نویسنده : ارتش سرخ
-
نظرات : 0 اظهار نظر
-
12 سال پیش
پروین:عاشق محرمی،عاشوری،کرمانی و هاشمی نسب بودم/بین دو نیمه های من خصوصی است
ارتش سرخ دات کام :
سرمربی اسبق تیم پرسپولیس گفت:فائقی که سهل است رییس او او هم نمی توانست به من بگوید فلان کار رو در دربی انجام بده.
علی پروین در گفت و گوی مفصل، درباره موضوعات مختلف صحبت کرد.
موهایتان رفته رفته سفید و سفیدتر می شود.
خدا هر چیزی را که به انسان می دهد، روزی آن را پس می گیرد. باور کنید من تا 55 سالگی نمی دانستم قلبم کدام طرف بدنم است، اما رفته رفته هر چقدر سنم بیشتر می شود ملاحظات هم بیشتر می شود.
الان هر چیزی را که می خواهم بخورم بچه ها مدام تذکر می دهند که بابا مراقب باش، این را بخور و آن را نخور، روزی سه چهار قرص می خورم، خسته شدم، وای به روزی که سنم به هشتاد برسد، آن وقت دیگر فکر می کن باید یک گوشه ای چهارچنگولی بنشینم. خدا کند گوشه نشین نشویم.
شما مسن شدید و از فوتبال دور شدید اما دربی که با آن خاطرات زیادی دارد هنوز در جریان است و جذابیت دارد.
به نظر من رسانه ها از یک ماه قبل این مسابقه به آن می پردازند و آن راحساس وبزرگ می کنند. من می خواهم بگویم مسئولینی که می گویند ما فوتبال را از دو قطبی بودن در آوردیم بیایند بگویند چطور است که فوتبال را از دو قطبی بودن در آوردند اما از یک ماه قبل به این بازی می پردازند؟ چرا نمی خواهند قبول کنند که فوتبال ما برای این دو تیم است. در همه دنیا هم همینگونه است، در اسپانیا بارسلونا و رئال، در آلمان بایرن و دورتموند، این طبیعت فوتبال در همه جای دنیا است. اگر این دو تیم قوی باشند تیم ملی ما هم قوی می شود.
اینطور هم نیست که فقط رسانه ها بر آتش این بازی بدمند، یعنی دربی به خودی خود حساس نیست؟
مردم همیشه می گویند این بازی را نبازید، قهرمان هم نشدید نشدید، چه زمانی که ما بازی می کردیم و چه زمانی که مربیگری می کردیم و چه امروز. این خواسته ها خود به خود مربی را به احتیاط می کشاند.
برعکس این هم وجود دارد، یعنی اگر تیمی دربی را برنده شوند قهرمان هم نشد اهمیتی ندارد...
دقیقا همینطور است. مربی با این تفکر به دربی می آید که تیمش را ببندد تا تیمش گل نخورد مگر این که بر حسب حادثه تیمی در بیست دقیقه اول گلی به ثمر برساند، آنوقت بازی جذاب می شود. ولی هر چه به جلوتر می رویم این احتیاط بیشتر میشود.
یک تفکر دیگر هم وجود دارد که می گوید دربی باید مساوی تمام شود...
این حرف ها را اصلا به زبان نیاورید، مگر می شود چنین اتفاقی بیفتد؟ یعنی مربی به بازیکنش بگوید گل نزن؟ او نمی رود 10 جا این داستان را تعریف کند؟ من که پنجاه سال است در این فوتبال هستم تا به حال نشنیده ام کسی چنین پیشنهادی به من بدهد. هیچ کس هم به من نگفته تبانی کنید. هر تیمی که قوی ترباشد برنده دربی خواهد شد. رقابت باید وجود داشته باشد و همین رقابت و کری ها است که جذابیت دارد. من به دفتر شهردار فشم رفته بودم، شهردار استقلالی بود و کری خوانی میان استقلالی ها و پرسپولیسی ها شکل گرفت، من از این مسائل لذت می برم. نباید اینطور باشد که همه طرفدار استقلال باشند یا طرفدار پرسپولیس اما این حرفها که گفته می شود فائقی گفته غلط است. یعنی چه که می گویند فائقی به رختکن رفته و برای نتیجه دربی توصیه کرده است، این حرفها را باور نکنید، چه کسی جرات دارد بگوید این بازی را تبانی کنید؟ احتیاط باعث می شود این بازی هیچ وقت زیبا نشود.
فائقی بارها تاکید کرده که است که در نتایج دربی ها دست داشته است...
فائقی که سهل است رییس او او هم نمی توانست به من بگوید فلان کار رو در دربی انجام بده. هر کسی چنین پیشنهادی می داد بیرونش میکردم. هیچ کس نمی تواند به مربی بگوید بازی را مساوی کنید. یک بازی نه نفره را من برای اولین بار از روی نیمکت بلند شدم و به بازیکنانم گفتم از یک سوم دفاعی خودمان جلوتر نروید، شاید هم یک اتفاقی بیفتد که گل هم بزنیم، که نزدیک بود با موقعیتی که بزیک به دست آورد گل بزنیم، این اتفاق فقط یکبار رخ داد آن هم با تصمیم من، نه دستور کس دیگری. درست مانند بازی ایران و آرژانتین که مدافعان ما از یک سوم دفاعی خارج نشدند. چرا باید بگویند که دربی مساوی شود؟
تفکری وجود داشت که نتیجه دربی را به مسائل امنیتی مرتبط می کرد، این تفکر در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد وجود داشت، از غضب هواداران تیم شکست خورده واهمه داشتند.
