن | - | پرسپولیس | تعویق |
یکشنبه, 10 اسفند
| استقلال خوزستان | - | ملوان | تعویق |
یک هشتم جام حذفی
پنجشنبه, 27 آذر
| تراکتور | 1 - 1 | پرسپولیس | 16:15 |
هفته 1 تعیین سهمیه آسیایی
جمعه, 05 تیر
| پرسپولیس | 1 - 2 | چادرملو | 20:30 |
جدول مسابقات
| رده | نام تیم | بازی | تفاضل | امتیاز |
|---|---|---|---|---|
| 1 | استقلال | 22 | 13 | 41 |
| 2 | تراکتور | 22 | 18 | 39 |
| 3 | سپاهان | 22 | 11 | 39 |
| 4 | گل گهر | 23 | 7 | 39 |
| 5 | پرسپولیس | 22 | 4 | 34 |
| 6 | چادرملو | 22 | 1 | 32 |
| 7 | فولاد | 22 | 5 | 31 |
| 8 | خیبر خرمآباد | 23 | -2 | 29 |
| 9 | ملوان | 22 | -8 | 29 |
| 10 | فجرسپاسی | 23 | -1 | 28 |
| 11 | پیکان | 23 | -6 | 24 |
| 12 | استقلال خوزستان | 22 | -7 | 22 |
| 13 | آلومینیوم | 22 | -7 | 22 |
| 14 | شمس آذر | 23 | -4 | 19 |
| 15 | ذوب آهن | 21 | -8 | 17 |
| 16 | مس رفسنجان | 22 | -16 | 15 |