در دهه شصت که کسی جرات نداشت چنین حرفهایی را به ما بزند. دهه شصت داور سوت را که می زد ما سه بر صفر برنده می شدیم، از آن طرف هم استقلال همینطور بود.
البته این نگاه الان که هواداران فوتبال زیاد به ورزشگاه نمیایند وجود ندارد.
بگذار یک نکته بگویم، زمانی می خواستند هواداران کمتر به استادیوم ها بیایند، بازی های پرسپولیس را در ازادی و بازیهای استقلال را در شیرودی برگزار می کردند، یک هفته استقلال در شیرودی بازی کرد و در هفته دوم ریختند و دروازه ها را از جا در آوردند. آن زمان قصد داشتند تماشاگران را کم کنند، اما نتوانستند، الان نمی دانم می خواهند چکار کنند. بازی ما با وحدت 70 هزار نفر به استادیوم امده بود. سال 61 در دربی ای که ما به استقلال یک بر صفرباختیم تا کنار زمین و روی پروژکتورها تماشاگر نشسته بود، ما هم باختیم اما از دماغ کسی خون نیامد.
اما در مقابل دربی هایی هم داشتیم که در نهایت به شکستن شیشه های اتوبوس و تخریب استادیوم منجر شد...
دلیل آن درگیری ها این بود که در زمین درگیری به وجود می آمد در نهایت به مردم منتقل شد، به عنوان مثال همان دربی که برومند پایان رافت را کتک زد. من یک پیشنهادی را هزار مرتبه دادم اما کسی گوش نمی کند. من می گویم امنیت ورزشگاه را به مردم بدهید باور کنید هیچ اتفاقی نمی افتد، ورزشگاه ها را پر از پلیس می کنند و در نهایت هم که دیده اید چه اتفاقی رخ می دهد. این را هم باید بگویم ا گر مردم شیشه اتوبوس را می شکستند، یادتان باشد که شرکت واحد آدم می آورد و می رفت، مردم باید تا میدان انقلاب پیاده می رفتند، مردم هم می زدند شیشه را می شکستند. الان امکانات بیشتر شده است و اتوبوس های زیاد و مترو گذاشته اند.
پیش بینی شما از نتیجه دربی 79 چیست؟
نظر منم این است که دربی مساوی میشود. مردم شش ماه منتظر نشسته اند یک بازی زیبا و جوانمردانه را ببینند، امیدوارم که این اتفاق بیفتد و در دقایق ابتدایی گلی زده شود. البته دیگر نتایج مثل پیروزی با شش گل تکرار نمیشود، نهایتا همان یک بر صفر یا دو بر یک، میشود.
هاشمی نسب هم گفته به استادیوم نروید از این دربی هم آبی گرم نمی شود.
درست گفته، او هم با من هم نظر است، مساوی می شود مگر این که در بیست دقیقه ابتدایی بازی گلی به ثمر برسد.
فتح الله زاده از انتقال هاشمی نسب به استقلال به عنوان بهترین خاطره از دربی ها یاد می کند، داستان آن انتقال چه بود؟
فتح الله زاده هاشمی نسب را به استقلال برد، ده میلیون تومان او را صد میلیون کرد، خوب کاری هم کرد و اتفاقا من هم خوشحال شدم . هاشمی نسب هم در آن بازی به ما گل زد. بهترین خاطره ما هم از دربی ها همان بازی شش تایی است، بهترین خاطره ها.
در دوره شما هم هر اتفاقی می افتاد بر سر مهرزاد معدنچی خالی می کردید، چرا همیشه او را مقصر می دانستید؟
هر کسی یک بازیکن را دوست دارد و من هم مهرزاد را دوست داشتم، هر کسی توپ را خراب می کرد ما هم مثل مهرزاد را می زدیم. در زندگی ام آدمی نبوده ام که کسی را خراب کنم، همه را به یک چشم می دیدم.
در برهه های مختلفی که در فوتبال بوده اید، محبوب ترین فوتبالیست های علی پروین چه کسانی بودند؟
اول از همه همایون بهزادی بعد حمید جاسمیان و بعد پرویز قلیچ خانی. در میان شاگردانم هم اول ناصر محمدخانی بعد درخشان، مجتبی محرمی، چه کسانی را بگویم؟ همه را بگویم؟ خود عابدزاده یلی برای خودش بود. وقتی درون دروازه می ایستاد خیالمان راحت بود. بگذارید یک خاطره از عابدزاده بگویم، در مسابقات اسیایی پکن، قبل از بازی با کره شمالی، با عابدزاده تمرین پنالتی کردیم، به او گفتم هر پنالتی ای را که بگیری صد دلار به تو پاداش می دهم، او پنج پنالتی را گرفت و همان جا از جیبم پانصد دلار به او پاداش دادم. فردای آن روز هم سه پنالتی را گرفت، روز خوبی بود بعد از شانزده سال قهرمان آسیا شدیم. در سفرها صرف نظر از پولی که به ما می دادند، من همیشه با خودم صد هزار دلار میبردم و جیبم پر از دلار بود، به بازیکنان پاداش می دادم.
فنونی زاده خاطره ای تعریف می کرد و می گفت در عربستان علی پروین به من پاداش داد، ولی فکر کنم وقتی پاداش می داد نمی دانست که من دو کارته شده ام و بازی بعدی را از دست داده ام...
فنونی زاده ها هم از بهترین شاگردان من بودند، یادم است آن زمان پول مثل امروز نبود، مثلا اگر به یک بازی شهرستان میرفتیم، به بچه ها پول میدادیم، به مرتضی ده هزار تومان که می دادم، هزار بارمی گفت علی آقا خدا بده برکت، ما با این بچه ها فوتبال را نگه داشتیم.
اختلافاتی از جنس تقابل دایی و مایلی کهن یا دایی با کریمی در دوره شما هم وجود داشت؟ برخی معتقدند در آستانه جام جهانی 78 خیلی از ملی پوشان مخالف حضور پرویز قلیچ خانی در تیم ملی بودند، طبیعتا با حضور پرویز قلیچ خانی ما می توانستیم نتایج بهتری بگیریم...
آن زمان ما سن و سالمان کم بود و عقلمان به این مسائلی که شما می گویید نمی رسید. ولی در آن برهه پرویز به اواخر فوتبالش رسیده بود و خاطرم هست حشمت مهاجرانی مرا کنار کشید و به من گفت پرویز قلیچ دیگر کشش تمرین هم ندارد. پرویز خان برای خودش یلی بود، در همه پست ها بازی می کرد، اما سنش بالا رفته بود و کار به جایی رسید که به درد تیم ملی نمی خورد و از تیم کنار گذاشته شد، هیچ مشکلی هم نبود، حالا پشت پرده اش چه بود من نمی دانم.
و بعد پرویز قلیچ خانی وارد فاز سیاسی شد...
در آن لیگ فعال و مستمری مثل امروز نداشتیم که بازیکنان همواره آماده باشند، قبل از مسابقات اردوهای چند ماهه برگزار می کردند. پرویز هم اتاق من بود در دهکده المپیک سه ماه، چهار ماه یا شش ماه مهاجرانی ما را به اردو می برد. پرویز شب ها ساعت ده که من می خوابیدم از اتاق بیرون می رفت و ساعت پنج و شش صبح می آمد، من نمیدانستم او کجا می رود. بعدتر که زدند و شیشه دانشگاه را شکستند و انقلاب از آنجا آغاز شد، به ما گفتند که پرویز قلیچ خانی هم جزو انقلابی ها است. می گفتند قلیچ توده ای است، من نمی دانم و نه می خواهم بدانم که او چکار می کرد، فقط بعد از انقلاب او از ایران فرار کرد و بعد در یک برهه کوتاه دیگر به ایران آمد و این بار برای همیشه از رفت...
بعد از انقلاب دیگر با قلیچ خانی ارتباطی نداشتید؟
نه او مسیر دیگری را رفت، مسیر من هرگز سیاسی کاری نبود، خوبی ما ورزشکاران این است که سیاسی نیستیم. پریروز به وزیر گفتم که همینقدر که از این انقلاب به ما رسیده است بس است، این مردم هستند که به ما لطف دارند و این ارزش دارد. باور کنید به شهرداری فشم که رفتم، شهرداری به هم خورد از بس آدم دور من جمع شده بود. یک پیرزن هفتاد ساله مرا که دید انقدر خوشحال شد که حد نداشت، من عشق می کنم این چیزها را میبینم برای من مردم مهمترند نه سیاسی بازی.
نسل جدید هم شما را دوست دارند...
همایون بهزادی به من می گفت تو محبوب دو نسلی، محبوب زمان طاغوت بودی حالا محبوب بعد از انقلاب هم هستی. دلیلش هم این است که من وارد فاز مربیگری شدم و نسل جدید هم مرا می شناخت.
البته این صداقت در کلام و رفتار شما هم باعث محبوبیتتان شد...
من مردمم، من از خود این مردمم، من نمی توانم دروغ بگویم این را یادتان باشد، نه دروغ مصلحتی می گویم و نه دروغ تلفنی. نیازی به دروغ گفتن نمی بینیم. با مردم زندگی کردم و با مردم هم میروم. سر نماز از خدا می خواهم که به مردمم سلامتی بدهد از شر این مریضی بدی که آمده است و مرتضی پاشایی را هم از ما گرفت مریضی بدی است، الان غلامحسین مظلومی هم به همین مریضی گرفتار است...
آخرین بار کی به ملاقات غلامحسین مظلومی رفتید؟
اوایل دوران بستری شدنش به ملاقات او رفتم ولی در برنامه نود دیدم که پسرش می گفت حالش بد است خواستم به ملاقات بروم که گفتند در آِی سی یو بستری است.
فرهنگی که شما پرچمدار آن هستید فرهنگ مشتی گری و لوطی گری است...
قدیم ترها مشتی های تهران یک تو بمیری می زدند، بخاطرش آدم می کشتند. من کاسبم، می خواهم معامله کنم به طرف می گویم امضای من را ول کن، به حرف من توجه کن، یعنی حرفم از امضایم بیشتر اعتبار دارد. قدیم اینگونه بود مرام لوطی گری و مشتی گری بود.
هاشمی نسب یاغی معروف زمان شما بود...
انقدر از هاشمی نسب خوشم میاید بخاطر این که مثل خود من هیچ وقت علیه کسی مصاحبه نکرد، من این اخلاقش را دوست دارم، این همه شاگردانم علیه من مصاحبه کردند، من جوابی دادم؟ روزی هم که هاشمی نسب می خواست برود مرد و مردانه آمد پیش من، عابدینی و محلوجی هم بودند، آنها اصرار داشتند بماند و من گفتم بگذارید برود، بحث صد میلیون تومان بود.
الان در نسل جدید هم یاغی هایی مثل آن زمان پیدا می شود؟
الان حرمت ها شکسته شده است، من این را به وزیر هم گفتم، وقتی خوردبین می گوید بازیکنان پرسپولیس از من انتظار سلام دارند، خودتان باید بدانید چه اتفاقی افتاد. مجتبی محرمی را می گفتند یاغی، ولی من عاشق او هستم، عاشوری و کرمانی هم یاغی بودند، اما از بچه های لوطی و مشتی ما بودند.
پیام صادقیان شاگرد شما بود همینگونه می شد؟
الان زمانه عوض شده است و همه چیز شده پول. او هم گناهی ندارد بچه است باید چند نفر را کنارش بگذارند تا به او مشاوره بدهند. باید مسی را الگوی خود کند، صد نفر مسی را میزنند اما بلند نمی شود نگاه کند ببیند چه کسی او را زد، پیام صادقیانی که انقدر تکنیک خوبی دارد و خوب فوتبال بازی می کند، نباید به همین سادگی فوتبالش تمام شود باید حواسش را جمع کند.
تفکری در فوتبال وجود داشت که می گفتند دفاع یا نباید بگذارد توپ رد شود و اگر هم توپ رد شد نباید بازیکن رد شود،این تفکر امروز هم جریان دارد؟
فوتبال همین است، این که می گویند بازیکن رد شود، منظورش این نیست که دست و پایش را بشکنند، فوتبال بازیکن قلدر می خواهد، یک زمانی من انصاریان و رهبری فرد و هاشمی نسب را داشتم، هر بازی یکی از این ها اخراج می شد ولی ما سه گل می زدیم. یک بازی در شیراز داشتیم باران شدیدی باریده بود و زمین گل بود. به بازیکنان گفتم به هیچ عنوان به عقب پاس ندهید، همین که داور سوت را زد اسماعیل حلالی توپ را عابدزاده پاس داد و توپ گیر کرد و زدند توی گل و ما یک بر صفر عقب افتادیم. بین دو نیمه یکمی با بازیکنان صحبت کردم و در نیمه دوم یک کاشته گیر ما آمد که حلالی خودش آن را گل کرد. بهروز رهبری فرد گِل خالص شده بود، یک بازی عجیبی بود که من تا بحال چنین بازی ای نکرده بودم، دقیقه 80 یک گل دیگر هم زدیم و دو بر یک شدیم و رهبری فرد اخراج شد! آمدم لب خط گفتم مهاجم مان هم به دفاع بیاید و این ده دقیقه آخر را فقط دفاع کنیم و زیر توپ بزنیم و در نهایت هم پیروز شدیم. هربازی یکی از این دفاع های ما اخراج می شد، من هم عشق می کردم، نه این که عمدی بزنند.
در بین دو نیمه های معروف، شما چه چیزی به بازیکنانتان می گفتید؟
بین دو نیمه های من کاملا خصوصی است.
علی پروین در گفت و گوی مفصل، درباره موضوعات مختلف صحبت کرد.
موهایتان رفته رفته سفید و سفیدتر می شود.
خدا هر چیزی را که به انسان می دهد، روزی آن را پس می گیرد. باور کنید من تا 55 سالگی نمی دانستم قلبم کدام طرف بدنم است، اما رفته رفته هر چقدر سنم بیشتر می شود ملاحظات هم بیشتر می شود.
الان هر چیزی را که می خواهم بخورم بچه ها مدام تذکر می دهند که بابا مراقب باش، این را بخور و آن را نخور، روزی سه چهار قرص می خورم، خسته شدم، وای به روزی که سنم به هشتاد برسد، آن وقت دیگر فکر می کن باید یک گوشه ای چهارچنگولی بنشینم. خدا کند گوشه نشین نشویم.
شما مسن شدید و از فوتبال دور شدید اما دربی که با آن خاطرات زیادی دارد هنوز در جریان است و جذابیت دارد.
به نظر من رسانه ها از یک ماه قبل این مسابقه به آن می پردازند و آن راحساس وبزرگ می کنند. من می خواهم بگویم مسئولینی که می گویند ما فوتبال را از دو قطبی بودن در آوردیم بیایند بگویند چطور است که فوتبال را از دو قطبی بودن در آوردند اما از یک ماه قبل به این بازی می پردازند؟ چرا نمی خواهند قبول کنند که فوتبال ما برای این دو تیم است. در همه دنیا هم همینگونه است، در اسپانیا بارسلونا و رئال، در آلمان بایرن و دورتموند، این طبیعت فوتبال در همه جای دنیا است. اگر این دو تیم قوی باشند تیم ملی ما هم قوی می شود.
اینطور هم نیست که فقط رسانه ها بر آتش این بازی بدمند، یعنی دربی به خودی خود حساس نیست؟
مردم همیشه می گویند این بازی را نبازید، قهرمان هم نشدید نشدید، چه زمانی که ما بازی می کردیم و چه زمانی که مربیگری می کردیم و چه امروز. این خواسته ها خود به خود مربی را به احتیاط می کشاند.
برعکس این هم وجود دارد، یعنی اگر تیمی دربی را برنده شوند قهرمان هم نشد اهمیتی ندارد...
دقیقا همینطور است. مربی با این تفکر به دربی می آید که تیمش را ببندد تا تیمش گل نخورد مگر این که بر حسب حادثه تیمی در بیست دقیقه اول گلی به ثمر برساند، آنوقت بازی جذاب می شود. ولی هر چه به جلوتر می رویم این احتیاط بیشتر میشود.
یک تفکر دیگر هم وجود دارد که می گوید دربی باید مساوی تمام شود...
این حرف ها را اصلا به زبان نیاورید، مگر می شود چنین اتفاقی بیفتد؟ یعنی مربی به بازیکنش بگوید گل نزن؟ او نمی رود 10 جا این داستان را تعریف کند؟ من که پنجاه سال است در این فوتبال هستم تا به حال نشنیده ام کسی چنین پیشنهادی به من بدهد. هیچ کس هم به من نگفته تبانی کنید. هر تیمی که قوی ترباشد برنده دربی خواهد شد. رقابت باید وجود داشته باشد و همین رقابت و کری ها است که جذابیت دارد. من به دفتر شهردار فشم رفته بودم، شهردار استقلالی بود و کری خوانی میان استقلالی ها و پرسپولیسی ها شکل گرفت، من از این مسائل لذت می برم. نباید اینطور باشد که همه طرفدار استقلال باشند یا طرفدار پرسپولیس اما این حرفها که گفته می شود فائقی گفته غلط است. یعنی چه که می گویند فائقی به رختکن رفته و برای نتیجه دربی توصیه کرده است، این حرفها را باور نکنید، چه کسی جرات دارد بگوید این بازی را تبانی کنید؟ احتیاط باعث می شود این بازی هیچ وقت زیبا نشود.
فائقی بارها تاکید کرده که است که در نتایج دربی ها دست داشته است...
فائقی که سهل است رییس او او هم نمی توانست به من بگوید فلان کار رو در دربی انجام بده. هر کسی چنین پیشنهادی می داد بیرونش میکردم. هیچ کس نمی تواند به مربی بگوید بازی را مساوی کنید. یک بازی نه نفره را من برای اولین بار از روی نیمکت بلند شدم و به بازیکنانم گفتم از یک سوم دفاعی خودمان جلوتر نروید، شاید هم یک اتفاقی بیفتد که گل هم بزنیم، که نزدیک بود با موقعیتی که بزیک به دست آورد گل بزنیم، این اتفاق فقط یکبار رخ داد آن هم با تصمیم من، نه دستور کس دیگری. درست مانند بازی ایران و آرژانتین که مدافعان ما از یک سوم دفاعی خارج نشدند. چرا باید بگویند که دربی مساوی شود؟
تفکری وجود داشت که نتیجه دربی را به مسائل امنیتی مرتبط می کرد، این تفکر در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد وجود داشت، از غضب هواداران تیم شکست خورده واهمه داشتند.
در دهه شصت که کسی جرات نداشت چنین حرفهایی را به ما بزند. دهه شصت داور سوت را که می زد ما سه بر صفر برنده می شدیم، از آن طرف هم استقلال همینطور بود.
البته این نگاه الان که هواداران فوتبال زیاد به ورزشگاه نمیایند وجود ندارد.
بگذار یک نکته بگویم، زمانی می خواستند هواداران کمتر به استادیوم ها بیایند، بازی های پرسپولیس را در ازادی و بازیهای استقلال را در شیرودی برگزار می کردند، یک هفته استقلال در شیرودی بازی کرد و در هفته دوم ریختند و دروازه ها را از جا در آوردند. آن زمان قصد داشتند تماشاگران را کم کنند، اما نتوانستند، الان نمی دانم می خواهند چکار کنند. بازی ما با وحدت 70 هزار نفر به استادیوم امده بود. سال 61 در دربی ای که ما به استقلال یک بر صفرباختیم تا کنار زمین و روی پروژکتورها تماشاگر نشسته بود، ما هم باختیم اما از دماغ کسی خون نیامد.
اما در مقابل دربی هایی هم داشتیم که در نهایت به شکستن شیشه های اتوبوس و تخریب استادیوم منجر شد...
دلیل آن درگیری ها این بود که در زمین درگیری به وجود می آمد در نهایت به مردم منتقل شد، به عنوان مثال همان دربی که برومند پایان رافت را کتک زد. من یک پیشنهادی را هزار مرتبه دادم اما کسی گوش نمی کند. من می گویم امنیت ورزشگاه را به مردم بدهید باور کنید هیچ اتفاقی نمی افتد، ورزشگاه ها را پر از پلیس می کنند و در نهایت هم که دیده اید چه اتفاقی رخ می دهد. این را هم باید بگویم ا گر مردم شیشه اتوبوس را می شکستند، یادتان باشد که شرکت واحد آدم می آورد و می رفت، مردم باید تا میدان انقلاب پیاده می رفتند، مردم هم می زدند شیشه را می شکستند. الان امکانات بیشتر شده است و اتوبوس های زیاد و مترو گذاشته اند.
پیش بینی شما از نتیجه دربی 79 چیست؟
نظر منم این است که دربی مساوی میشود. مردم شش ماه منتظر نشسته اند یک بازی زیبا و جوانمردانه را ببینند، امیدوارم که این اتفاق بیفتد و در دقایق ابتدایی گلی زده شود. البته دیگر نتایج مثل پیروزی با شش گل تکرار نمیشود، نهایتا همان یک بر صفر یا دو بر یک، میشود.
هاشمی نسب هم گفته به استادیوم نروید از این دربی هم آبی گرم نمی شود.
درست گفته، او هم با من هم نظر است، مساوی می شود مگر این که در بیست دقیقه ابتدایی بازی گلی به ثمر برسد.
فتح الله زاده از انتقال هاشمی نسب به استقلال به عنوان بهترین خاطره از دربی ها یاد می کند، داستان آن انتقال چه بود؟
فتح الله زاده هاشمی نسب را به استقلال برد، ده میلیون تومان او را صد میلیون کرد، خوب کاری هم کرد و اتفاقا من هم خوشحال شدم . هاشمی نسب هم در آن بازی به ما گل زد. بهترین خاطره ما هم از دربی ها همان بازی شش تایی است، بهترین خاطره ها.
در دوره شما هم هر اتفاقی می افتاد بر سر مهرزاد معدنچی خالی می کردید، چرا همیشه او را مقصر می دانستید؟
هر کسی یک بازیکن را دوست دارد و من هم مهرزاد را دوست داشتم، هر کسی توپ را خراب می کرد ما هم مثل مهرزاد را می زدیم. در زندگی ام آدمی نبوده ام که کسی را خراب کنم، همه را به یک چشم می دیدم.
در برهه های مختلفی که در فوتبال بوده اید، محبوب ترین فوتبالیست های علی پروین چه کسانی بودند؟
اول از همه همایون بهزادی بعد حمید جاسمیان و بعد پرویز قلیچ خانی. در میان شاگردانم هم اول ناصر محمدخانی بعد درخشان، مجتبی محرمی، چه کسانی را بگویم؟ همه را بگویم؟ خود عابدزاده یلی برای خودش بود. وقتی درون دروازه می ایستاد خیالمان راحت بود. بگذارید یک خاطره از عابدزاده بگویم، در مسابقات اسیایی پکن، قبل از بازی با کره شمالی، با عابدزاده تمرین پنالتی کردیم، به او گفتم هر پنالتی ای را که بگیری صد دلار به تو پاداش می دهم، او پنج پنالتی را گرفت و همان جا از جیبم پانصد دلار به او پاداش دادم. فردای آن روز هم سه پنالتی را گرفت، روز خوبی بود بعد از شانزده سال قهرمان آسیا شدیم. در سفرها صرف نظر از پولی که به ما می دادند، من همیشه با خودم صد هزار دلار میبردم و جیبم پر از دلار بود، به بازیکنان پاداش می دادم.
فنونی زاده خاطره ای تعریف می کرد و می گفت در عربستان علی پروین به من پاداش داد، ولی فکر کنم وقتی پاداش می داد نمی دانست که من دو کارته شده ام و بازی بعدی را از دست داده ام...
فنونی زاده ها هم از بهترین شاگردان من بودند، یادم است آن زمان پول مثل امروز نبود، مثلا اگر به یک بازی شهرستان میرفتیم، به بچه ها پول میدادیم، به مرتضی ده هزار تومان که می دادم، هزار بارمی گفت علی آقا خدا بده برکت، ما با این بچه ها فوتبال را نگه داشتیم.
اختلافاتی از جنس تقابل دایی و مایلی کهن یا دایی با کریمی در دوره شما هم وجود داشت؟ برخی معتقدند در آستانه جام جهانی 78 خیلی از ملی پوشان مخالف حضور پرویز قلیچ خانی در تیم ملی بودند، طبیعتا با حضور پرویز قلیچ خانی ما می توانستیم نتایج بهتری بگیریم...
آن زمان ما سن و سالمان کم بود و عقلمان به این مسائلی که شما می گویید نمی رسید. ولی در آن برهه پرویز به اواخر فوتبالش رسیده بود و خاطرم هست حشمت مهاجرانی مرا کنار کشید و به من گفت پرویز قلیچ دیگر کشش تمرین هم ندارد. پرویز خان برای خودش یلی بود، در همه پست ها بازی می کرد، اما سنش بالا رفته بود و کار به جایی رسید که به درد تیم ملی نمی خورد و از تیم کنار گذاشته شد، هیچ مشکلی هم نبود، حالا پشت پرده اش چه بود من نمی دانم.
و بعد پرویز قلیچ خانی وارد فاز سیاسی شد...
در آن لیگ فعال و مستمری مثل امروز نداشتیم که بازیکنان همواره آماده باشند، قبل از مسابقات اردوهای چند ماهه برگزار می کردند. پرویز هم اتاق من بود در دهکده المپیک سه ماه، چهار ماه یا شش ماه مهاجرانی ما را به اردو می برد. پرویز شب ها ساعت ده که من می خوابیدم از اتاق بیرون می رفت و ساعت پنج و شش صبح می آمد، من نمیدانستم او کجا می رود. بعدتر که زدند و شیشه دانشگاه را شکستند و انقلاب از آنجا آغاز شد، به ما گفتند که پرویز قلیچ خانی هم جزو انقلابی ها است. می گفتند قلیچ توده ای است، من نمی دانم و نه می خواهم بدانم که او چکار می کرد، فقط بعد از انقلاب او از ایران فرار کرد و بعد در یک برهه کوتاه دیگر به ایران آمد و این بار برای همیشه از رفت...
بعد از انقلاب دیگر با قلیچ خانی ارتباطی نداشتید؟
نه او مسیر دیگری را رفت، مسیر من هرگز سیاسی کاری نبود، خوبی ما ورزشکاران این است که سیاسی نیستیم. پریروز به وزیر گفتم که همینقدر که از این انقلاب به ما رسیده است بس است، این مردم هستند که به ما لطف دارند و این ارزش دارد. باور کنید به شهرداری فشم که رفتم، شهرداری به هم خورد از بس آدم دور من جمع شده بود. یک پیرزن هفتاد ساله مرا که دید انقدر خوشحال شد که حد نداشت، من عشق می کنم این چیزها را میبینم برای من مردم مهمترند نه سیاسی بازی.
نسل جدید هم شما را دوست دارند...
همایون بهزادی به من می گفت تو محبوب دو نسلی، محبوب زمان طاغوت بودی حالا محبوب بعد از انقلاب هم هستی. دلیلش هم این است که من وارد فاز مربیگری شدم و نسل جدید هم مرا می شناخت.
البته این صداقت در کلام و رفتار شما هم باعث محبوبیتتان شد...
من مردمم، من از خود این مردمم، من نمی توانم دروغ بگویم این را یادتان باشد، نه دروغ مصلحتی می گویم و نه دروغ تلفنی. نیازی به دروغ گفتن نمی بینیم. با مردم زندگی کردم و با مردم هم میروم. سر نماز از خدا می خواهم که به مردمم سلامتی بدهد از شر این مریضی بدی که آمده است و مرتضی پاشایی را هم از ما گرفت مریضی بدی است، الان غلامحسین مظلومی هم به همین مریضی گرفتار است...
آخرین بار کی به ملاقات غلامحسین مظلومی رفتید؟
اوایل دوران بستری شدنش به ملاقات او رفتم ولی در برنامه نود دیدم که پسرش می گفت حالش بد است خواستم به ملاقات بروم که گفتند در آِی سی یو بستری است.
فرهنگی که شما پرچمدار آن هستید فرهنگ مشتی گری و لوطی گری است...
قدیم ترها مشتی های تهران یک تو بمیری می زدند، بخاطرش آدم می کشتند. من کاسبم، می خواهم معامله کنم به طرف می گویم امضای من را ول کن، به حرف من توجه کن، یعنی حرفم از امضایم بیشتر اعتبار دارد. قدیم اینگونه بود مرام لوطی گری و مشتی گری بود.
هاشمی نسب یاغی معروف زمان شما بود...
انقدر از هاشمی نسب خوشم میاید بخاطر این که مثل خود من هیچ وقت علیه کسی مصاحبه نکرد، من این اخلاقش را دوست دارم، این همه شاگردانم علیه من مصاحبه کردند، من جوابی دادم؟ روزی هم که هاشمی نسب می خواست برود مرد و مردانه آمد پیش من، عابدینی و محلوجی هم بودند، آنها اصرار داشتند بماند و من گفتم بگذارید برود، بحث صد میلیون تومان بود.
الان در نسل جدید هم یاغی هایی مثل آن زمان پیدا می شود؟
الان حرمت ها شکسته شده است، من این را به وزیر هم گفتم، وقتی خوردبین می گوید بازیکنان پرسپولیس از من انتظار سلام دارند، خودتان باید بدانید چه اتفاقی افتاد. مجتبی محرمی را می گفتند یاغی، ولی من عاشق او هستم، عاشوری و کرمانی هم یاغی بودند، اما از بچه های لوطی و مشتی ما بودند.
پیام صادقیان شاگرد شما بود همینگونه می شد؟
الان زمانه عوض شده است و همه چیز شده پول. او هم گناهی ندارد بچه است باید چند نفر را کنارش بگذارند تا به او مشاوره بدهند. باید مسی را الگوی خود کند، صد نفر مسی را میزنند اما بلند نمی شود نگاه کند ببیند چه کسی او را زد، پیام صادقیانی که انقدر تکنیک خوبی دارد و خوب فوتبال بازی می کند، نباید به همین سادگی فوتبالش تمام شود باید حواسش را جمع کند.
تفکری در فوتبال وجود داشت که می گفتند دفاع یا نباید بگذارد توپ رد شود و اگر هم توپ رد شد نباید بازیکن رد شود،این تفکر امروز هم جریان دارد؟
فوتبال همین است، این که می گویند بازیکن رد شود، منظورش این نیست که دست و پایش را بشکنند، فوتبال بازیکن قلدر می خواهد، یک زمانی من انصاریان و رهبری فرد و هاشمی نسب را داشتم، هر بازی یکی از این ها اخراج می شد ولی ما سه گل می زدیم. یک بازی در شیراز داشتیم باران شدیدی باریده بود و زمین گل بود. به بازیکنان گفتم به هیچ عنوان به عقب پاس ندهید، همین که داور سوت را زد اسماعیل حلالی توپ را عابدزاده پاس داد و توپ گیر کرد و زدند توی گل و ما یک بر صفر عقب افتادیم. بین دو نیمه یکمی با بازیکنان صحبت کردم و در نیمه دوم یک کاشته گیر ما آمد که حلالی خودش آن را گل کرد. بهروز رهبری فرد گِل خالص شده بود، یک بازی عجیبی بود که من تا بحال چنین بازی ای نکرده بودم، دقیقه 80 یک گل دیگر هم زدیم و دو بر یک شدیم و رهبری فرد اخراج شد! آمدم لب خط گفتم مهاجم مان هم به دفاع بیاید و این ده دقیقه آخر را فقط دفاع کنیم و زیر توپ بزنیم و در نهایت هم پیروز شدیم. هربازی یکی از این دفاع های ما اخراج می شد، من هم عشق می کردم، نه این که عمدی بزنند.
در بین دو نیمه های معروف، شما چه چیزی به بازیکنانتان می گفتید؟
بین دو نیمه های من کاملا خصوصی است.
لینک کوتاه : https://arteshesorkh.com/p/60151
نظرت رو بنویس
از حروف انگلیسی استفاده نکن
در حال حاضر فقط کاربرانی که در سایت ثبت نام کرده باشند میتوانند نظر ثبت کنند.
جهت ثبت نام میتوانید اینجا کلیک نمایید.
جهت ثبت نام میتوانید اینجا کلیک نمایید.
اولین نفری باشید که نظرش را ثبت می کند.
بازی های پرسپولیس
2-1
پرسپولیس
چادرملو
جمعه, 5 تیر
ساعت 20:30
ورزشگاه : پاس قوامین
داور : موعود بنیادیفرد
نظرسنجی
از انتخاب مهدی تارتار به عنوان سرمربی پرسپولیس راضی هستید؟
برنامه بازی ها
هفته 23 لیگ برتر
پنجشنبه, 07 اسفند
| تراکتور | 1 - 0 | گل گهر | 19:15 |
جمعه, 08 اسفند
| خیبر خرمآباد | 0 - 2 | چادرملو | 19:00 | |
| شمس آذر | 0 - 2 | فولاد | 19:00 | |
| پیکان | 0 - 0 | سپاهان | 19:00 | |
| استقلال | 2 - 1 | فجرسپاسی | 19:15 |
شنبه, 09 اسفند
| مس رفسنجان | - | آلومینیوم | تعویق | |
| ذوب آهن | - | پرسپولیس | تعویق |
یکشنبه, 10 اسفند
| استقلال خوزستان | - | ملوان | تعویق |
یک هشتم جام حذفی
پنجشنبه, 27 آذر
| تراکتور | 1 - 1 | پرسپولیس | 16:15 |
هفته 1 تعیین سهمیه آسیایی
جمعه, 05 تیر
| پرسپولیس | 1 - 2 | چادرملو | 20:30 |
جدول مسابقات
| رده | نام تیم | بازی | تفاضل | امتیاز |
|---|---|---|---|---|
| 1 | استقلال | 22 | 13 | 41 |
| 2 | تراکتور | 22 | 18 | 39 |
| 3 | سپاهان | 22 | 11 | 39 |
| 4 | گل گهر | 23 | 7 | 39 |
| 5 | پرسپولیس | 22 | 4 | 34 |
| 6 | چادرملو | 22 | 1 | 32 |
| 7 | فولاد | 22 | 5 | 31 |
| 8 | خیبر خرمآباد | 23 | -2 | 29 |
| 9 | ملوان | 22 | -8 | 29 |
| 10 | فجرسپاسی | 23 | -1 | 28 |
| 11 | پیکان | 23 | -6 | 24 |
| 12 | استقلال خوزستان | 22 | -7 | 22 |
| 13 | آلومینیوم | 22 | -7 | 22 |
| 14 | شمس آذر | 23 | -4 | 19 |
| 15 | ذوب آهن | 21 | -8 | 17 |
| 16 | مس رفسنجان | 22 | -16 | 15 |